مدتها قبل از این که هیپنوتیزم تحت مدلهای بالینی غربی استاندارد شود ، به عنوان یک عمل مقدس روانی در سنت های شفابخش جنوب جهانی وجود داشت. یکی از نخستین طرفداران مستند آن ، پلیسمات اینا سینا قرن یازدهم (Avenenna) بود. در کارهای اصلی خود ، کانون پزشکی وت کتاب شفابخشی، ابن سینا قدرت آنچه را که او “دانشکده های خیالی” نامید ، توصیف کرد – نوعی تخیل مقدس که قادر به تأثیرگذاری بر سلامت جسمی و حالات عاطفی است. وی همچنین مشاهدات اولیه را در مورد آنچه ما اکنون به عنوان حالات پیشنهادی می شناسیم ، تجربیات مانند خلسه ای که در آن اعتقاد ، قصد و تصاویر ذهنی می توانند بهبودی را فعال کنند ، ثبت کرد.
ابن سینا هیچ جدایی بین ذهن ، بدن و روح ندید. فلسفه پزشکی وی محور تغییر مجدد خود از طریق قصد ، جریان پرانرژی و ارتباط با یک کیهان شناسی الهی است. کار او پایه و اساس آنچه بعداً در مدل های اروپایی هیپنوتیزم اصلاح می شود – و اغلب رقیق می شود.
استعمار و پاک کردن خرد درونی
دوره استعمار نه تنها زمین و کار را فتح کرد. این روان را استعمار کرد. این زمانی بود که زبان ، بدن ، حافظه ، فرهنگ و حتی رویای توسط سیستم های کنترل تنظیم می شد. پزشکی استعماری سیستم های شفابخش غیر غربی ، سنت های شفاهی را خاموش کرده و خلسه ، آیین و حکمت اجدادی را “بدوی” یا “خرافات” بی اعتبار می کند.
این میراث امروزه ادامه می یابد ، جایی که شیوه های استاندارد سلامت روان اغلب به نفع مفاهیم غربی از شناخت خطی ، مدل های مبتنی بر آسیب شناسی و بی طرفی درمانی است-فضای کمی برای دانش بومی ، هوش شهودی و شفابخشی روح محور.
هیپنوتیزم به عنوان یک عمل استعماری
هیپنوتیزم درمانی ، هنگامی که با فروتنی فرهنگی و قصد آزادانه عمل می شود ، بیش از تسکین علائم بالینی ارائه می دهد – این به یک عمل باستان شناسی آزادانه تبدیل می شود. از طریق حالت های خلسه هدایت شده ، مشتری ها می توانند:
- روایت های درونی را پس بگیرید تحت ترومای نسلی یا هویت تحمیل شده دفن شده است.
- دوباره با شهود وصل شوید، که استعمار به ما آموخت که بی اعتمادی داشته باشیم.
- بازگرداندن دانش اجدادی، حافظه جمعی و حاکمیت عاطفی.
ذهن ناخودآگاه نه تنها محلی برای ترس سرکوب شده است بلکه یک بایگانی زنده از قدرت اجدادی ، آموزش مقدس و حقایق است که در سکوت زنده مانده است.
فانون ، ذهن استعمار شده و هیپنوتیزم درمانی
Frantz Fanon ، روانپزشک انقلابی و متفکر ضد استعماری ، با قدرت در مورد ذهن استعمار شده نوشت-چگونه مردمان مظلوم ارزش ها ، زبان و جهان بینی استعمارگر را درونی می کنند و منجر به ناهماهنگی شناختی ، تکه تکه شدن هویت و خودآگاهی می شوند. در پوست سیاه ، ماسک های سفید، او توضیح می دهد که چگونه خشونت استعماری فقط به بدن آسیب نمی رساند – این خود را تقسیم می کند ، و یک جنگ درونی بین اینکه ما چه کسی هستیم و چه کسی به ما گفته شده است ، ایجاد می کند.
هیپنوتیزم یک فضای منحصر به فرد برای پرداختن به این شکستگی روانی فراهم می کند. در ترنس ، مشتری ها می توانند:
- دسترسی به منشأ پیام های درونی: “من کافی نیستم” ، “فرهنگ من عقب است” ، “من برای زنده ماندن باید جذب شوم.”
- اتصال مجدد با قطعات هویت قبل از استعمار که خاموش ، شرمنده یا تبعید شده بودند.
- تأییدهای جدیدی را نصب کنید که آژانس ، عزت و انسجام عاطفی را بازیابی می کند.
هیپنوتیزم درمانی با وارد کردن تجزیه و تحلیل فانون به کار بالینی ، به محلی برای آشتی بین خود استعمار شده و خود حاکم تبدیل می شود. این به مشتریان کمک می کند تا با کاوش کردن روایات تحمیل شده و دوباره تأیید حقیقت خود در سطح ناخودآگاه ، ناهماهنگی را برطرف کنند.
ادغام مدلهای شفابخشی استعماری با هیپنوتیزم درمانی
1 اوبونتو و هیپنوتیزم درمانی
آگاهانه توسط مفهوم آفریقای جنوبی از اوبونتو-“من هستم زیرا ما هستیم”-درمان درمانی می تواند به یک عمل در جامعه محور تبدیل شود. در ترنس ، ممکن است مشتری ها برای ارتباط با خرد اجداد ، نفس جامعه و حقایق ارتباطی که فردگرایی غربی غالباً از آن چشم پوشی می کند ، هدایت شوند. هیپنوتیزم درمانی که از اوبونتو تزریق می شود هویت ، دلسوزی و ترمیم جمعی را به خود اختصاص می دهد.
2 Satvavajaya chikitsa و هیپنوتیزم درمانی
از سنت آیورودا ، Satvavajaya Chikitsa عمل کنترل ذهن از طریق نظم و انضباط درونی و خود تأمل است. یکپارچه با هیپنوتیزم درمانی ، از مشتریان در تنظیم برداشت های مضر ، تقویت عقل پشتیبانی می کند (DHI) ، صبر (دره) ، و حافظه (اسمیت). در ترنس ، این ارزشهای سانسکریت را می توان از طریق نفس ، مانترا و تصاویر رمزگذاری کرد که به کیهان شناسی معنوی مشتری احترام می گذارد.
3 پرانایاما و هیپنوتیزم درمانی
پرانایاما ، علم یوگی تنظیم نفس ، می تواند با هماهنگی بدن و سیستم عصبی به حالت آماده ترنس ، هیپنوتیزم درمانی را تقویت کند. هنگامی که نفس به آیین تبدیل می شود ، درگاه ناخودآگاه گسترده تر باز می شود. مشتری ها نه تنها از طریق پیشنهاد ، بلکه از طریق ریتم ، جریان و حضور وارد هیپنوتیزم می شوند.
4 پراژنا و هیپنوتیزم درمانی
در فلسفه بودایی ، پرژنا بیانگر خرد شهودی است که از عقل فراتر می رود. در هنگام هیپنوتیزم درمانی ، هنگامی که مشتری ها به درونی دسترسی پیدا می کنند که به طور خودجوش در خلسه ظاهر می شوند ، از Prajna استفاده می شود: بینش عمیق ، وضوح یا به یاد آوردن معنوی. هیپنوتیزم درمانی به یک آینه مقدس تبدیل می شود و حقیقت را بدون تلاش ، تجزیه و تحلیل یا نفس آشکار می کند.
5 Curanderismo: Susto ، Empacho و Hypnothipy
از سنت های لاتین و بومی ، Curanderismo مدل های قدرتمندی را برای ادغام شفابخشی جسمی و معنوی در اختیار دارد.
- پاسدار (از دست دادن روح از ترس یا تروما) با هدایت مشتری برای بازیابی قسمت های گمشده خود از لحظه ای که ترس در دست گرفت ، در خلسه خطاب می شود.
- خیانت (انسداد گوارشی و پرانرژی) با تجسم انتشار پرانرژی و ارائه تأیید جسمی به روده ، نفس و هسته می توان از طریق آن کار کرد.
این ادغام ها نمادین نیستند – آنها بازیابی روح هستند ، جایی که خلسه به یک بازگشت مقدس تبدیل می شود.
نتیجه گیری: حفاری آنچه دفن شده است ، بازگرداندن آنچه ما بود
هیپنوتیزم درمانی ، هنگامی که ریشه در چارچوب های اجدادی دارد و به عنوان آیین بازده تمرین می شود ، بیشتر از درمان می شود. باستان شناسی آزادانه می شود:
- راهی برای خاکبرداری از داستان های استعمار دفن شده ،
- برای بازپس گیری حافظه از زیر آوار سکوت ،
- و برای بازگرداندن روح به خانه حق خود در داخل بدن.