شما در یک اتاق هستید ، شرکت در آنچه به شما گفته شد یک آزمایش ادراک بصری است و همه افراد اطراف شما اصرار دارند که دو خط نابرابر به همان طول هستند. شما احساس سردرگمی ، بیمار و خجالت می کشید. همه به شما نگاه می کنند ، آخرین کسی که جواب می دهد ، تا ببیند چه می گویید. آیا با گروه همراه می شوید یا مقاومت می کنید؟
بیشتر افراد با فشار اجتماعی غافل می شوند و با آنچه می دانستند اشتباه است موافقت می کنند. اما تعداد کمی قابل توجه این کار را نکردند. این “مقاومت های قهرمانانه” از فشار برای مطابقت استفاده می کردند. داستانهای آنها امروز در دوره های قدرتمندی برای ما درس می گیرند ، در عصری که اقتدارگرایی و نفوذ ناخواسته در حال افزایش است.
غالباً ، در مطالعاتی مانند مطالعه انطباق سلیمان آسچ ، تمرکز روی کسانی است که اطاعت می کنند. اما از کسانی که از ادامه کار خودداری کردند چیست؟ این “مقاومت های قهرمانانه” چه کسانی بودند و چه چیزی باعث شد آنها تحت فشار محکم باشند؟
سلیمان آس و قدرت گروه
در اوایل دهه 1950 ، روانشناس سلیمان آسچ آزمایشاتی را انجام داد که فردی را در برابر قضاوت یک گروهی و نادرست یک گروه قرار داد. از شرکت کنندگان یک سؤال ساده پرسیده شد: کدام یک از سه خط با طول خط استاندارد مطابقت دارد؟
این کار آسان بود تا زمانی که گروهی از بازیگران اتاق با اطمینان پاسخهای نادرست را به دست آوردند. این آزمایش مستلزم آن بود که موضوع واقعی پس از شنیدن همه قبل از آنها ، پاسخی را ارائه دهد.
Asch دریافت که حدود 75 ٪ از مردم حداقل یک بار با پاسخ دروغین این گروه مطابقت دارند. بعداً بسیاری از شرکت کنندگان گفتند که آنها معتقد نیستند که این گروه درست است اما تحت فشار قرار گرفته است. این مطالعه بارها و بارها تکرار شده است.
با این حال ، 25 ٪ از شرکت کنندگان هرگز به هیچ وجه مطابقت ندارند. آنها جواب صحیح دادند ، حتی در حالی که کاملاً ناراحت کننده بودند. خود آسچ از این که چند بار در برابر فشار گروهی محکم نگه داشته می شد ، تحت تأثیر قرار گرفت. بسیاری از این مقاومت ها بعداً گفتند که آنها احساس می کنند که “همانطور که دیدند ، آن را صدا می کنند. آنها جرات داشتند تنها برای حقیقت بایستند. چه چیزی به آنها شجاعت داد؟
چه چیزی مقاومت قهرمانانه را ایجاد می کند؟
در طول مطالعات ، اکثر شرکت کنندگان با آنچه می دانستند اشتباه بوده است ، رفتند. به راحتی می توان گفت ، “من هرگز این کار را نمی کردم” ، اما تحقیقات نشان می دهد که تحت فشار ، بسیاری از ما ممکن است. روانشناسان از آن زمان تعجب کرده اند که چه چیزی به افراد قدرت خودداری می کند. پاسخ ها واضح نیستند ، اما برخی از مضامین پدیدار می شوند.
مقاومت های قهرمانانه تمایل به احساس واضح و صحیح و نادرست داشتند که به راحتی توسط نشانه های اجتماعی تغییر نمی کردند. در آزمایش Asch ، مقاومت ها به شواهد چشم خود نسبت به اجماع گروه جعلی اعتماد داشتند. به عبارت دیگر ، آنها مشغول آزمایش واقعیت بودند.
اصطلاح “قهرمانانه” ممکن است با شکوه به نظر برسد. با این حال ، روانشناس فیلیپ زیمباردو از آزمایش زندان استنفورد در مورد “تحریم قهرمانی” صحبت کرده است ، به این معنی که اعمال قهرمانانه می تواند در لحظه های عادی از مردم عادی ناشی شود.
در آزمایش های Asch ، داشتن تنها یک متحد در گروه ، انطباق چشمگیری را کاهش داد. شرکت کنندگان به احتمال زیاد اگر فقط یک شخص دیگر پاسخ متفاوتی بدهد ، حقیقت را بیان می کردند.
دانستن اینکه تنها نیستید می توانید فیلمنامه را از “من باید دیوانه باشم” به “من تنها کسی نیستم که مشکل را می بیند”. در حالی که مقاومت های قهرمانانه باید در آزمایشات (با طراحی) به تنهایی بایستند ، در زندگی واقعی می توانیم متحدین را جستجو کنیم.
مقاومت در برابر کشیدن اقتدارگرایی امروز
آزمایش های Asch چه ارتباطی با دنیای واقعی سال 2025 دارد؟ در سراسر جهان ، استبدادی گرایی وجود دارد. رسانه های اجتماعی اکو چمبرز به فکر گروه بندی هستند.
به نظر می رسد که ما در یک مطالعه انطباق در مقیاس بزرگ زندگی می کنیم. نتیجه نهایی می تواند نوعی خلسه گروهی باشد که در آن افراد شایسته خود را به دنبال دستورات کورکورانه می یابند و یا چشم بسته به ظلم می کنند.
مقاومت قهرمانانه مهارتی برای شهروندی مدرن است. به کارکنان بهداشت عمومی فکر کنید که در حین همه گیر کار می کردند در حالی که جمعیت از آنها سوءاستفاده می کردند. یا کارگران انتخاباتی که تحت فشار و حتی تهدیدها ، از یافتن آراء اضافی که در آنجا نبودند ، امتناع کردند و از دموکراسی محافظت کردند. اینها مقاومتهای قهرمانانه در زندگی واقعی هستند.
چگونه می توان در زندگی روزمره به یک مقاومت قهرمانانه تبدیل شد
مقاومت قهرمانانه چیزی است که می توانیم روزانه تمرین کنیم. همانطور که زیمباردو اظهار داشت ، می توان قهرمانی را یاد گرفت. تأمل در مورد آنچه واقعاً به آن اعتقاد دارید ضروری است. کسانی که در این آزمایش مقاومت می کردند ، اغلب یک واکنش روده داشتند: “این اشتباه است. من نمی توانم این کار را انجام دهم.”
لازم نیست منتظر یک معضل زندگی یا مرگ باشید. با فرصت های کوچکتر برای ادعای تفکر مستقل شروع کنید. شاید این یک واقعیت جزئی اما صحیح را در یک جلسه ادعا کند ، حتی اگر دیگران مخالف باشند. هر بار ، خود را برای لحظات بزرگتر آموزش می دهید. “اقلیت یک” سخت است ، اما می توانید با این که غریبه نیستید ، این احساس را آسان تر کنید.
اقتدارگرایی بر پذیرش غیرقانونی شکوفا می شود ، بنابراین شک و تردید خود را تیز کنید. هنگامی که یک ادعا را می شنوید ، به خصوص یک مکث شدید ، مکث کنید. در نظر بگیرید: شواهد چیست؟ اگر این را باور کنم چه کسی سود می برد؟ با این ایده راحت شوید که حتی باورهای گسترده می تواند اشتباه باشد.
آخر ، خود را در مورد چگونگی تأثیرگذاری تأثیر ناعادلانه آموزش دهید. فروش پر فشار ، استخدام فرقه و تبلیغات افراطی همه از ترفندهای مشابه استفاده می کنند. آنها شما را بمب می زنند ، شما را جدا می کنند ، روایت های ترس را تحویل می دهند ، دروغ ها را تکرار می کنند و چهره های اقتدار کاریزماتیک را سکو می کنند. با یادگیری در مورد چنین تاکتیکی ، شما برای آنها محافظت می شوید.
صدای شما مهم است
همانطور که بارها و بارها نشان داده شده است ، یک نفر می گوید: “این اشتباه است” ، می تواند طلسم انطباق را بشکند و دیگران را ترغیب کند تا شجاعت خود را نیز پیدا کنند.
ظهور اقتدارگرایی در سالهای اخیر غیرقابل توقف نیست. هر یک از ما قدرت بیشتری از آنچه درک می کنیم داریم. مطالعات انطباق نشان می دهد که حتی وقتی به نظر می رسید که هر نیروی بیرونی باعث افزایش انطباق می شود ، برخی از افراد متفاوت را انتخاب می کردند.
شما می توانید آن شخص باشید. در آن لحظات مهم که اتفاق “خاموش” رخ می دهد ، در صورت لزوم ، اقلیت یکی باشد. مثال شما ممکن است بذر باشد که در نهایت اکثریت را تغییر می دهد.