00:09 - 2025/05/17

وقتی شریک زندگی شما درست بعد از ازدواج تغییر می کند

[ad_1] در تمام سالهای معالجه من ، یکی از رایج ترین شکایات این است که یک شریک بلافاصله پس از ازدواج به نوعی قابل توجه تغییر کرده است. البته شریک زندگی که شکایت می کند کسی است که احساس خیانت ، فریب ، پاره شدن یا احمق شدن از آن می کند. او مم...

وقتی شریک زندگی شما درست بعد از ازدواج تغییر می کند

[ad_1]

در تمام سالهای معالجه من ، یکی از رایج ترین شکایات این است که یک شریک بلافاصله پس از ازدواج به نوعی قابل توجه تغییر کرده است. البته شریک زندگی که شکایت می کند کسی است که احساس خیانت ، فریب ، پاره شدن یا احمق شدن از آن می کند. او ممکن است چیزی به من بگوید: “من فکر می کنم شریک زندگی من فقط برای بستن معامله یا مرا به محراب برای من نمایش داده است. اکنون فهمیدم که با شخص دیگری ازدواج کرده ام.” من این را اغلب در متن:

  • محبت – “قبل از ازدواج ، شوهرم مانند یک شاهزاده خانم با من رفتار می کرد. هیچ چیز برای من خیلی خوب نبود. با این حال ، او با من رفتار کرده است که گویی من برای او سنگین هستم. من کاملاً گیج شده ام. حتی دوستانم نمی توانند تغییر ناگهانی نگرش و رفتار او را باور کنند.”
  • بچه – “قبل از ازدواج ، همسرم به من گفت كه او حداقل سه فرزند می خواهد. بعد از ازدواج و فرزند اول ما ، او نظر خود را تغییر داد.”
  • رابطه جنسی – “همسرم قبلاً چاق بود و ناگهان او به یک احمق تبدیل شده است.”
  • سفر – “قبل از ازدواج ، شوهرم پرماجرا و خودجوش بود. حالا او می گوید از مسافرت خسته شده است و می خواهد در خانه بماند و در سرگرمی های خود کار کند.”
  • کار -“قبل از ازدواج ، همسرم با حقوق و دستمزد خوب کار می کرد. اما به محض ازدواج ، او به من گفت که خسته است و می خواست بازنشسته شود. او می دانست که یک ازدواج دو با درآمد برای من چقدر مهم است ، اما تصمیم به تصمیم یک جانبه گرفت.”

شریک زندگی که قرارداد زناشویی گفتاری یا ناگفته را می شکند ، معمولاً احساس توجیهی در موقعیت خود می کند. آنها حتی از این که توسط همتای شوکه شده و گیج کننده خود به چالش کشیده می شوند ، ابراز نارضایتی می کنند. درک این مسئله که چرا همسر مبهم ناراحت است ، آسان است. از این گذشته ، “آنچه آنها دیدند ، آنها دریافت نکردند.” اما درک نارضایتی همتای آنها بسیار سخت تر است.

بعد از دیدن صدها نفر از این زوج ها ، من به دو نتیجه رسیده ام: 1. همسر که به ظاهر ناگهانی تغییر کرده است ، هرگز از نقشی که قبل از ازدواجشان بازی می کردند خوشحال یا راضی نبود. آنها در مورد هویت خود یا آنچه از زندگی می خواستند درگیری داشتند. Winnicott (1960) ممکن است بگوید که آنها نبودند خود واقعیبشر دلایل زیادی برای این امر وجود دارد ، اما موردی که بیشتر اوقات می بینم این است که آنها هرگز مجاز به خودشان نبودند و بنابراین آنها را تصویب کردند هویت دلپذیربشر “هر کاری که باید باشم یا انجام دهم تا دیگران را در حال حاضر خوشحال کنم ، می توانم باشم.” و 2. همسر که احساس فریب می کند به همان اندازه که فکر می کنند فریب خورده نیست. به دلیل نیازهای خود ، این افراد ممکن است به اندازه کافی به همسران بالقوه خود نگاه نکنند ، و به یک معنا ، نمی دانند که شرکای آنها واقعاً چه کسانی هستند. این اشتباه می تواند برای تکرار ناخودآگاه تاریخ آنها در عدم برآورده کردن نیازهای آنها باشد.

برای اینکه زوجین از طریق یک پویا مانند این کار کنند ، هر دو شریک ابتدا باید با یکدیگر همدلی کنند و تصمیم بگیرند که آیا آنها هنوز هم مانند آنها می خواهند. این معمولاً سازش و تمایل به پذیرش ضرر را به همراه خواهد داشت. اگر آنها بتوانند این کار را انجام دهند ، آنها باید دوباره قرارداد بگیرند ، اما این بار باید مبتنی بر اصالت باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان