در سراسر فرهنگ های انسانی ، کودکان یاد می گیرند که از سنین جوانی در کنوانسیون ها و زبان متعارف شرکت کنند (Clegg & Legare ، 2016a ؛ Nielsen & Tomaselli ، 2010).
توجه به کنوانسیون بسیار قوی است ، غالباً کودکان را به سمت بیش از حد سوق می دهد (به عنوان مثال ، هورنر و ویتن ، 2004)-یعنی ، کپی کردن اقدامات با کارگروه پس از تماشای یک مدل انجام آنها. این است به خصوص درست است وقتی زبان متعارف (به عنوان مثال ، “همه همیشه این کار را می کنند”) استفاده می شود (Clegg and Legare ، 2016b).
علاوه بر تقلید از اقدامات بی ربط هنگامی که آنها به عنوان متعارف تعبیر می شوند ، کودکان نیز از اقدامات مشکوک مانند انتخاب عمدی ابزاری ناکارآمد برای انجام یک کار تقلید می کنند (دیانی و همکاران ، 2022). در یک مطالعه قبلی ، ما دریافتیم که کودکانی که قبل از انتخاب یک ابزار ناکارآمد ، شاهد یک مدل با استفاده از زبان متعارف بودند ، احتمالاً این ابزار را نیز انتخاب می کنند ، و همچنین به شخص ثالث برای استفاده از آن آموزش می دهند.
ما از این سوال پرسیدیم که آیا کودکانی که استفاده از یک مدل از یک ابزار ناکارآمد را کپی کرده اند ، در درجه اول به دلایل اجتماعی این کار را انجام می دهند یا در واقع ابزار ناکارآمد را به عنوان موجود رمزگذاری می کردند برای کار Ronfard و همکارانش (2016) اظهار داشتند که اگر از کودکان خواسته شود سریعترین راه را برای انجام یک کار نشان دهند ، اقدامات بعدی آنها نحوه تفسیر مشاهدات خود از یک مدل را روشن می کند.
بنابراین ما تصمیم گرفتیم كه كودكان را با نسخه ای از كار خود ارائه دهیم كه در آن به آنها فشار داده شده است تا چندین بار و هرچه سریعتر این كار را انجام دهند.
ما 92 کودک 4- و 5 ساله را استخدام کردیم. نیمی از کودکان دو فیلم را تماشا می کردند که در آن یک مدل استفاده می کرد زبان متعارف (“همه همیشه این کار را می کنند”) ، و نیمی از آنها شنیده می شود زبان ابزاری (“من می روم …”) در هر دو فیلم. پس از در نظر گرفتن ظاهراً هر دو ابزار کارآمد و ناکارآمد ، این مدل همیشه به طور عمدی گزینه غیر وابسته (NA) را انتخاب می کرد (یعنی ابزاری از Pom-Poms فازی برای کلوچه های خرد کننده ؛ یک مربع لاستیکی شل و ول برای حرکت برنج).
پس از هر ویدیو ، از کودکان خواسته شد تا خود را در یک آزمایش اولیه انجام دهند (“به کدام یک نیاز دارید …”). پس از یک کار حواس پرتی ، به کودکان با محاکمه سریع ارائه شد. در هر حالت ، هر دو ابزار (ناکارآمد و کارآمد) برای انتخاب در دسترس بودند. برای انجام کار خرد کردن کوکی ، کودک با 4 کوکی ارائه شد و به آنها گفت که آنها را هرچه سریعتر می توان آنها را خرد کرد و آنها را برای سرعت به پایان رساندند. برای آزمایش سریع کار برنج ، کودک با یک کاسه برنج و با یک کاسه خالی دوم که دارای یک خط قرمز در اطراف محیط بود ، در حدود 1/5 از راه بالا ارائه شد. به آنها دستور داده شد تا کاسه دوم را به همان سرعتی که می توانستند پر کنند و به پایان برسد.
همانطور که در نمودار مشاهده می شود ، نرخ تقلید در اولی محاکمه در هر دو شرایط معمولی و ابزاری زیاد بود. بین 68 تا 86 ٪ از کودکان از انتخاب مدل ابزار برنج سدیم تقلید می کردند و بین 70 تا 75 ٪ از کودکان استفاده از ابزار کوکی NA را کپی می کردند. بین 58 تا 70 درصد از کودکان از استفاده از مدل از ابزار NA در هر دو کار تقلید کردند و 87-91 ٪ از کودکان حداقل یک بار تقلید کردند. بین شرایط معمولی و ابزاری یا بین کارهای کوکی و برنج تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
وقتی به سریع محاکمه ، نرخ تقلید به شدت کاهش یافت. هنگامی که برای انجام هرچه سریعتر کار تحت فشار قرار گرفت ، تنها 22-25 ٪ از کودکان از برنج سدیم استفاده می کردند و تنها 29-36 ٪ از سنگ شکن کوکی NA استفاده می کردند. فقط 12-14 ٪ از کودکان در هر دو کار سریع تقلید می شوند و 43-58 ٪ هرگز تقلید نمی کنند. بار دیگر ، بین شرایط معمولی و ابزاری یا بین کارهای کوکی و برنج تفاوت معنی داری وجود نداشت.
این نتایج حاکی از آن است که در حالی که انتخاب مدل در تصمیمات اولیه کودکان تأثیر داشت ، در یک وضعیت تحت فشار و مبتنی بر زمان ، اکثر کودکان (75-65 ٪) به ابزاری که کارآمدتر بود ، تغییر یافتند. به جای دیدن ابزار ناکارآمد به عنوان بودن برای وظیفه ، تقلید اولیه کودکان ممکن است ناشی از تمایل به وابستگی به مدل باشد. با این حال ، هنگامی که کارآیی در شرایط به موقع اهمیت بیشتری پیدا کرد ، این تمایل بیش از حد غرق شد.
یکی از یافته های شگفت آور این مطالعه عدم تفاوت در نرخ تقلید بین کودکان در شرایط معمولی و ابزاری بود که مطابق با تحقیقات قبلی نبود (دیانی و همکاران ، 2022 ؛ Clegg & Legare ، 2016b). بر خلاف مطالعات قبلی ، داده های این مطالعه همه گیر پس از COVID-19 جمع آوری شد. کودکانی که در مطالعه حاضر شرکت کرده اند ، در درجه اول در دو سال اول زندگی خود در اوج همه گیر قرار گرفتند.
این امکان وجود دارد که اصرار در زندگی اولیه خود بر رعایت قوانین و مطابقت با دستورات اجتماعی مانند قرنطینه ، نقاب زدن و فاصله اجتماعی ، می تواند به توجه بیشتری به هنجارهای اجتماعی و تقلید از چهره های بزرگسالان که به روش های عمدی عمل می کنند منجر شود. احتمال دیگر این است که مهارت های حرکتی خوب کودکانی که در این سالهای سازنده در خانه می مانند به دلیل افزایش مدت زمان صرف شده با وسایل الکترونیکی کاهش یافته است.
به منظور تمایز بین این دو فرصت ، ما تحقیقات پیگیری را انجام خواهیم داد. اول ، ما نمونه ای از کودکانی را که در حال حاضر 4 و 5 در مهارت های حرکتی خوب خود هستند ، ارزیابی خواهیم کرد تا ببینند آیا واقعاً کاهش یافته است یا خیر. دوم ، ما مطالعه Clegg و Legare (2016b) را با مقایسه بیش از حد مراحل غیر ضروری در یک کار ساخت گردنبند بین کسانی که زبان معمولی در مقابل ابزار را می شنوند ، تکرار خواهیم کرد. این کار به کودکان نیازی به ارزیابی کارآیی حرکتی اشیاء ندارد ، بنابراین این که آیا کودکان در شرایط متعارف بیش از حد بیش از حد بیش از حد (همانطور که پیش از این کار انجام می دادند) بیش از حد بیش از حد بیش از حد بیان می کنند یا خیر ، می گوید که آیا مهارت های حرکتی کاهش یافته یا توجه بیشتر به نشانه های اجتماعی ، تفاوت در نرخ تقلید در نمونه مورد بحث در اینجا را به خود اختصاص می دهد. سرانجام ، ما قصد داریم مطالعه شرح داده شده در اینجا در سال 2027 را دوباره انجام دهیم ، هنگامی که افراد 4 و 5 ساله ، وظایف قرنطینه و اجتماعی همه گیر Covid-19 را تجربه نخواهند کرد. این مطالعات به ما کمک می کند تا عوامل مختلف انگیزشی را که بر تقلید کودکان تأثیر می گذارد ، بهتر بشناسیم ، و اینکه چگونه شرایط اجتماعی و جهانی – مانند یک بیماری همه گیر در سراسر جهان – ممکن است نقشی داشته باشد.