هفته گذشته در فریسکو ، تگزاس ، یک دختر 8 ساله هنگام راه رفتن با مادرش توسط یک کویوت مورد حمله قرار گرفت. داستان ، همانطور که همیشه این برخوردها انجام می شود ، عناوین ایجاد می کند. یادآوری دیگری که ما حومه های خود را با سازنده سازگارترین آمریکای شمالی به اشتراک می گذاریم. تماس دیگری برای کنترل حیوانات. دور دیگری از پست های فیس بوک محله در مورد نگه داشتن حیوانات خانگی در داخل.
همان گونه ای که می تواند ما را در حیاط خانه های ما بترساند ، یکی از بزرگترین داستانهای گسترش در تاریخ حیوانات را از بین برده است. فقط در 50 سال ، کویوت ها هر شهر بزرگ آمریکایی را از لس آنجلس تا منهتن استعمار کردند. آنها در حال عکسبرداری از کنار علامت هالیوود ، دفع کردن در پارک مرکزی و پرورش توله سگ ها در مرکز شهر شیکاگو هستند. دامنه آنها از سال 1900 40 درصد افزایش یافته است.
این اتفاق با وجود یکی از پرخاشگرترین کمپین های نابودی در تاریخ ایالات متحده رخ داد. در اوایل دهه 1900 ، دولت فدرال با شکارچیان جنگ اعلام کرد. آنها سموم را مستقر کردند ، شکارچیان فضل را استخدام کردند و ارتش ردیاب را بسیج کردند. این کمپین به طرز تماشایی روی گرگها کار می کرد. تا سال 1926 ، آخرین گرگ یلوستون مرده بود.
اما کویوت؟ آنها فقط از ذبح زنده نماندند. آنها رونق گرفتند. هر ایستگاه سمی درسی شد که از آن جلوگیری شود. هر تله ای به آنها دلهره جدیدی می آموزد. هر شکارچی آنها را به سرزمین های جدید سوق می داد. جنگ دولت علیه کویوت ها به فشار تکاملی تبدیل شد که یک دستگاه پیشکسوت منطقه ای را به یک فاتح قاره تبدیل کرد.
تضاد دلهره آور و آموزنده است. گرگ با شکوه از بیشتر محدوده تاریخی آن از بین رفته است. در همین حال ، هیچ کس برنامه های پشتیبانی کویوت را اجرا نمی کند. آنها به آن احتیاج ندارند. آنها در پشت مراکز نواری قرار دارند و در باقیمانده ما رونق می گیرند.
سه درس بقا از غارتگر آمریکای شمالی
1. انعطاف پذیری رفتاری
در وایومینگ ، کویوت ها بسته های شکار را تشکیل می دهند که مانند یک تیم فوتبال هماهنگ هستند: پیشاهنگان گوزنها را تحت فشار قرار می دهند ، Chasers آن را پایین می آورند و کمینرها در مسیرهای فرار منتظر می مانند. این رفتار غارتگر خالص است – تا زمانی که اینگونه نباشد. همین شکارچیان همان بسته صبح روز بعد را صرف خوردن انواع توت های درختی می کنند. عصرانه در حال پاک کردن یک الک الله زمستانی. آنها می توانند در هنگام کار پروتئین گرگ باشند. وقتی انواع توت ها رسیده اند ، می توانند خرس باشند.
همان کویوت را در مرکز شهر لس آنجلس رها کنید و به تماشای انعطاف پذیری بپردازید. محققان UCLA یک رژیم غذایی هفتگی گریفیت پارک کویوت را مستند کردند: دو خانه دار (شکارچی) ، آووکادو افتاده (Frugivore) ، یک همبرگر در N-N-Out (Scavenger) ، Fountain Goldfish (فیشر) و آنچه به نظر می رسد بیشتر کیک تولد سگ طراح (فرصت طلب) است. آنها فقط چیزهای مختلفی نمی خورند – آنها به انواع مختلفی از خوراکی ها تبدیل می شوند.
تغییر برنامه به همان اندازه دراماتیک است. کویوتهای روستایی روز خود را 50 درصد در روز ، 50 درصد شب تقسیم می کنند. کویوت های شهری 80 درصد شبانه می روند. اما ثابت نیست. پروژه ساخت و ساز باعث اختلال در روال شب آنها می شود؟ آنها روزانه می چرخند. آنها فرصت طلبان زمانی هستند.
انعطاف پذیری اجتماعی ممکن است چشمگیر باشد. آن شکارچیان بسته وایومینگ؟ آنها را در شیکاگو بگذارید ، و آنها به صورت انفرادی می روند. همان گونه ای که از تاکتیک های گروهی پیچیده استفاده می کند ، به سایه های انفرادی تبدیل می شود که از طریق کوچه ها می چرخند. Pack Animal ، Pair Bond ، Lone Wolf – آنها می توانند همه اینها باشند زیرا آنها به هیچ یک از آنها متعهد نیستند.
هنگامی که محیط شما دگرگون می شود ، روش های شما باید دگرگون شود. در عصر هوش مصنوعی ، در یک حالت قفل شده است – یک رژیم غذایی ، یک برنامه ، یک ساختار اجتماعی – فکر گرگ است. داشتن هر گزینه در دسترس تفکر کویوت است.
2. مزیت بین النهرین
شکارچیان apex مانند گرگ ها مغزهای شکارچی Apex را توسعه می دهند. آنها یک راه فکر می کنند: هانت. اما بین النهرین مانند کویوت ها جایی در وسط زنجیره غذایی هستند. دانشمندانی که در حال مطالعه عصب شناسی کویوت هستند ، مناطق هیپوکامپ متناسب بزرگتر را پیدا کردند – منطقه مرتبط با حافظه ، ناوبری مکانی و ارزیابی تهدید. چرا؟ از آنجا که وقتی شکارچی هستید و شکار می شوید ، باید همزمان در ابعاد مختلف فکر کنید.
یک کویوت که از خیابان عبور می کند ، روانشناسی بین النهرین را نشان می دهد. سر ، گوش ها در حال چرخش ، بررسی تهدیدات از بالا و پایین ضمن محاسبه هزینه های فرصت. گرگها در مناظر مانند آنها در مناظر قدم می زنند زیرا از نظر تاریخی ، آنها این کار را کردند. Coyotes Slink ، Motause و Dart به دلیل اینکه آنها هرگز به جز توانایی آنها در خواندن اتاق ، هیچ چیزی نداشته اند.
این حالت مداوم آگاهی تاکتیکی به ابرقدرت آنها تبدیل شد. هنگامی که اکوسیستم فروپاشید و شکارچیان اوج سقوط کردند ، کویوت قبلاً هزاره ها را صرف تمرین ژیمناستیک ذهنی عدم اطمینان کرده بود. هر روز یک کلاس کارشناسی ارشد در “چه می شود اگر همه چیز در حال حاضر تغییر کند؟”
به اندازه کافی مضطرب بمانید تا از اتوماسیون در منسوخ شدن جلوگیری کنید. وقتی فرصتی را پیدا کردید ، به اندازه کافی روده بمانید تا در حال پرش باشید. آینده متعلق به کسانی است که می توانند همزمان مانند شکارچی و طعمه فکر کنند.
3. زندگی در لبه
هنگامی که دو اکوسیستم با Forest و Meadow ، اقیانوس و ساحل ملاقات می کنند – بیو بودن افزایش می یابد. اکولوژیست ها این را “اثر لبه” می نامند. Coyotes متخصصان Edge Effect هستند. آنها به بالاترین تراکم خود نه در بیابان خالص ، نه در مراکز شهری ، بلکه در فضاهای بین آنها می رسند.
برای بیش از دو دهه ، پروژه تحقیقاتی Coyote County County County County دارای رادیو و GPS-Collared 700 پلاس در سراسر کلانشهر شیکاگو است. محققان تماشا کرده اند که آنها را با خاکریزهای راه آهن به عنوان بزرگراه ها ، شکار در حاشیه گورستان های آرام ، و در کنار ناهمواری های زمین های گلف حومه شهر شکار می کنند.
یکی از حیوانات پرطرفدار این پروژه ، کویوت شماره 115 (گاهی اوقات با نام مستعار “Mellonhead”) ، یک مرد بزرگ که در سال 2004 اسیر شد و به مدت 12 سال در امتداد حاشیه فرودگاه بین المللی اوهار پیگیری شد. او با کویوت شماره 1 به همان اندازه مشهور جفت شد ، او بسترهای مکرر را در یک گورستان که بین باند و محله ها گوه زده بود ، بلند کرد. فرزندان آنها اکنون سرزمین هایی را در سراسر شهرستان کوک نگه می دارند. شیکاگو توسط کویوتس که به حلقه حمله می کرد فتح نشده بود – بسته بندی شده توسط بسته ، از لبه های داخل آن جذب شد.
پیدا کنید که خلاقیت انسان با پردازش AI ملاقات کند – این لبه شماست. از دفاع از قلمرو خالص “انسانی” دست بردارید. لبه جایی است که فرصت ها وجود دارد.
تکامل در حال حاضر اتفاق می افتد
در دهه ها ، کویوت ها بدنهای کوچکتر (آسان تر برای پنهان کردن) ، الگوهای مختلف هورمون استرس (بهتر برای تماس ثابت انسان) و ریتم های شبانه روزی تغییر یافته (بهینه سازی شده برای زندگی در شهر) ایجاد کرده اند. این سرعت صاعقه از نظر تکاملی است.
هر ایستگاه سمی درس شد. هر تله ای به شدت آموزش می داد. هر شکارچی آنها را به سرزمین های جدید سوق می داد. کمپین نابودی کویوت ها را از بین نبرد – که آنها را آموزش می داد. دولت آمریكا میلیون ها نفر را در تلاش برای از بین بردن كویوتها و به جای آن به طور تصادفی سوپر مخروط ایجاد كرد.
اکنون یک کلیشه در AI وجود دارد: راز شکوفایی “انسان تر بودن” است. برای دو برابر شدن در خلاقیت ، همدلی ، همه دستگاه های آن چیزها نمی توانند انجام دهند.
یا شاید این فقط روش دیگری برای زوزه زدن در ماه باشد.
شاید جواب این نباشد که انسانی تر باشد. شاید این باشد که کویوت تر باشد.