[ad_1]

من به تازگی یکی از با ارزش ترین تجربیات دانشگاهی در 38 سال تحصیلی خود را به پایان رسانده ام. چند ماه پیش ، من تصمیم گرفتم که یک دوره جدید دانشگاهی را با عنوان “روانشناسی زندگی” تدریس کنم ، که یک کار تا حدودی جسورانه و اولین دوره 200 سطح من تا به حال تدریس کرده ام. در حالی که من در طول سالها دوره های کارشناسی را تدریس کرده ام ، بیشتر دوره های تحصیلات تکمیلی دکترا را در روان درمانی ، اخلاق حرفه ای ، مصاحبه بالینی و موارد مشابه آموزش می دهم.
این دوره جدید پیش نیاز نداشت و برای بسیاری از آنها اولین کلاس روانشناسی آنها در کالج بود. در حالی که برخی از رشته های روانی وجود داشت ، دانشجویان در زمینه پرستاری ، تجارت ، جرم شناسی ، مطالعات دینی و غیره نیز حضور داشتند. برنامه درسی پیشنهادی این دوره جدید به راحتی این دانشجویان “ژنرال Z” را به خود جلب کرد. با این حال ، کلاس اول با تأکید بر رضایت آگاهانه بسیار مهم بود ، زیرا دانشجویان باید برای برخی از محتوای منحصر به فرد این دوره آماده باشند. به عنوان مثال ، آنها در مورد خودکشی ، که کار زندگی من بوده است ، چیزهای زیادی می آموزند. با گذشت سالها ، تحقیقات ما حقایق کلیدی زیادی در مورد زندگی و آنچه را که ارزش زندگی را نشان می دهد ، نشان داده است و این بینش ها در این کلاس بنیادی می شوند. همچنین ، من به عنوان یک روانشناس بالینی ، خاطرنشان کردم که ما در مورد موضوعات دشوار مانند روانپزشکی شدید ، ناامیدی ، تروما و درگیری رابطه ای صحبت خواهیم کرد (یعنی مباحث بالقوه ناراحت کننده ای که با این وجود بخشی از زندگی هستند). من از ابتدا می دانستم که همه به تمام محتوای دوره علاقه ندارند و می خواستم اطمینان حاصل کنم که کسانی که کلاس را می گیرند واقعاً می خواستند در آن حضور داشته باشند. این یک “هشدار ماشه” از انواع بود و دو دانش آموز پس از بررسی اجمالی من سریعاً دوره را کنار گذاشتند و این نقاط به سرعت توسط دو دانش آموز لیست انتظار پر شدند.
مباحث تعاملی و نقش آفرینی
صادقانه بگویم ، من واقعاً از سطح علاقه دانشجویان به این دوره از روز اول ثبت نام درست تا کلاس نهایی شگفت زده شدم. همانطور که اکنون در این دوره تأمل می کنم ، قابل توجه بود. تقریباً هیچ کس از کلاس دور نمی شد و اگر مجبور به از دست دادن آنها می شد ، من همیشه یک ایمیل عذرخواهی جدی از یک نیاز قانونی برای از دست دادن دریافت کردم. علاوه بر این ، هیچ کس در کلاس به خواب نرفت. کلاس هم روان و هم بسیار تعاملی بود.
به عنوان مثال ، در اوایل من از همه خواستم افرادی را که بیشتر روی آنها تأثیر می گذارند شناسایی کنند. هر دانش آموز سپس والدین ، مربیان ، معلمان خاص و خواهر و برادر (به ویژه) و دوستان نزدیک را ذکر می کرد. من به طور خودجوش “تأثیرگذار برتر” که ستاره های رسانه های اجتماعی ، ورزشکاران برتر ، سرگرمی ها و تعدادی از تأثیرگذار Tiktok بودند که من هرگز نشنیده ام ، گوگل کردم. اما همانطور که یکی از دانش آموزان حیرت انگیز مشاهده کرد ، “… بسیاری از این افراد مشهور لزوماً افراد خوبی نیستند – آنها ثروتمند و زیبا هستند اما در واقع تحسین برانگیز نیستند.” و قابل توجه بود که هیچ یک از “30 تأثیرگذار برتر” توسط دانش آموزان کلاس مشخص نشده است. سپس ما “آخرین سخنرانی” رندی پوزچ را تماشا کردیم ، که گفتگوی قابل توجهی است که توسط یک استاد کارنگی ملون چند ماه قبل از مرگ در اثر سرطان ارائه شده است. این یک شهادت قابل توجه از شوخ طبعی ، خرد ، طنز ، بینش و شجاعت است. بعد از تماشای این صحبت می توانید یک قطره پین در کلاس بشنوید. این ایده من از یک تأثیرگذار واقعاً تحسین برانگیز است.
در حقیقت ، هر کلاس یک خانه بود. من خطرات زیادی را تحمل کردم و بعضی چیزها به هم ریختم. با این حال ، یک کشف قابل توجه این بود که دانش آموزان عاشق شنیدن نمونه های مورد بالینی (که به طور مناسب شناسایی نشده بودند) دوست داشتند. بنابراین من شروع به ارائه نمونه های موردی زیادی از عمل بالینی خودم و از آزمایشات بالینی خود کردم. من در گذشته کلاس هایی را آموخته ام که دانش آموزان وقتی سعی می کنم بحث را ایجاد کنم ، خالی خیره می شوند. این گروه نیست! من به طور معمول با سؤالات پیگیری و دیدگاه های جایگزین ، که بحث های کلاس غنی را ایجاد می کرد ، به چالش کشیدم. یکی از کلاسهای مورد علاقه من در مورد فلسفه وجودی بود که برای این دانش آموزان (که اکثراً کاتولیک هستند) هم گیج کننده بودند و هم ذهنش. خدا مرده است؟ چگونه می توان زندگی پس از مرگ وجود داشت؟ منظورت این است که این زندگی همه چیز وجود دارد؟ بحث مثمر ثمر در مورد ایمان و انتخاب در زندگی به این نتیجه رسید.
در حالی که به دنبال نمایش ویدیویی از روان درمانی وجودی به صورت آنلاین بودم ، ناگهان فهمیدم که برای نمایش خود به خودی نقش خود را به نمایش می گذارد و یک دانش آموز را استخدام کردم تا در نسخه ی نمایشی “مشتری” بازی کند. یک دانش آموز داوطلبانه و دوست خود را بازی کرد ، که از دست دادن بورس تحصیلی ROTC برای کالج به دلیل یک قسمت نوشیدن که منجر به درگیری پلیس چند ماه قبل شد ، وحشت داشت. پس از نشان دادن تکنیک های مختلف مصاحبه در اینجا و اکنون ، ما یک سؤال وجودی واقعی را مورد بررسی قرار دادیم: به جای اینکه منتظر بمانیم و از ROTC برکنار شویم ، وی می تواند مسئولیت این حادثه را به عهده بگیرد و به رئیس برنامه نزدیک شود تا به طور پیشگیرانه آنچه اتفاق افتاده را فاش کند. در حالی که خطری وجود داشت که او ممکن است بورس تحصیلی خود را از دست بدهد ، اما او با این وجود آزادی برای گرفتن مسئولیت برای آنچه اتفاق افتاد و شاید شجاعت و صداقت او برای انجام کار درست روز را به همراه داشته باشد. دانش آموزان از خودجوش بودن نقش آفرینی که نشان دهنده ایده های کلیدی از اگزیستانسیالیسم است که آنها مطالعه کرده بودند ، قدردانی کردند. هنگامی که نقش آفرینی به پایان رسید ، 20 دست با مشاهدات و سؤالات پیگیری مربوط به ایده های اساسی شلیک شدند.
اکتشاف فلسفه و روانشناسی
همانطور که ما از طریق دیدن زندگی به عنوان یک سفر راه خود را راهپیمایی کردیم (خواندن پائولو کولئو کیمیاگر) یا بیشماری از زندگی احتمالی که ممکن است زندگی کنیم (خواندن مت هایگ کتابخانه نیمه شب) ، دانش آموزان به طور فزاینده ای از دنیای امکانات زندگی هیجان زده می شوند. ما متعاقباً طیف وسیعی از مباحث مانند بیماری روانی ، سلامت روانی ، ناخودآگاه ، پرورش چشم انداز ، عمد ، ذهنی ، روابط زمان ، روابط صمیمی ، تروما ، رشد پس از سانحه ، ذهنیت ، رقیق و روانشناسی مثبت را مورد بررسی و بحث قرار دادیم. ما همچنین ماهیت محافظ معنویت ، ایمان و دین و اهمیت هدف و معنا در زندگی را مورد بررسی قرار دادیم. پذیرش و تعهد درمانی استیو هیز (ACT) تمرکز نهایی بود زیرا ما به بررسی اهمیت انعطاف پذیری شناختی ، روشن کردن ارزش های خود و پیگیری اقدامات متعهد بر اساس ارزشهای خود رسیدیم.
نکته مهم این کلاس برای من فرصتی برای دانشجویان بود تا مباحث مربوط به انتخاب خود را در مورد آنچه زندگی می کند ارزش زندگی از طریق پروژه های مختلف گروهی و نوشتن اعتبار اضافی را ارائه دهد و کشف کند. برای این منظور ، من کلاس را به 10 گروه چهار نفره تقسیم کردم و ما در مورد سفر ، رسانه های اجتماعی ، خواهر و برادر ، حیوانات خانگی ، موسیقی ، سخنرانی های عالی شنیدیم و خانواده ای را از جمله موضوعات جالب دیگر پرورش دادم. من در دوره های قبلی تجربیات مختلط با تمرینات گروهی داشته ام ، اما این کلاس ناامید نشده است. مطالب آنها به خوبی توسعه یافته ، کاملاً متفکرانه و به خوبی در ارائه های عالی پاورپوینت با مشارکت کامل گروهی برگزار شد.
به عبارت ساده ، روانشناسی زندگی یک ماجراجویی آکادمیک قابل توجه بود. در طول دوره ، یک جریان مداوم از بازخورد سازنده و مثبت از طرف دانشجویان سپاسگزار به وجود آمد و چندین گفتند که این کلاس است تغییر دهنده زندگیبشر بسیار فروتنانه است که این امتیاز را برای به اشتراک گذاشتن ایده های مهم و انتقال بینش های کلیدی در مورد زندگی ، تکیه بر حقیقت ، صداقت و خطرات خاص ، که باعث ایجاد روحیه عفونی از کشف مشترک شده است ، بسیار فروتنانه است. این طبقه جدید ایمان من را به جوانان تجدید کرد و بر قدرت آموزش تأکید کرد تا روشهای کاملاً جدیدی برای نگاه به زندگی و جهان پیدا کند. من به تازگی با دو ویراستار در مورد نوشتن کتاب در مورد روانشناسی زندگی صحبت کرده ام و هر دو عاشق قلاب بودند: یک خودکشی حرفه ای در مورد زندگی درس می گیرد و آنچه زندگی را ارزش زندگی می کند ، به اشتراک می گذارد. در سن 66 سالگی ، کشف یک خط جدید تفکر ، تدریس و نوشتن هم هیجان انگیز و هم سرگرم کننده است. اما مهم نیست که چه چیزی در پیش است ، من هرگز این 40 دانش آموز را که به من یاد داده اند در مورد زنده بودن واقعاً فراموش نخواهم کرد ، فراموش نخواهم کرد.
[ad_2]