این پست قسمت دوم یک سری است. قسمت اول را پیدا کنید در اینجابشر
این غیر معمول نیست که ما کارهای خوبی را که شرکای ما برای ما انجام می دهند فراموش کرده یا آن را فراموش کرده ایم. مواردی مانند بیرون کشیدن سطل زباله یا تنظیم شام. پس از مدتی ، این چیزها حتی ممکن است از دست و پنجه نرم به مبهم تغییر کند. ما از آنها انتظار داریم. از این گذشته ، به هر حال آیا شرکای ما نباید این کارها را برای ما انجام دهند؟ یا اگر اکثر کارها را انجام دهیم ، ممکن است فکر کنیم شریک زندگی ما حداقل باید سطل زباله را بیرون بکشد.
این ذهنیت تحت عنوان به روابط آسیب می رساند. فرض بر این است که ، از آنجا که یک نفر کارهای خوبی را انجام می دهد ، دیگری لازم است همین کار را انجام دهد. این ممکن است احساس اعتبار داشته باشد ، اما همچنین انتظاراتی را ایجاد می کند که قدردانی را تضعیف می کند – انتظار می رود که شخص دیگر از آن آگاه نباشد. اگر یک نفر انتظار داشته باشد که دیگری کارهای خاصی را انجام دهد ، و شریک زندگی انتظارات را برآورده نمی کند ، اکنون دیگری را ناامید کرده است. این می تواند گلوله برفی را به امتیازات تبدیل کند ، جایی که شرکا از نظر ذهنی در حال انجام این کار هستند که بیشتر از دیگری انجام می دهند. همه اینها می تواند منجر به نارضایتی های خطرناک نسبت به نحوه تحقق شرکاء بخشی از معامله خود شود. هنگامی که این اتفاق می افتد ، بهتر است تازه شروع به کار کنید – انتظارات قبلی را باطل اعلام کنید و هرگونه ورق ذهنی را پاره کنید.
پادزهر برای تفکر حق تقدیر است. ما به جای تمرکز روی آنچه شریک زندگی انجام نمی دهد ، ما روی کارهایی که انجام می دهند تمرکز می کنیم. برای شروع قدردانی از شریک زندگی ، می توانیم چهار استراتژی را امتحان کنیم: بازخورد مثبت ، بحث در مورد پیشینه خود در انجام کارهای ، بحث در مورد تفاوت در اجرای ، وت کمک به استخدام
بازخورد مثبت
بازخورد مثبت به معنای توجه به کارهای خوب یک شریک زندگی و گفتن آنها است. این می تواند چیزهای کوچکی باشد مانند فراخواندن خانه خود از محل کار ، و کارهای بزرگتر مانند انجام کارهای روز در هنگام انجام یک شریک زندگی باید دیر شود. این کار را خودتان امتحان کنید: لیستی از حداقل ده کاری را که شریک زندگی تان انجام می دهد ، بنویسید که از آن قدردانی می کنید. سپس لیست را برای شریک زندگی خود بخوانید.
بازخورد مثبت مسیری طولانی پیش می رود. اگر ما به طور مداوم به شرکای خود بگوییم که آنها چه کاری انجام نمی دهند ، می توانند احساس ناکافی ، ناامید یا کم ارزش کنند. درعوض ، با تمرکز روی آنچه کار می کند ، می توانیم به بازسازی ارتباطات و اعتماد کمک کنیم. همانطور که شرکا از آنچه دیگری انجام می دهد قدردانی می کنند ، هر دو تقویت مثبت می شوند. این یک برد برنده است.
بحث در مورد پیشینه خود در انجام کارهای
یکی دیگر از تمرین های مفید این است که شرکا در مورد چگونگی تقسیم کارهای خانگی در خانه های خودشان که در حال رشد هستند ، بحث کنند. غالباً ، ما بدون تحقق آن ، تقسیم کار خانگی خودمان را الگوبرداری می کنیم. حتی به طور ناخودآگاه ، ممکن است احساس کنیم که شیوه انجام کارهای در خانه کودکی ما “بهترین راه” است زیرا این آشناترین است. اما مردم در محیط های مختلف رشد می کنند و روش های زیادی برای بهره برداری از یک خانواده وجود دارد. هنگامی که شرکا می فهمند که هر دو از کجا در رابطه با کارها آمده اند ، این شکل دیگری از قدردانی است. ما می توانیم درک عمیق تری داشته باشیم که چرا شریک زندگی ما روشی خاص را احساس می کند.
به عنوان مثال ، بلا و نیکو ، یک زن و شوهر در بیست سالگی ، اخیراً با هم حرکت کرده بودند. آنها با تقسیم کاری مبارزه کردند. من از این زوج در مورد شیوه های انجام کار در خانواده های آنها در حال رشد پرسیدم.
نیکو گفت مادرش “اکثریت” کارها را انجام داده است ، و پدرش یک بار در حالی که “سطل زباله را بیرون می آورد.” او توضیح داد که او در یک خانه بزرگ شده است که پدرش در آن کار می کند و مادرش از او و سه خواهرش مراقبت می کند. خواهرانش به مادرش در کارها کمک می کردند ، اما او و پدرش اغلب بهانه می شدند. نیکو گفت استدلال هایی در خانه وجود دارد زیرا پدر نیکو از کار خود خسته شده است ، و مادر نیکو از “انجام همه کارها” خسته شده است.
بلا گفت که او تجربه بسیار متفاوتی دارد. بلا به همراه مادر و شریک مادرش بزرگ شد. وی اظهار داشت که آنها به همان اندازه مسئولیت های خانگی را به اشتراک می گذارند. بلا می گوید این احساس “متعادل” است ، و آنها درمورد اینکه چه کسی در خانه انجام داده است ، نمی جنگند. آنها در مورد چیزهای دیگر جنگیدند ، اما کارهای خانگی مسئله ای نبود.
نیکو گفت که او هرگز به این فکر نکرده است که چگونه رشد او می تواند بر روابط فعلی وی تأثیر بگذارد. اما این به او کمک کرد تا درک کند که چرا او یک نگرش سنتی تر “مردان انجام نمی دهد”. با درک پیشینه نیکو ، بلا احساس دلسردی تر می کرد ، زیرا یک رویکرد عادلانه برای او الگوبرداری نشده بود. این زوج توافق کردند که آنها مانند والدین بلا می خواهند رویکرد متعادل تر و برابر تر به کارها داشته باشند. هنگامی که بلا و نیکو در مورد دوران کودکی خود صحبت کردند ، این به آنها کمک کرد تا تصمیم بگیرند که چه نوع همکاری را می خواستند ، و این باعث می شود که نحوه تقسیم کارهای را آسان تر کنند.
بحث در مورد تفاوت در اعدام
نکته دیگری که باید در نظر داشته باشید این است که افراد کارهای متفاوتی انجام می دهند. همه وظایف را به همان روش مدیریت نمی کنند. شخص دیگر به جای انتقاد از شریک زندگی برای نحوه انجام یک کار ، می تواند از آنها بخاطر انجام این کار قدردانی کند. شرکا می توانند از تلاش یکدیگر قدردانی کنند ، حتی اگر نتیجه دقیقاً به دلخواه آنها نباشد. با این حال ، اگر یک نفر واقعاً از نحوه انجام یک کار ناراضی باشد ، می تواند برای تغییر وظایف ارائه دهد.
کمک به استخدام
سرانجام ، اگر شرکا نتوانند تعادل نابرابر را در کارهای خانگی حل کنند و این امر باعث ایجاد استرس در مشارکت می شود ، می توانند استخدام کمک های خارج را در نظر بگیرند. واگذاری وظایف به یک شرکت خارجی شکل دیگری از قدردانی است. این قدردانی است که شرکا سعی کرده اند و اکنون به سمت راه حل های جایگزین برای کاهش فشار در رابطه روی آورده اند. استخدام یک سرویس تمیز کردن ، راه اندازی سرویس تحویل غذا یا حتی استخدام یک شخص برای اجرای کارها ممکن است برخی از فشار را کاهش دهد.
