وقتی صحبت از بیماری روانی می شود ، چیزهای ناعادلانه ای وجود دارد.
برای یک شرط عادلانه نیست که به کسی حمله کند که معمولاً فقط در آغاز زندگی بزرگسالان خود (سنین 16-24 سال) (سولمی و همکاران ، 2022). این عادلانه نیست که یک بیماری حتی قادر به تأثیرگذاری بر ذهن شما باشد.
عادلانه نیست که یک بیماری داشته باشید که فکر می کنید باید پنهان شوید یا باید از آن بترسید. افراد شرم آور که با شرایط سلامت روانی زندگی می کنند ، اغلب واقعی است ، به حدی که نام خود را به دست آورده است: خود استیگما (Hasson-Ohayon et al. ، 2012).
ناعادلانه است که بیمه شما ممکن است دارویی را که احتمالاً برای شما کار نمی کند ، پوشش ندهد ، یا ممکن است شما را ملزم به مصرف چندین دارو ارزان تر در ابتدا در فرآیند معروف به “مرحله درمانی” کند.
این عادلانه نیست که اگر نیاز به رفتن به بیمارستان دارید ، ممکن است ابتدا چند روز را در ER بگذرانید زیرا کمبود “بستر روانی” بد است (مک باین و همکاران ، 2022).
این عادلانه نیست که شما تقریباً مطمئن باشید که به عنوان “بیمار روانی” متفاوت از نحوه برخورد با “بیماران پزشکی” توسط پرستاران رفتار می شود. این عادلانه نیست که ، در مقایسه با اکثر بیماری های عمده ، بیماری شما بودجه نسبتاً کمی برای تحقیقات دریافت می کند (پاتل و همکاران ، 2021). با این حال ، خودکشی جوانان بیشتری را نسبت به سرطان و بیماری های قلبی می کشد (Hedegaard و همکاران ، 2021).
این عادلانه نیست که بزرگترین مرکز درمانی برای شرایط شما زندان است (هیل ، 2016). این عادلانه نیست که حتی اگر به آنجا ختم شوید ، احتمالاً داروی خود را دریافت نخواهید کرد (هیوز و همکاران ، 2023).
این عادلانه نیست که اگرچه تحقیقات نشان می دهد که افراد می توانند و از بیماری روانی جدی حتی بهتر شوند ، بعید است که در اولین برخورد خود برای کمک به آن پیام بشنوید (حداقل من این کار را نکردم).
این عادلانه نیست که مهمتر از همه اینها ، ممکن است مردم احساس کنند که در مورد بیماری شما ننگ یا حتی شوخی می کنند.
با این حال ، به نوعی ، فراتر از همه اینها ، بیشتر افرادی که من می شناسم این شرایط را دارند ، مقاومت بی نظیری را نشان داده اند.
وقتی دیگران قضاوت می کنند
به عنوان یک درمانگر و شخصی که با شرایط سلامت روانی زندگی کرده است ، یکی از دشوارترین مواردی که برای شاهد وجود دارد ، عدم دلسوزی است که اغلب به رنج واقعی بیماری روانی داده می شود. هنگامی که فرد به سلامتی قابل توجهی مانند سرطان تشخیص داده می شود ، افراد تمایل دارند که پشت سر آنها تجمع کنند. با این حال ، کسی که مبتلا به اسکیزوفرنی است ، احتمالاً برکنار ، سخنرانی یا بدتر از آن اخراج می شود.
من اغلب تعجب کرده ام که چرا این است و چگونه مردم می توانند اینقدر ناآگاه باشند. من فرضیه خود را به سه دسته کاهش داده ام.
1. گاهی اوقات ، دلسوزی دردناک است
وقتی می بینیم کسی صدمه دیده و همدلی احساس می کند ، احساس صدمه می کنیم. با این حال ، اگر آن دلسوزی را با قضاوت جایگزین کنیم ، مهم نیست که چقدر غیر منطقی باشد ، می توان از این درد جلوگیری کرد. افرادی که با شرایط سلامت روان زندگی می کنند ، غالباً رنج می برند. گاهی اوقات ، تصدیق عذاب دیگران می تواند بسیار باشد.
من شنیده ام که مردم می گویند دلسوزی “ضعیف” یا “نرم” است. این نیست یک فرد قوی طول می کشد تا مایل باشد خود را به واقعیت های رنج دیگران باز کند.
2. نادانی
علائم بسیاری از شرایط سلامت روان می تواند آنچه را که مردم “نقص شخصیت” می نامند ، تقلید کند. به عنوان مثال ، علائم منفی اسکیزوفرنی می تواند انگیزه کسی را کاهش دهد و سازماندهی افکار شخص را دشوار کند. به مشکلات مربوط به عملکرد اجرایی افراد مبتلا به تجربه ADHD فکر کنید و یک میلیون آن را بزرگنمایی کنید. بینندگان ممکن است کسی را ببینند که روی نیمکت دراز کشیده و آنها را “تنبل” می نامد وقتی که شخص گفته می شود در حال نبرد شرور در ذهن خود است.
3. گاهی اوقات قضاوت باعث می شود مردم نسبت به خود احساس بهتری داشته باشند
یک جنبه تاریک برای روانشناسی اجتماعی وجود دارد که در آن خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم. افرادی که با شرایط بهداشت روان زندگی می کنند ، غالباً کلاهبرداری جامعه بوده اند.
متأسفانه و نامناسب ، برخی از افراد به افرادی که مبتلا به بیماری روانی هستند ، به ویژه کسانی که بی خانمان را تجربه می کنند ، نگاه می کنند. انگار که بگویم “حداقل من آن شخص نیستم.” با تأیید اینکه آنها به راحتی می توانند “آن شخص” باشند اگر می خواستند همان نی ژنتیکی را ترسیم کنند ، آنها را از موضع “بهتر از” خود سرخورده می کند.
چگونه می توانیم به قضاوت و جهل پاسخ دهیم
ما باید ننگ این شرایط سلامتی واقعی را رد کنیم. افراد عذاب با شرایط سلامت روانی کمتر از بیماری دیگر نیستند. آنچه در زیر می آید سه راه برای پاسخگویی به دیگران است که در مورد کسی با وضعیت سلامت روانی ابراز سخنان ناعادلانه می کنند.
1. چه چیزی باعث می شود این حرف را بزنید؟
بعضی اوقات ، مردم چیزهایی را که از دیگران شنیده اند یا اینکه آنها بدون شایستگی ایمان آورده اند ، طوطی می کنند. این سوال ساده می تواند به کسی کمک کند تا قدم بگذارد و فکر کند.
2. آیا این را در مورد شخصی مبتلا به سرطان می گویید؟
سلامت روانی سلامت است. اگر در مورد کسی که با هر بیماری بهداشتی دیگری زندگی می کند چیزی نمی گوییم ، نباید در مورد وضعیت سلامت روانی این حرف را بزنیم.
3. کسی که من عاشق آن هستم با آن زندگی می کند.
شرایط سلامت روانی متداول است. بعضی اوقات ، افراد “دیگر” افراد با این شرایط ، فراموش می کنند که شخصی که با آنها صحبت می کنند (یا کسی که دوستش دارند) ممکن است با این تشخیص ها زندگی کنند. تصمیمی برای افشای باید با دقت اتخاذ شود ، اما می تواند ابزاری قدرتمند برای تغییر باشد.
پایان
اگر با ننگ مربوط به یک وضعیت سلامت روانی روبرو هستید ، بدانید که این هیچ تفاوتی با نوع دیگری از تعصب یا تبعیض ندارد. خودم و دیگران که در آنجا بوده اند ، خانواده های ما و متخصصان بهداشت روان هرگز برای ایجاد تغییرات متوقف نخواهند شد. ما برای سیستمی می جنگیم که با افراد با چالش هایی مانند رزمندگان آنها رفتار می کند.