من حدود 20 سال است که یک کوهنورد مشتاق صخره ای بوده ام. من حداقل هفته ای دو بار در سالن کوهنوردی هستم. من هر زمان که آب و هوا و برنامه من اجازه می دهد ، از خارج از سنگ واقعی خارج می شوم و از سواحل غربی آمریکای شمالی و در سراسر اروپا بالا و پایین صعود کرده ام. به طور خلاصه ، من در طی دو دهه گذشته زمان زیادی و تمرین زیادی را انجام داده ام. شما فکر می کنید تا به حال من یک کوهنورد پیشرفته خواهم بود و مسیرهای بسیار چشمگیر را مقیاس می دهم.
متاسفانه ، شما اشتباه می کنید.
تا همین اواخر ، من علی رغم تمام تجربه ای که من جمع کردم ، کوهنورد به خصوص خوب نبودم. من در حدود 11A ، سطح متوسطی ، در حالی که دوستان بسیار جدیدتر از ورزش اکسل بسیار فراتر از سطح من بودند ، به هم پیوسته بودم. چرا ، من با ناامیدی تعجب کردم ، آیا این همه تمرین در تبدیل شدن به یک کوهنورد بهتر پرداخت نمی شود؟
همانطور که اتفاق می افتد ، تجربه من همه چیز غیر معمول نیست. در حقیقت ، معلوم می شود که تمرین به تنهایی لزوماً منجر به پیشرفت نمی شود ، چه رسد به تسلط. این در طیف گسترده ای از حوزه ها و فعالیت ها صادق است.
به عبارت ساده تر ، تجربه بیشتر ، به خودی خود با مهارت بهتر یا تخصص بیشتر برابر نیست. این در مورد نوازندگان ، ورزشکاران ، بازیکنان شطرنج و حتی روان درمانی است. ممکن است تعجب کنید که می آموزید که تجربه درمانگر بیشتر نتایج بهتری را در روان درمانی (حرفه خود من) پیش بینی نمی کند. بسیاری از روانشناسان مطمئناً از این یافته تحقیق نسبتاً نگران کننده اما تثبیت شده شگفت زده می شوند. چگونه ممکن است انجام کاری برای مدت طولانی لزوماً ما را در این امر بهتر کند؟
پاسخ در چگونگی تلاش برای بهبود – نحوه تمرین ما است.
هیچ چیز جادویی در مورد انجام هرگونه فعالیت به مدت 10،000 ساعت وجود ندارد
ممکن است شما با محبوبیت ناگوار مالکوم گلادول از قانون به اصطلاح 10،000 ساعت تمرین آشنا باشید-این ایده که افراد دارای تخصص در هر فعالیت حداقل 10،000 ساعت تمرین کرده اند. این در واقع یک “قاعده” گمراه کننده و نادرست است. در واقع ، این یک قاعده نیست. این تعداد یک است میانگین از چندین مطالعه ، به این معنی که بسیاری از افراد با تخصص در حوزه خاص خود بسیار کمتر از این کار کرده اند ، در حالی که برخی دیگر بسیار بیشتر تمرین کرده اند. هیچ چیز جادویی در مورد شماره 10،000 وجود ندارد.
اما حتی مهمتر ، آنچه مهم است چگونه ما تمرین می کنیم ، نه به سادگی این که ما تمرین می کنیم به نظر می رسد که تخصص از یک شکل خاص از تمرین شناخته شده به عنوان ناشی می شود تمرین عمدی، که در آن ما اهداف روشنی را برای بهبود تعیین می کنیم ، وقت خود را برای کار در تقویت مهارت ها و دانش مورد نیاز برای دستیابی به این اهداف ، درخواست بازخورد متخصص در مورد عملکرد خود و تمرین شامل آن بازخورد اختصاص می دهیم. در صورت عدم وجود بازخورد متخصص ، ما می توانیم از جایگزینی برای تمرین عمدی که به عنوان شناخته می شود استفاده کنیم عمل هدفمندبشر عمل هدفمند شبیه به تمرین مشورتی است ، اما ما خود را برای ارزیابی مداوم پیشرفت خود برای بازخورد خارج جایگزین می کنیم. به عنوان مثال ، این می تواند اتفاق بیفتد ، اگرچه تماشای فیلم های ویدئویی از هر فعالیتی که ما روی آن متمرکز شده ایم ، گوش دادن به ضبط ها (به عنوان مثال ، برای نوازندگان) ، یا بررسی یادداشت های موردی و درخواست بازخورد مشتری/بیمار (به عنوان مثال ، برای روان درمانی و پزشکان). بازگشت به حرفه من از روانشناسی بالینی (و حرفه های مرتبط با سلامت روان) ، که مؤثرترین درمانگران و مشاوران هستند؟ این کسانی نیستند که طولانی ترین در این زمینه بوده اند. در عوض ، این کسانی هستند که به طور معمول درگیر عمل مشورتی یا هدفمند هستند. این درمانگرانی هستند که از مشتریان درخواست بازخورد ، مشورت با همکاران ، بررسی و تأمل در یادداشت های جلسه می کنند ، در آموزش ها شرکت می کنند و عمداً در مورد کیفیت کار خود تأمل می کنند.
تمرین به روشی بدون ساختار ، بدون اهداف ، بازخورد ، تأمل در مورد پیشرفت ما و ادغام آنچه آموخته ایم ، منجر به احساس گیر شدن دقیقاً می شود زیرا ما از تجربه خود یاد نمی گیریم یا از آن یادگیری برای بهبود عملکرد خود استفاده می کنیم. در حقیقت ، ما ممکن است عادت های بد را انجام دهیم ، تا زمانی که احساس طبیعی کنند ، آنها را بیشتر می کنیم و ما عمیقاً در یک فلات گیر می کنیم و هیچ تصوری از آن وجود ندارد که چگونه به آنجا رسیدیم یا چرا حرکت فراتر از آن بسیار دشوار است.
بازگشت به فلات کوهنوردی من: هنگامی که من در مورد تمرین عمدی یاد گرفتم ، برای چند درس شخصی به دنبال مربی کوهنوردی بودم. مربی من ، وایت ، من را تماشا کرد و بلافاصله مشکلات فنی و انعطاف پذیری را که من را عقب نگه می داشت شناسایی کرد. وی نشان داد که چگونه می توانم تکنیک خود را بهبود ببخشم ، چندین تمرین به من داد تا به من کمک کند از نظر فنی قوی تر و انعطاف پذیر شوم و از من در حال صعود از یک مسیر استفاده کردم تا بتوانم صعود خودم را نقد کنم. من همچنین شروع به تماشای فیلم های کوهنوردی آموزشی در رسانه های اجتماعی کردم و برای جلسات تمرینی با تمرکز بر بهبود تکنیک و توانایی “خواندن” مسیرها – به سمت سالن کوهنوردی خود شروع کردم تا بهتر از این استفاده کنم. طی چند ماه ، من فلات ناامیدکننده خود را پشت سر گذاشتم و 12A اول خود را صعود کردم – یک هدف دیرینه که به نظر می رسید غیرممکن است.
متخصصان در هر زمینه چه کسانی هستند؟ آنها لزوماً مردمی نیستند که بیشترین تجربه را دارند. در واقع ، ما احتمالاً همه ما افرادی را با تجربه زیادی می شناسیم که به خصوص در کاری که انجام می دهند مهارت ندارند. کارشناسان در هر حرفه ای و در هر فعالیت تفریحی ، افرادی هستند که وقت خود را برای بهبود عمداً از طریق تعیین هدف ، تمرین منظم مهارت های کلیدی ، درخواست بازخورد متخصص یا صرفاً بررسی پیشرفت خود به طور منظم ، در عین حال در حالی که شامل آنچه آموخته اند ، می گیرند.
تمرین ، به تنهایی ، کامل نمی شود. اما تمرین عمدی و هدفمند می تواند شما را برای دستیابی به تسلط در هر آنچه که می خواهید در آن برتری داشته باشید ، طی کند.