بسیاری از آفریقایی ها کشورهای وطن خود را ترک می کنند ، اما با هزینه ای. خانواده ها در قاره های دیگر پراکنده هستند و ممکن است بسیاری دیگر هرگز با هم نباشند. نه به این دلیل که آنها نمی خواهند ، بلکه به این دلیل که آنها نمی توانند تحمل کنند. به عنوان مثال ، در یک خانواده ، پسر ارشد در کانادا است. خواهرش در لندن زندگی می کند. دیگران در نیویورک و برلین هستند. جمع شدن برای نشستن و غذا خوردن در یک میز به یک لوکس تبدیل می شود.
مطالعات اخیر منتشر شده در یک ژورنال بررسی شده توسط همسالان و یک جلد طبیعت Springer ، افزایش مهاجرت از کشورهای آفریقایی در دوره پس از کنفرانس را تأیید می کند. مهاجرت جدید نیست ، اما الگوی تغییر کرده است. در حالی که امواج مهاجرت از کشورهای جنوب صحرای آفریقا به غرب قابل توجه بوده است ، جنبش فعلی توسط تعداد زیادی از متخصصان ، دانشجویان و کارگران نیمه ماهر مشخص شده است که بسیاری از آنها می توانند به عنوان فرار از کشورهای خود دیده شوند. بیکاری ، ناامنی ها و چشم اندازهای کمرنگ باعث شده است که بسیاری از آنها وسایل خود را بفروشند تا هزینه بالای ترک را بپردازند.
هنگامی که در خارج از کشور ، بسیاری شروع به بازسازی زندگی خود می کنند. اما جدایی فقط جسمی نیست بلکه روانی است. بسیاری از آنها از نظر ذهنی در زندگی و جوامعی که پشت سر گذاشته اند به دام می افتند. این حالت به عنوان شناخته شده است بی تحرکی شناختی، وضعیت روحی که در آن افراد در گذشته به دام می افتند و برای ادغام در یک محیط جدید یا مرحله زندگی تلاش می کنند. هنگامی که شرایط مرتبط با عدم تحرک شناختی مورد توجه قرار نمی گیرد ، می تواند منجر به استرس ، اضطراب ، افسردگی ، بی خوابی و سایر مسائل بهداشت روان شود. مهاجران آفریقایی ممکن است وزن انتظارات غیرقابل تحقق ، خانه هایی را که نمی توانند به آنها بازگردند و آینده های نامشخص برای خود و فرزندانشان داشته باشند ، تحمل کنند. در حالی که آنها سعی می کنند در مکان های جدید مستقر شوند ، ذهن آنها غالباً به خیابان های کودکی ، غذاهای آشنا و آیین های اجتماع و خانواده خود باز می گردد.
در این بازگشت عاطفی به گذشته ، حافظه هم پناه و هم بار می شود. برای برخی ، این یادآوری ها راحتی را ارائه می دهند. برای دیگران ، آنها حس جابجایی را عمیق تر می کنند. هنگامی که بی تحرکی شناختی وارد می شود ، مهاجران ممکن است از نظر استعاره ای بی خانمان باشند ، از نظر جسمی در مکانی جدید و در عین حال ذهنی در دنیایی که دیگر نمی توانند به آن دسترسی پیدا کنند ، وجود داشته باشد. همانطور که یک بار اسقف اعظم دزموند توتو پرسید ، “زیرا بدون حافظه … آیا هویت دارید؟” برای بسیاری از مهاجران آفریقایی ، حافظه هم به یک نجات و هم یک دام تبدیل می شود و شکل می دهد که چگونه آنها کنار می آیند ، چگونه تعلق می گیرند ، و همانطور که اسقف اعظم دزموند توتو به ما یادآوری می کند ، چگونه آنها را به یاد می آورند.
فرسایش روابط خانوادگی
با گذشت زمان ، شرایط مرتبط با عدم تحرک شناختی ، حس هویت مهاجران را تغییر شکل می دهد ، زیرا آنها دیگر به طور کامل بخشی از دنیایی نیستند که آنها را ترک کرده اند و نه آن را که وارد شده اند. هویت آنها در سراسر قاره ها کشیده می شود و در آن کشش ممکن است با گذشت زمان اشک ایجاد شود.
در ضمن ، آنها سازگار می شوند. آنها ازدواج می کنند. آنها کودکان را پرورش می دهند. اما این کودکان ممکن است هرگز از خانه های اجدادی خود بازدید نکنند. اگر این کار را انجام دهند ، ممکن است یک یا سه بار در طول زندگی اتفاق بیفتد. پسر عموها از هم جدا می شوند ، در سراسر جهان پراکنده می شوند ، با نام خانوادگی ، گروه های واتس اپ ، نظرات فیس بوک و لایک های تیکتوک متصل می شوند. پیوندهایی که زمانی خانواده ها را در کنار هم نگه می داشتند ، به آرامی از بین می روند ، از راه دور ، مناطق زمانی ، لهجه های جدید و اعتماد به صفحه ها پوشیده می شوند.
از آنجا که این مطالعات اخیر الگوی جدیدی از مهاجرت را که پس از همه گیر COVID-19 ظاهر می شود ، ذکر کرده اند ، ما همچنین باید تصدیق کنیم که این بیماری همه گیر این قطع ارتباط را عمیق تر کرده است. خدمات کلیسایی آنلاین ، تولدهای مجازی و تماس های بزرگنمایی جایگزین حضور فیزیکی ، دور کردن بیشتر افراد از عزیزان و همچنین مکان ها و فضاهایی است که قبلاً آنها را به خانه می نامیدند.
اتحاد فیزیکی اکنون به ندرت اتفاق می افتد ، و هنگامی که آنها انجام می دهند ، اغلب در چارچوب از دست دادن یا دلهره است. پدر می میرد ، یا یک مادر دفن می شود. پروازها رزرو شده اند و کسانی که توانایی پرداخت آن را دارند ، به طور خلاصه به سرزمین مادری باز می گردند. پس از پایان دفن ، همه به جایی می روند که اکنون به نظر می رسد متعلق به آنها هستند ، آنچه اکنون آنها را “خانه” می نامند.
اگر این روند ادامه یابد ، یک روز ، حتی ممکن است این بازده ها متوقف شوند. نسل بعدی ، کسانی که در خارج از کشور متولد و بزرگ شده اند ، ممکن است احساس نکردن به سرزمین های اجدادی را نداشته باشند. آنها ممکن است والدین خود را در خاک خارجی دفن کنند. این می تواند یک قطع ارتباط نهایی برای کسانی که خانواده ها را در خارج از کشور ترک کرده و بزرگ کرده اند ، نشان دهد.
بار نامرئی مهاجرت آفریقا
فرسایش روابط خانوادگی یکی از بالاترین هزینه های مهاجرت از آفریقا است. این باخت هزاران نفری را که در صحرای صحرا در مسیر اروپا جان باختند یا کسانی که در امتداد مسیرهای “دیدن مراکش ، به اسپانیا مراجعه کنید” درگذشت ، شامل نمی شود. براساس گزارش سال 2024 سازمان ملل ، “دو بار مهاجران در حال عبور از صحرا به عنوان دریای مدیترانه هستند.”
همچنین هزاران نفری که در دریا جان خود را از دست داده اند ، به ویژه در راهرو لیبی-لامپدوسا ، مستثنی نیست. طبق یک مطالعه همکار مورد بررسی که سال گذشته منتشر شد ، بیش از 40،000 زندگی از جمله کودکان ، زنان و مردان در طی 25 سال گذشته در دریای مدیترانه گم شده اند. در حالی که پاک کردن کسانی که در این مسیرها گم شده اند فوری است ، فرسایش روابط بین کسانی که زنده مانده و به سواحل جدید رسیده اند ، آهسته تر آشکار می شوند. این جدا شدن تدریجی از خانه های اجدادی و خانواده های آنها کمتر قابل مشاهده است اما عمیق تر نیست.
این فرسایش روابط خانوادگی ممکن است منجر به پاک کردن آهسته ماندگاری فرهنگی برای میلیون ها نفر شود که ناشی از جابجایی خانواده است. هویت ها در طول زمان و مکان تغییر شکل می یابد. همانطور که اسقف اعظم دزموند توتو یک بار هشدار داد ، “… اگر می خواهید یک قوم را نابود کنید ، حافظه آنها را نابود می کنید ، تاریخ آنها را نابود می کنید.” مگر اینکه چیزی تغییر کند ، مگر اینکه زندگی در این قاره قابل زندگی باشد ، عزیمت ها متوقف نمی شوند. پاک کردن فرهنگ ها ، تغییر شکل هویت ها و محو شدن خاطرات جمعی ادامه خواهد یافت.
بسیاری هرگز برنمی گردند ، نه به صورت حضوری و نه با روح. و با گذشت زمان ، مکانهایی که قبلاً به خانه می نامیدند ممکن است شروع به فراموش کردن آنها کنند ، درست همانطور که به آرامی آن مکان ها را فراموش می کنند. آنچه باقی مانده است ، یک درد آرام است که در مرزها و نسل ها حمل می شود ، احساس چیزی که ناتمام ، بی نظیر ، ناگفته باقی مانده است. در پایان ، مهاجرت فقط یک حرکت بدنی نیست. این یک غیبت طولانی است که باعث از بین رفتن غیرقابل تصور هویت و ارتباطات خانوادگی می شود.