21:55 - 2025/05/18

با یک شکایت مزمن برخورد می کنید؟ 6 راه برای چرخش جزر و مد

[ad_1] آیا کسی را می شناسید که تمام وقت شکایت کند ، اما به نظر نمی رسد هرگز برای تغییر وضعیت خود کاری انجام دهد؟ آیا احساس می کنید که پیشنهاداتی را ارائه می دهید یا سعی می کنید به آنها کمک کنید ، فقط برای اینکه تمام تلاش های خود را رد کنی...

با یک شکایت مزمن برخورد می کنید؟ 6 راه برای چرخش جزر و مد

[ad_1]

آیا کسی را می شناسید که تمام وقت شکایت کند ، اما به نظر نمی رسد هرگز برای تغییر وضعیت خود کاری انجام دهد؟ آیا احساس می کنید که پیشنهاداتی را ارائه می دهید یا سعی می کنید به آنها کمک کنید ، فقط برای اینکه تمام تلاش های خود را رد کنید؟ اینجا چه خبر است؟ و در مورد آن چه کاری می توانید انجام دهید؟

این وضعیتی بود که مشتری من تری* با یک همکار تجربه کرد و به من گفت: “هرگز شکایت نمی کند. به گفته او ، هیچ چیز برای او درست نمی شود. اگر او با دوستانش بیرون می رفت ، کسی کاری را برای خراب کردن عصر انجام می داد. اگر او به یک نمایش می رفت ، افتضاح بود. اگر او در خانه ماند ، نمی توانست سریال مورد علاقه خود را در Netflix بدست آورد.”

“ما چندین پروژه به اشتراک می گذاریم ، بنابراین من باید هر روز با او صحبت کنم. و شما می دانید ، به هر حال ، او هرگز از من سؤال نمی کند که آخر هفته من چقدر است. او فقط دوست دارد در مورد خودش صحبت کند ، و او فقط می خواهد در مورد همه چیزهای بد زندگی خود صحبت کند.”

تری پیشنهادات و مشاوره ای را ارائه داد ، و در یک مقطع حتی به او در تعمیر خانه کمک کرد ، اما همانطور که تری برای من توضیح داد ، “هر کاری که کردم اشتباه بود.”

معمولاً نکته ای برای شکایات وجود دارد ، اگرچه همیشه نکته ای که شکایت کننده در آن ایجاد می کند وجود ندارد

همانطور که در یک پست در مورد چگونگی برخورد با وینرهای مزمن چند سال پیش اشاره کردم ، معمولاً نکته ای برای ناراحتی وجود دارد ، اگرچه همیشه در مورد مشکلی نیست که شخص در مورد آن صحبت می کند. درک اینکه تفاوت بین محتوا وجود دارد (هرچه شخص می گوید آنها را آزار می دهد) و هدف واقعی (آنچه واقعاً می خواهند) می تواند اولین قدم برای تبدیل شکایت مزمن به شکایات سازنده باشد.

شکایت کنندگان مزمن ممکن است سعی در اتصال داشته باشند

در تجربه من ، هدف اصلی ناله کردن اغلب این مسئله نیست که یک مشکل را حل کند ، بلکه ایجاد ارتباط است.

همکاران PT من توماس هندریکس و ویلیام بری ، که در مورد روانشناسی شکایت نوشتند ، موافق هستند. همانطور که هندریکس بیان می کند ، “اگرچه ممکن است تعدادی از ما اجباری ، لعنتی و لعنتی باشد ، اما بیشتر ما نسبت به بیان شکایت ما کاملاً استراتژیک هستیم.”

ممکن است ما متوجه نشویم که ما استراتژیک هستیم ، یا حتی این هدف را غیر از اجازه بخار بودن داریم. اما هدف اصلی این هدف اغلب تمایل به اتصال است.

شکایت بیش از حد تمایل دارد مردم را دور کند

البته ، شکایت کنندگان مزمن و به ویژه کسانی که کمک را رد می کنند ، غالباً به جای دریافت اعتبار و تأیید اینکه بری به ما می گوید هدف واقعی آنهاست ، به مردم دور می شوند.

متأسفانه برای هر کسی که به ناراحتی خود گوش می دهد ، همیشه نمی توان آنها را نادیده گرفت. بنابراین اگر خواهرتان شروع به انتقاد از دوست پسرش کند ، که به هر حال ، او را ترک نمی کند ، چه کاری را ترک نمی کند ، زیرا چه چیزی به نظر می رسد میلیون مین بار است؟ یا مأمور شما در آخرین تعطیلات او در مورد همه چیزهایی که اشتباه پیش آمد ، به شما می گوید؟

درک نیاز اساسی می تواند کمک کند ، اما کافی نیست

پیشنهادات زیر بر این عقیده استوار است که ناله کردن در بزرگسالان (شاید در کودکان نیز) اغلب یک استراتژی ناشناخته برای اتصال و درخواست کمک است – فقط نه کمکی که به نظر می رسد درخواست می کنند. این امر می تواند به خاطر داشته باشید که افرادی که دائماً شکایت می کنند ممکن است احساس ناتوانی و خجالت آور از نیاز به کمک کنند. آنها ممکن است بدون بزرگسالانی که به آنها کمک کرده اند اعتقاد به صلاحیت خود داشته باشند ، رشد کرده اند. در نتیجه ، آنها ممکن است عزت نفس کم داشته باشند که با نگرش حق و برتری آنها را پنهان می کنند.

آنها کمکی را که به نظر می رسد درخواست می کنند رد می کنند زیرا از نیاز به کمک به هرگونه کمک شرمنده هستند ، و کمکی که واقعاً می خواهند آن چیزی نیست که می گویند نیاز دارند.

اما این درک برای از بین رفتن شکایات کسی کافی نیست. بنابراین وقتی با ناراحتی های بی پایان و غیرقابل انکار روبرو می شوید ، چه کاری می توانید انجام دهید؟ چگونه می توانید ناله مداوم را به شکایت سازنده تبدیل کنید؟

شش راه برای تغییر پاکت

هنگامی که می دانید که شکایات خود وسیله ای برای رسیدن به هدف هستند ، می توانید فرایندی را برای تبدیل ناله مداوم به شکایت تولیدی یا سازنده شروع کنید.

  1. شکایات را تصدیق کنید. چیزی بگویید که به آنها اجازه می دهد بدانند که آنها را می شنوید. افرادی که تمام وقت ناله می کنند عادت دارند که از بین بروند. چیزی مانند ، “این به نظر می رسد بدبختی” ، یا حتی فقط ، “اوه ، خیلی بد است” ، می تواند ارتباط برقرار کند که آنها را می شنوید و می فهمید که آنها احساس بدی می کنند ، بدون اینکه ارتباط برقرار کنید که از آنها پشیمان می شوید یا آنها را بی کفایت می بینید.
  2. اگر این شکایتی است که شما به اشتراک می گذارید ، ناامیدی خود را نیز تصدیق کنید.
  3. سعی کنید بپرسید که چه نوع راه حل هایی را امتحان کرده اند و آیا اصلاً مفید بوده اند. یک پیشنهاد مفید ارائه ندهید ، زیرا این بدان معنی است که فکر می کنید می توانید آنها را نجات دهید یا اینکه آنها را درمانده و بی کفایت می بینید.
  4. اگر آنها چیزی را در امتداد “هیچ کاری کار نمی کنند” یا “هیچ کاری نمی تواند انجام دهد” می گویند ، پیشنهاداتی را ارائه نمی دهد ، بلکه با این احساس که آنها برای ایجاد هرگونه تغییر ناتوان هستند ، ابراز همدردی می کنند.
  5. سپس از آنها بپرسید که آیا آنها دوست دارند طوفان مغزی را با شما امتحان کنند. چیزی مانند ، “من نمی دانم که این به هیچ وجه کمک خواهد کرد ، اما من خوشحال می شوم که ببینم آیا می توانیم با هم به نوعی برنامه بازی ارائه دهیم.” شوخی در مورد “دو سر بهتر از یک” است که گاهی اوقات می تواند راه را کاهش دهد. اما این را تحت فشار قرار ندهید. اگر اصلاً مقاوم هستند ، عقب بروید و با مراحل قبلی بمانید.
  6. اگر آنها می خواهند شما با آنها مشکل حل و فصل کنید ، به آنها بگویید که یاد گرفته اید که به دنبال بخش کوچکی از هر مشکلی باشید تا ابتدا از آن استفاده کنید. مشکلات غالباً بسیار زیاد است زیرا ما سعی می کنیم یکباره یک قطعه خیلی بزرگ را برطرف کنیم. هنگامی که می توانیم کوچکترین اجزای را پیدا کنیم و یک بار روی آنها کار کنیم ، آنها اغلب به راحتی حل می شوند.

روابط ضروری می خواند

تری این مراحل را امتحان کرد و از پاسخ همکارش شگفت زده شد. “وقتی گفتم” این به او بد است “، او با تعجب به من نگاه کرد. تری به همکار خود کمک کرد تا گوشه کوچکی از یک کار قریب به اتفاق را انتخاب کند و به آن بپردازد.

تری گفت: “هنگامی که ما این کار را انجام دادیم ، او توانست خود را ادامه دهد.” “و حقیقت این است که این یک سؤال بیش از حد از رئیس ما بود. این زن هم راهنمایی نمی کرد.

این مهم است که تشخیص دهید که نمی توانید شخصیت کسی را تغییر دهید. اگر سعی کنید و اولین بار موفق نشوید ، ایده خوبی است که دوباره امتحان کنید ، و شاید یک بار دیگر. اما سرتان را در برابر دیوار آجری ضرب نکنید. اگر کسی قرار نیست جلوی ناله را بگیرد ، هیچ کاری نمی توانید انجام دهید.

*نام و شناسایی اطلاعات برای محافظت از حریم خصوصی تغییر یافته است

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان