[ad_1]

مغز ما یکپارچه اطلاعات بصری و شنوایی را برای ایجاد یک درک هماهنگ و هماهنگ از محیط ما ادغام می کند. این امر با وجود تفاوت های زیاد در پردازش سریع ورودی های بصری و شنوایی انجام می شود.
از یک طرف ، اطلاعات بصری با سرعت نور سفر می کند و تقریباً فوراً از منبع به چشمان ما می رسد. نشانه های شنوایی بسیار کندتر ، نسبتاً ، در حدود 343 متر در ثانیه سفر می کنند. تأخیر بین زمان رسیدن اطلاعات بصری و شنوایی از یک منبع قابل مشاهده است. به عنوان مثال ، وقتی چند ثانیه بعد صدای رعد و برق را می شنوید و صدای رعد و برق را می شنوید.
از طرف دیگر ، مغز اطلاعات شنوایی را سریعتر از اطلاعات بصری پردازش می کند. این هنگام اندازه گیری زمان واکنش به یک فلاش در مقابل یک بوق نشان می دهد: مردم تمایل دارند که حدود 20 میلی ثانیه سریعتر باشند تا نسبت به یک رویداد بصری واکنش نشان دهند.
پنجره اتصال موقتی (TBW)
به منظور ادغام اطلاعات شنوایی و بصری در موقعیت هایی که دو نوع منبع به زمان کمی متفاوت می رسند ، مغز یک نوع بافر را شامل می شود ، به نام پنجره اتصال موقتی صوتی و تصویری (یا TBW) که در آن صداها و دیدنی ها به عنوان هماهنگ درک می شوند حتی اگر زمان بندی با چند چند میلی ثانیه متفاوت باشد. تحقیقات نشان داده است که TBW برای محرکهای ساده مانند بوق و گرگرفتگی می تواند بین 160 میلی ثانیه و 250 میلی ثانیه باشد. این بدان معناست که حتی اگر زمان یک فلاش بصری و بوق شنوایی با 200 میلی ثانیه متفاوت باشد ، مغز هنوز هم می تواند این موارد را در همان زمان دقیق درک کند. برای محرکهای پیچیده تر ، مانند زبان انسانی ، TBW حتی بیشتر است.
تحقیقات قبلی نشان داده است که TBW یک فرد را می توان از طریق آموزش ادراکی با بازخورد اصلاح کرد (پاورز و همکاران ، 2009). در این مطالعات ، به شرکت کنندگان آزمایشات زیادی داده می شود که در آن پاسخ می دهند که آیا بوق و فلش به طور همزمان اتفاق می افتد. پس از آزمایشات کافی که در آن بازخورد دریافت می کنند که آیا آنها صحیح بوده اند یا نه ، TBW های مردم کوچک می شوند. به عبارت دیگر ، آنها در شناسایی زمان بوق و فلش در زمان های کمی متفاوت ، دقیق تر می شوند. با این حال ، تحقیقات قبلی تعمیم پذیری این نوع آموزش را آزمایش نکرد.
در یک مطالعه جدید که در شماره این ماه منتشر شده است ادراک، پاتریک برنز و همکارانش پرسیدند که آیا آموزش همگام سازی در یک قسمت از زمینه بصری به بخشی آموزش دیده از میدان بصری منتقل می شود. شرکت کنندگان دو جلسه آموزشی را به پایان رساندند که در آن آنها همزمان همزمان جفت های محرک های شنوایی و بصری (چشمک و بوق) را قضاوت می کردند ، اما فقط در یک Hemifield آموزش دریافت می کردند – یا سمت راست یا چپ میدان بصری. قبل و بعد از آموزش ، TBW هر شرکت کننده در هر دو نیمکره اندازه گیری شد. یافته های آنها انتقال قابل توجهی از یک همفیلد به دیگری نشان داد. یعنی شرکت کنندگان که در زمینه بصری راست آموزش دیده بودند ، به همان اندازه بهبود (کوچک شدن) TBW خود را در میدان دید چپ (آموزش دیده) چپ مانند در زمینه بصری راست آموزش دیده نشان دادند.
نتایج نشان می دهد که مکانیسم های عصبی مسئول یادگیری برای بهبود هماهنگ سازی صوتی و تصویری در سطح بالایی از پردازش ادراکی اتفاق می افتد ، نه به مکانهای خاص شبکیه گره خورده است. هنگامی که هماهنگ سازی در یک منطقه از میدان بصری آموزش دیده باشد ، یادگیری در کل زمینه بصری تعمیم می یابد. سوالات باز هنوز باقی مانده است. به عنوان مثال ، آیا آموزش همگام سازی با محرکهای ساده مانند گرگرفتگی و بوق ها به انواع دیگر داوری های همزمانی مانند گفتار انسانی یا سایر رویدادهای پیچیده صوتی و تصویری تعمیم می یابد؟ و آیا این اثرات آموزشی برای مدت زمان طولانی تر زنده می ماند؟ در مطالعات فعلی ، شرکت کنندگان درست پس از اتمام آموزش دو روزه مورد آزمایش قرار گرفتند ، اما مشخص نیست که آیا این اثرات ماهها یا سالها بعد دیده می شود.
[ad_2]