تبدیل شدن به هم تیمی
یک رابطه یک واحد است و وقتی صحبت از کارها می شود ، به فکر یکدیگر به عنوان هم تیمی کمک می کند. هر شخص در ایجاد و تمیز کردن خانه مشترک خود شریک برابر است. تیم ها بدون کمک همه اعضای تیم نمی توانند وجود داشته باشند. با اتخاذ این طرز فکر ، شرکا متعهد به کمک به یکدیگر در روحیه ورزش هستند ، به خصوص که کارهای کارها می توانند کسل کننده باشند. آوردن برخی از رفاقت ها و هیجان ها به کارها فرصتی دیگر برای تزریق سرگرمی به یک رابطه است.
در اینجا چند روش برای سرگرمی به عنوان هم تیمی ها آورده شده است:
- برای یک زمان مشخص با هم کار کنید. یک تایمر را به مدت سی دقیقه تنظیم کنید و ببینید که شما و شریک زندگی تان در آن زمان چقدر می توانید با هم انجام دهید. زمان بندی می تواند عنصری از رقابت را اضافه کند که باعث می شود کارها احساس وحشت کمتری داشته باشند.
- با یکدیگر رقابت کنید. یک تایمر تنظیم کنید ، اما این بار ببینید چه کسی می تواند سریعترین یا کارآمدترین کارهای خود را انجام دهد. هر کار یک امتیاز کسب می کند و در پایان ، شخص با بیشترین امتیاز پاداش می گیرد: انتخاب شام ، ماساژ ، یک هدیه کوچک و غیره.
- نقش آفرینی را درج کنید. ترکیب نقش آفرینی سکسی با کارها می تواند یک عنصر کاملاً جدید از هیجان را اضافه کند. یک شریک زندگی می تواند لباس را برای کارهای کاری شخص دیگر انتخاب کند. به عنوان مثال ، برای گرد و غبار و جاروبرقی ، یک نفر ممکن است به عنوان یک خدمتکار فرانسوی لباس بپوشد. برای کار در حیاط ، فرد ممکن است به عنوان یک کشاورز لباس بپوشد.
- عناصر حسی را اضافه کنید. ترکیب رایحه ها ، صداها یا مناظر در کارها می تواند باعث جذابیت آنها شود. برخی از ایده های خوب این است که یک چراغ بارک را اضافه می کنند ، شمع ها را برای محیط یا عطرها اضافه می کنند ، یا به موسیقی رقص گوش می دهند.
- یک مبادله کاری رقابتی را امتحان کنید. کارهایی را که به طور معمول مسئولیت شریک زندگی دیگر است ، تغییر دهید و هر شخص می تواند سعی کند آنها را متفاوت یا بهتر انجام دهد. تعویض کارهای همچنین راهی عالی برای به دست آوردن درک بهتر از مسئولیت های دیگران است.
- یک عنصر غافلگیرکننده اضافه کنید. تمام کارهای خانگی را در یک کاسه قرار دهید و هر یک از شریک زندگی را برای روز یا تمام وظایف خود برای هفته انتخاب کنید. چیدن کارهای از یک کاسه می تواند کمی تعجب آور برای تقسیم کار باشد.
- یک تعاونی تمیز کردن را تنظیم کنید. از دوستان بپرسید که آیا آنها مایل هستند در ازای کمک به تمیز کردن به آنها کمک کنند. با موسیقی و غذا به یک رویداد اجتماعی سرگرم کننده تبدیل شوید و خنده ای داشته باشید.
کارها می توانند دلهره آور باشند ، اما شرکا در کنار هم هستند. قدردانی از این امر می تواند بار جسمی و عاطفی را کاهش دهد. آنچه شرکاء انجام می دهند قدردانی کنید و با درج راه های جدید برای فتح کارهای ، هم تیمی های بهتری پیدا کنید. این کار باعث می شود کارهای ساده تر و سرگرم کننده به رابطه اضافه شود.