همه ما آنجا بوده ایم. ما یک آهنگ را می شنویم ، بوی عطر می زنیم ، یا به مکالمه گوش می دهیم و ناگهان به یک احساس منفی غیرمترقبه پرتاب می شویم-شاید فقط یک رنگ اضطراب ، شاید وحشت کامل ، غلبه بر احساسی که متناسب با اوضاع نیست ، اما این که ما نمی توانیم لرزیدیم. این غرق شدن ناگهانی به احساسات غیر قابل توضیح و ناراحت کننده برای اکثر ما رایج است ، و از آنجا که در نهایت پس می رود ، ما اغلب آن را به عنوان “فقط به روشی که هستیم” تخفیف می دهیم. اما اگر بتوانیم این تجربیات را شدیدتر ، کمتر شگفت آور ، ناراحت کننده تر کنیم؟ چه می شود اگر یک تمرین ساده بتواند به ما در درک این واکنش ها کمک کند و احساس آرامش و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم؟
غالباً ، ما حوادث مربوط به کودکی را به یاد می آوریم ، اما تأثیر عاطفی که در آن زمان بر ما داشته است به یاد نمی آوریم. ما ممکن است این موارد را به راحتی بازگو کنیم و وقایع زندگی خود را برای دوستان یا همسران خود توصیف کنیم ، اما در بازخوانی ، آنها فقط لیستی از حقایق یا حکایات هستند. غالباً “داستانهای خنده دار” که از دوران کودکی خود می گوییم ، وقتی با دقت بیشتری نگاه می کنیم ، به موقعیت های سبک می پردازیم که در آن زمان واقعاً برای ما ناراحت کننده بودند. هنگام توصیف این موارد از طریق نوشتن ، می توانیم تأثیر ناشناخته این ماده عاطفی را کشف کنیم. ممکن است دریابیم که چیزهایی را که متوجه نشده ایم به ما آسیب رسانده ایم و این ممکن است با فکر کردن ، ما را تحت تأثیر قرار دهد ، “این دقیقاً چنین بود.”
مگر اینکه این تجربیات به طور کامل دیده نشود ، مگر اینکه بتوانیم در مورد چگونگی تغییر آنها و دیدگاه ما از خودمان ، بر دیگران یا جهان به طور کلی فکر کنیم ، آنها حتی اکنون می توانند بر روش های غیب ما تأثیر بگذارند ، حتی اکنون ، زندگی و زندگی روزمره فعلی ما را تغییر دهند و تغییر دهند. بیشتر ما می توانیم مناطقی را که ما بیش از حد واکنش نشان می دهیم یا در معرض خطر قرار می دهیم ، شناسایی کنیم. شاید اگر آنها پر سر و صدا باشند ، احساس تحریک بیش از حد نسبت به فرزندانمان می کنیم ، هنگام شنیدن صدای خاصی از صدای ، تنش ناگهانی را تجربه می کنیم ، احساس ناراحتی می کنیم و به دوستان اجازه می دهیم که بدانند آیا از آنها صدمه می بینیم یا احساس تمایلی به فاش کردن در مورد بیمار بودن نمی کنیم.
جیمز پنبرباکر ، دکترا ، دریافت که صرف نوشتن در مورد ناراحت کردن وقایع زندگی می تواند بسیاری از اثرات طولانی آن رویداد را تسکین دهد. او از این امر به عنوان “نوشتن بیان” یاد می کند. مطالعات بیشماری نشان می دهد که افرادی که به روشهای مهم درگیر سود نوشتن هستند ، از جمله سلامت جسمی و بهزیستی عاطفی به طور قابل توجهی بهبود یافته است.
در مقاله با عنوان “مزایای سلامتی روایت” ، جیمز پنبکر و جانل سیگال کشف آنها را توصیف می کنند که دانش آموزانی که در جلسات نوشتن بیانگر شرکت می کنند ، می یابند که “نوشتن در مورد افکار و احساسات خود به طور چشمگیری میزان ویزیت پزشک خود را بعد از مطالعه کاهش می دهد در مقایسه با شرکت کنندگان کنترل ما که در مورد موضوعات بی اهمیت نوشته بودند … تجارب تجاوز به تسویه حساب در سلامت جسمی”.
یافته های Pennebaker و Seagal با مطالعات در سراسر جهان در سراسر طبقات اجتماعی و گروه های نژادی/قومی تأیید شده است.
در کتاب او MindSight: علم جدید تحول شخصیبا دکتر دانیل جی سیگل توضیح می دهد ، “نوشتن در یک ژورنال عملکرد راوی ذهن ما را فعال می کند. مطالعات نشان می دهد که صرفاً نوشتن گزارش ما از یک تجربه چالش برانگیز می تواند واکنش فیزیولوژیکی را کاهش داده و احساس ما را از بهزیستی افزایش دهد ، حتی اگر هرگز آنچه را که ما برای شخص دیگری نوشتیم نشان نداده ایم.”
به عنوان بخشی از دوره الکترونیکی ما با عنوان حس زندگی شمامن و دکتر سیگل در مورد فواید فوق العاده مرتبط با ایجاد یک روایت منسجم در مورد زندگی شما ، از جمله روابط پیشرفته ، احساسات مثبت نسبت به خود و بهبود کلی در سلامت جسمی و عاطفی صحبت می کنیم. ما تمرینی را پیشنهاد می کنیم که در آن شرکت کنندگان به سرعت ده چیز را از دوران کودکی خود لیست می کنند که احساس ناراحت کننده می کنند – هر چیزی از سوء استفاده واقعی گرفته تا شرایط دنیوی تر اما هنوز هم مضر در زندگی. مثالها ممکن است شامل جابجایی هر دو سال یکبار به دلیل شغل والدین باشد ، جراحتی که متحمل شده است که وحشتناک یا نگرانی در مورد یک خواهر و برادر محبوب بود. قدم بعدی این است که به این فکر کنیم که چگونه آنها در طول این رویداد احساس می کنند و چگونه ممکن است زندگی آنها را شکل داده باشد.
برای کشف اینکه چگونه ممکن است امروزه تجربیات اولیه در زندگی شما تأثیر بگذارد ، می توانید خودتان این تمرین را امتحان کنید.
- یک تایمر را به مدت 5 دقیقه تنظیم کنید و هر خاطره ای را به ذهن متبادر کنید.
- سپس وقت بگذارید تا در مورد هر مورد فکر کنید. بنویسید که کجا بودید ، چند سال داشتید ، در طول تجربه چه احساسی داشتید. احساس ترسیدی؟ خجالت؟ عصبانی؟ درمانده؟
- در مرحله بعد ، در مورد چگونگی تغییر این احساسات ، نحوه مشاهده خود ، افراد دیگر یا جهان را در نظر بگیرید و بنویسید. آیا از این تجربه دور شدید احساس شرم؟ با احتیاط دیگران؟ بیش از حد از خطرات احتمالی؟
سرکوب “حافظه” از تجربیاتی که بر ما تأثیر منفی گذاشت اما به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفت ، یعنی تروما حل نشده ، انرژی عاطفی و منابع جسمی زیادی را به خود اختصاص می دهد. آزاد کردن خاطرات و شناخت آنچه در آن زمان برای شما وجود دارد ، فکر کردن از طریق تجربه و اینکه چگونه آن را تحت تأثیر قرار دادن احساس شما نسبت به خود ، افراد دیگر و جهان به طور کلی ، می تواند این تنش را آزاد کند.
دنیایی را تصور کنید که محرک های عاطفی اسرارآمیز در هر گوشه ای کمرنگ نمی شوند ، دنیایی که پاسخ عاطفی شما به خود ، عزیزان شما و حتی راننده در مقابل همه شما حس و احساس کنترل می کند. نوشتن در مورد رویدادهای پریشانی به شما کمک می کند تا احساس امنیت بیشتری نسبت به تجربیات امروزی خود داشته باشید ، در درون خود راحت تر و به طور کلی سالم تر باشید.