04:12 - 2025/05/18

آیا نمایش های تلویزیونی می تواند به ما کمک کند تا تروما را پردازش کنیم؟

[ad_1] مانند اکثر رسانه ها این روزها ، تلویزیون می تواند نیرویی برای خوب یا آسیب باشد. تماشای تلویزیون بی نظیر یا اجباری برای روزها ممکن است مضر باشد. با این حال ، در روند بهبودی من از تروما در کودکی ، فهمیدم که چند برنامه تلویزیونی دوز م...

آیا نمایش های تلویزیونی می تواند به ما کمک کند تا تروما را پردازش کنیم؟

[ad_1]

مانند اکثر رسانه ها این روزها ، تلویزیون می تواند نیرویی برای خوب یا آسیب باشد. تماشای تلویزیون بی نظیر یا اجباری برای روزها ممکن است مضر باشد. با این حال ، در روند بهبودی من از تروما در کودکی ، فهمیدم که چند برنامه تلویزیونی دوز مفیدی از راحتی ، مراقبت از خود و تحصیل را ارائه می دهد.

چه “گمشده” و “جدایی” در مورد PTSD به من آموخت

به تازگی ، من درام اولیه اوایل دهه 2000 را دوباره بازنویسی کردم گمشده و سریال تلویزیونی جدید Apple جدا شدن

توطئه این نمایش ها بسیار متفاوت است. گمشده بازماندگان سقوط هواپیما در یک جزیره سرسبز اما عظیم را در جایی در اقیانوس آرام جنوبی دنبال می کند. بازماندگان هرکدام از طریق فلاش بک ها و فلش به جلو گفته می شوند ، و خود این جزیره اسرار فوق طبیعی خود را دارد. این مکانی است که خارج از قوانین متعارف فضا و زمان وجود دارد.

جدا شدن کارمندان یک شرکت مرموز را دنبال می کند که تحت عمل جراحی قرار می گیرند تا کار خود را از شخصی شخصی خود جدا کنند و از این طریق خود را از زندگی شرکتی یا درد خسارات شخصی خود دور کنند.

هر دو نشان می دهد که حافظه ، هویت ، اندوه و چیزهایی را که می توانیم و نتوانیم کنترل کنیم ، بازجویی می کنند. به نظر من ، آنها تمثیل های درخشان از تروما و تمام راه هایی که ذهن را شکستگی می کنند و ما را از چیزهایی که برای مقابله با آن بسیار دردناک هستند محافظت می کند.

لحظه های قبل و بعد از آن ، خطوط نامرئی وجود دارد که شخصیت ها از آنها عبور می کنند که آنها را برای همیشه تغییر می دهند. در گمشده، اینها شامل زندگی قبل از سقوط هواپیما و بعد از آن و جزیره به عنوان یک واقعیت متناوب است. در جدا شدن ، “خط” سوار آسانسور به طبقه کار جدا شده است و دنیای “مسافرخانه ها” و “Outies” را از هم جدا می کند. دو جنبه از یک شخص به طور موازی وجود دارد: آگاهانه و ناخودآگاه.

تقریباً برای همه شخصیت ها ، یک درگیری داخلی بین تمایل به انکار وقایع وحشتناک و مایل به گفتن همه چیز با صدای بلند وجود دارد ، و این درد را قابل مشاهده می کند. فیلمبرداری دوگانگی را قابل مشاهده ، نامرئی است. نور ، تاریک.

از نظر من ، این ایده را تأکید می کند که تروما غیرقانونی و فرآوری شده راه هایی برای ظهور پیدا می کند. این خود را دوباره پخش می کند. رکورد پرش می کند. در تجربه من ، حلقه های درد در بدن و سیستم عصبی. برای کاراکترها ، جدول زمانی حلقه و به روش های بی نظمی دو برابر می شود.

خودمان را در تلویزیون می بینیم

به عنوان انسان ، ما از طریق داستان پردازی یاد می گیریم و رشد می کنیم. ما شخصیت هایی را که تجربیات عاطفی و زندگی ما را تأیید می کنند ، و همچنین کسانی که دلسوزی و دانش ما را از جهان می کشند ، می خواهیم. من همیشه نمایش هایی را دوست داشته ام که با دقت ناتوانی و روابط خانوادگی پیچیده را به تصویر می کشند.

البته ، همه تلویزیون ها به طور برابر ایجاد نمی شوند. بسیاری از برنامه ها (مانند جرم واقعی و فیلم های ساخته شده برای تلویزیون) سوءاستفاده و تروما را به روش هایی که می تواند برای بینندگان ایجاد کند ، حساس می کنند. بسیاری از این نمایش ها همچنین ننگ و کلیشه های مربوط به سلامت روان را تقویت می کنند.

این باعث می شود من از همه نمایش های بیشتر که فراتر از سرگرمی ها هستند و روایتی شفابخش ارائه می دهم ، به ویژه برای بازماندگان تروما ، قدردانی کنم. هنگامی که نوشتن هوشمند و ظریف است و نقشه تجربه خودم را با بهبود و ادغام تروما نشان می دهد ، تجربه تماشای تحول پذیر است. این نمایش ها به جای فعال کردن خاطرات قدیمی به روشی مضر ، احساس اعتبار و جبران می کنند.

وقتی داستان های خارجی تجربیات داخلی ما را آینه می کند

به عنوان جدا شدن وت گمشده داستان های داستانی پیشرفت می کنند ، فرایندی برای ادغام مجدد وجود دارد. جهان های ناخودآگاه و متافیزیکی به آگاهانه می ریزند. شخصیت ها سعی می کنند آسیب هایی را که حاوی یا نادیده گرفته نمی شوند ، متابولیزه کنند.

در تروما درمانی خودم ، یاد گرفتم که ادغام مجدد هدف است. تجسم داستان کامل خود ، گذشته و حال ، با هم بافته شده است. دیافراگم دوربین برای عمق میدان تنظیم می شود و دامنه عاطفی شما را گسترش می دهد. شما یاد می گیرید به جای دور زدن یا تبعید آنها ، سایه های خود را مقابله کنید. شما به اندازه کافی با خود آشنا می شوید که می توانید درک کنید که چه موقع و چگونه وقایع امروزی گذشته را تکرار می کنند ، به جای اینکه فقط بی فکر واکنش نشان دهید. مهمتر از همه ، شما با کنجکاوی و شفقت بیشتر – برای خود و دیگران زندگی می کنید.

من نمی گویم تماشای تلویزیون به تنهایی آسیب های هر کسی را بهبود می بخشد ، اما این روند را بیرونی می کند و داستان های ما را به گونه ای آینه می کند که صحبت کردن با درمانگران ما ، با دوستان قابل اعتماد و اعضای خانواده ایمن را آسان تر می کند. و در تجربه من ، قادر به صحبت در مورد آن برای بهبودی ضروری است. این به من یادآوری می کند که من تنها نیستم.

کپی رایت جینا دمیلو واگنر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان