22:01 - 2025/05/17

اعتقادات کمال گرا را در مورد دوست داشتن به چالش می کشد

[ad_1] سوء تفسیرها اغلب قاتلان رابطه هستند. بسیاری از ما زمان خوبی را صرف رمزگشایی معنای تصمیمات دیگران می کنیم. “آیا او امروز به من پیام نداد زیرا او مرا دوست ندارد؟” “آیا او برنامه ما را فراموش کرد زیرا من برای او مهم ...

اعتقادات کمال گرا را در مورد دوست داشتن به چالش می کشد

[ad_1]

سوء تفسیرها اغلب قاتلان رابطه هستند. بسیاری از ما زمان خوبی را صرف رمزگشایی معنای تصمیمات دیگران می کنیم. “آیا او امروز به من پیام نداد زیرا او مرا دوست ندارد؟” “آیا او برنامه ما را فراموش کرد زیرا من برای او مهم نیستم؟”

برخی از ما عدم اطمینان از آن را آنقدر غیرقابل تحمل می دانیم که به سیستم های سفت و سخت معنا می رویم ، که تقریباً همه انگیزه ها را برای تقریباً در هر عمل قابل تصور توضیح می دهد. “او ساعت ها بعد به من پیام داد زیرا او به من تقلب می کند.” “او تاریخ ما را لغو کرد زیرا می خواهد از من جدا شود.”

استحکام نوعی جزم ، نقشه ذهنی است که هرج و مرج ، سردرگمی و ترسناک را در خلیج نگه می دارد. با این حال ، این دقیقاً همانطور که اغلب افراد دیگر را در آنجا نگه می دارد.

کمال گرایان ، که غالباً مطمئن هستند که دیگران آنها را دفع کننده می دانند ، از شواهد ، به ویژه آنچه که مبهم است ، برای حمایت از انتظارات خود استفاده می کنند. هر نشانه ای از ناهماهنگی اغراق آمیز است و به معنای رد آن گرفته می شود. بنابراین ، در حالی که دلایل مختلفی وجود دارد که ممکن است کسی به عقب برگردد ، یا حتی با شما ، کمال گرا ، یقین داشته باشد که جهان چگونه کار می کند (و دیگران چگونه آنها را درک می کنند) ، معتقد است که فقط یک نفر وجود دارد ، که همیشه شخصی است – “زیرا من به اندازه کافی خوب نیستم”.

یک کمال گرا ممکن است چیزی را در این زمینه بگوید ، “اگر من آنها بودم ، من هم من را غیر جذاب می دانم” ، با فرض ، زیرا آنها نمی توانند تصور کنند که شخص دیگری می تواند متفاوت فکر کند ، دیگری که دیگری نسبت به آنها احساس می کند. به این فرد ، شما زیبا یا زشت ، باهوش یا احمق ، تنبل یا کوشا هستید. و البته ، برای تجسم هر یک از این خصوصیات به ظاهر مثبت ، فرد باید این کار را کاملاً انجام دهد تا شایسته آنها باشد.

آنچه از دست رفته دیگر و دیدگاه آنها است. من اغلب از بیمارانم می خواهم که در نظر بگیرند که چگونه نیاز آنها به وضوح و یقین ، استدلال ناعادلانه و وابستگی به عصبانیت به ناتوانی آنها در پذیرش اشتباهات آنها ، جدی گرفتن دیدگاه های جایگزین و اعتقاد به افراد به ظاهر متناقض کمک می کند. به عنوان مثال ، این واقعیت که آنها خود را کاملاً غیر جذاب می دانند در حالی که شریک زندگی آنها ، به عنوان مثال ، ممکن است کاملاً مخالف باشد. این فرایندها تا حد زیادی ناخودآگاه هستند ، همانطور که بیشتر آنها می خواهند “بخواهند ، داده های گیلاس را برای تغذیه یک توهم مضر تهیه کنند. با این حال ، اساساً ، همه ما مسئول تفکر خود هستیم ، به این معنی که ما به همان اندازه مسئولیت تحمل احساسات ناخواسته خود را بر عهده داریم ، اساساً با آنها روبرو هستیم.

بیماران کمال ما غالباً عصبانی می شوند تا ترسیده باشند ، اگرچه ، دوباره ، این اولویت تا حد زیادی ناخودآگاه است. عصبانیت به معنای یقین ، نوعی زمین اخلاقی بالا و کنترل است. از طرف دیگر ترس دلالت بر احتمال رد دارد. احساس فرومایه برای تلاشی که البته به نظر می رسد کاملاً احمقانه به نظر می رسد. و درد تأیید آنچه در حال حاضر “آشکار” و در عین حال بالقوه و امیدوارم اشتباه باشد.

عصبانیت زیربنای این احساس است که فرد مدیون بدرفتاری به دلیل نقص های ذاتی و در نتیجه غیرقابل کنترل آنها است. ترس محصول جانبی انتخاب امید در حالی که در یک تصویر خود سفت و سخت باقی مانده است.

بیماران غالباً مواردی از این قبیل را می گویند ، “من می دانم که قرار نیست به آنچه دیگران فکر می کنند اهمیت دهم ، اما من نمی توانم به آن کمک کنم.” این یک هدف گمراه کننده ، هر چند محبوب است. این طور نیست که ما باید از مراقبت از عقاید دیگران درباره ما جلوگیری کنیم. این است که ما باید شروع به جدی تر کنیم. اگر حتی این کار را انجام دهند ، فقط مراقبت از آنها متوقف می شود و احساس می کند که برخی دیگر از آنها ارزش ندارند. این راهی برای حتی همه چیز است.

در واقعیت ، ما باید از اینكه دیگران بخواهیم فقط به دلیل نحوه ارائه خودمان ، ما را دوست داشته باشند ، قطع كنیم.

این به معنای نیاز به اصالت بیشتر است ، که به نوبه خود به معنای این است که به دیگران اجازه دهند اگر ما را دوست داشته باشند ، تصمیم بگیرند ، به جای اینکه سعی کنند دیدگاه های خود را با استفاده از خود به شدت مدیریت کنند. مراقبت از آنچه دیگران درباره ما فکر می کنند باید به معنای احترام به عقاید آنها در مورد ما باشد ، هرچه ممکن است باشد. این بلوغ است.

با این حال ، کمال گرایان به دنبال تحسین عمیق و بدون اعتماد به آن هستند. آنها تمایل دارند که بار اثبات بر دیگران را برطرف کنند تا خود را از خود تحقیر آمیز و در عین حال ارزشمند خود برطرف کنند ، اما در عین حال ، خود را به یک ذهن باز هدیه نمی دهند. با توجه به ترس از طرد ، دوباره عصبانیت از ترس را انتخاب می کنند.

روانشناس نانسی مک ویلیامز نوشت: “… روانشناسی خودشیفتگی از نوع خاصی از توجه یا حتی نقطه اینگایی که در آن حمایت از شرایط ضمنی که کودک با برنامه خودشیفتگی والدین همکاری می کند ، می چرخد.” بنابراین ، اگر از شما انتظار می رفت که کامل باشید ، که مانند یک الزام برای عشق احساس می شود ، به راحتی می توان باور کرد که عشق فقط برای برخی از افراد منتخب در نظر گرفته شده است.

کمال گرایی ضروری است

با این حال ، در واقعیت ، عشق همه چیز در مورد “مناسب” است ، که یک مسابقه خوب برای یکدیگر است ، که فقط از طریق خطر آشکار کردن نفس واقعی فرد امکان پذیر می شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان