[ad_1]

در دهه 1960 ، بروس لی مشهور گفت: “اگر همیشه برای هر کاری که انجام می دهید ، جسمی یا هر چیز دیگری محدود می کنید ، در کار شما و زندگی شما گسترش می یابد. هیچ محدودیتی وجود ندارد. فقط فلات وجود دارد ، و شما نباید در آنجا بمانید ، باید فراتر از آنها بروید.” این احتمال وجود دارد که اژدها کوچک هیچ ایده ای در مورد تحقیقات مربوط به علم ورزش در مورد محدودیت هایی که در کالج جورج ویلیامز در شیکاگو انجام می شود ، نداشت و در سال 1961 منتشر شد ، زیرا او در آن زمان در سیاتل زندگی می کرد و در دانشگاه واشنگتن ثبت نام می کرد.
اکنون می دانیم که عملکرد و ظرفیت ما سفت و سخت نیست بلکه انعطاف پذیر است و بسته به عوامل زیادی متفاوت است. بعضی اوقات ما قادر به بیشتر هستیم اما کمتر عمل می کنیم ، و گاهی اوقات به نظر می رسید بیش از هر زمان دیگری ممکن است. اما آیا محدودیت های واقعی در توانایی های ما وجود دارد؟ این یک موضوع اصلی در من بود بتمن شدن کتاب و چیزی که همیشه مرا مجذوب خود کرده است.
در مورد نیروی عضلانی بسیار آگهی می شود
در سال 1961 ، Michio Ikai و Arthur H Steinhaus مقاله ای را در آن منتشر کردند مجله فیزیولوژی کاربردی با عنوان ساده ، “برخی از عوامل که بیان قدرت انسان را اصلاح می کنند.” اگرچه بیش از شش دهه قدمت دارد ، این مقاله میراث تأثیر مداوم دارد و بیش از 500 استناد به تازگی در سال 2025 است.
این دانشمندان می خواستند عوامل تهویه مطبوع را بهتر درک کنند که ممکن است منجر به تولید نیروهای عضلانی بیشتر در انسان شود و به ویژه با استفاده از آن به عنوان اندازه گیری اراده یا عزم. آنها ابتدا بررسی کردند که چه میزان می توان نیرو را اندازه گیری کرد که شرکت کنندگان حداکثر انقباضات دوسر ایزومتریک را انجام دادند و تأثیر عوامل مختلف اعمال شده قبل از انقباض را ارزیابی کردند. این عوامل بسیار افراطی بود و شامل: فریاد بلند توسط شرکت کنندگان ، شلیک ناگهانی یک تپانچه کالیبر .22 قبل از انقباض ، هیپنوتیزم حاکی از “ضعف ،” هیپنوتیزم حاکی از “قدرت” ، مصرف الکل ، مصرف آمفتامین و تزریق آدرنالین است. این دو مورد آخر در این لیست است که از دیدگاه ایمنی بسیار مشکل ساز هستند و بدون در نظر گرفتن مشارکت داوطلبانه و رضایت آگاهانه ، هرگونه تلاش مدرن برای بازآفرینی این مطالعه را غرق می کنند.
نتیجه اصلی این بود که با عواملی که بر انگیزه ، تعیین و رانندگی تأثیر می گذارد ، نیرو به طور قابل توجهی قابل تغییر است. آنها نوشتند که “در هر داوطلبانه تمام تلاش های حداکثر را اجرا می کنند ، روانی و نه عوامل فیزیولوژیکی محدودیت های عملکرد را تعیین می کنند.” ما اکنون می دانیم که این تا حدودی بیش از حد بیش از حد است زیرا در حقیقت ، آدرنالین و آمفتامین ها اثرات پیچیده ای دارند که مستقیماً بر توانایی عضلات در تولید نیرو تأثیر می گذارد ، بنابراین واقعاً مستقل نیستند. با این حال ، غذای اصلی کاملاً واضح است: ما می توانیم بیشتر از آنچه فکر می کنیم می توانیم انجام دهیم.
آیا ما نیاز به هیستریک داریم؟
“قدرت هیستریک” به طور غیرقانونی عملکردهای شدید را در موقعیت های استرس زا توصیف می کند که از آنچه که معمولاً تصور می کنیم شخصی قادر به تولید آن است ، بسیار فراتر می رود و در شرایط آرام تر امکان تولید مثل را ندارد. هنگامی که ما واقعاً باید ، در شرایط به اصطلاح “مبارزه یا پرواز” ، بتوانیم از محدود کننده های خود (که به عنوان درد ، ناراحتی ، اضطراب و غیره تجربه می شود) فراتر برویم و واقعاً یک تلاش حداکثر واقعی ایجاد کنیم. مطالعه تحقیقات فوق نشان داد که در نیروی عضلانی حدود 30 درصد تغییر کرده است ، اما اگر در بسیاری از عضلات در بدن با همان عامل افزایش یافته باشید ، یک تغییر واقعی بسیار بزرگ در ظرفیت خواهید داشت.
قرار گرفتن در معرض مکرر در برابر چنین عوامل استرس زا شدید که “قدرت هیستریک” تولید می کنند مشکل ساز خواهد بود. تمام سیستم های فیزیولوژیکی محدودیت ایمنی دارند و اگر از آن محدودیت ها فراتر شویم ، می توانیم به خودمان آسیب برسانیم یا به بدن خود آسیب برسانیم. اگر ما همیشه حداکثر بودیم ، به دلیل خسارتهایی که می توانیم وارد کنیم ، خیلی طولانی زندگی نخواهیم کرد. همه حیوانات دارای یک “دامنه کار” هستند که کاملاً پایین تر از حداکثر “خط قرمز” به عنوان یک سازگاری محافظ است. اما شاید یک برنامه کاربردی مرتبط تر ، شدیدترین سناریوهایی نباشد که بسیاری از ما هرگز با آن روبرو نخواهیم شد ، بلکه تلاش های روزانه ما برای فراتر رفتن است.
تمرین و فشار فراتر از حد روزانه
بخشی از دسترسی به این محدودیت ها در بین افراد متفاوت است و تقریباً مطمئناً “قابل آموزش” است. به عنوان مثال ، استقامت شدید یا ورزشکاران قدرت ، تقریباً مطمئناً بیشتر و طولانی تر از آنچه که معمولاً در افراد آموزش دیده یافت می شود ، فعال می شوند. در حقیقت ، یکی از شرکت کنندگان در مطالعه 1961 به عنوان “وزنه برداری با تجربه” توصیف شد. او یکی از معدود شرکت کنندگان بود که تا حد زیادی از عواملی که قدرت در دیگران را افزایش می داد ، بی تأثیر نبود.
زیربنای مکانیکی در اینجا اساساً عدم تمایل است ، به این معنی که خاموش کردن چیزی که معمولاً چیز دیگری را کنترل می کند ، خاموش می شود. ما تمایل داریم فکر کنیم که ما سعی می کنیم کاری انجام دهیم نه اینکه چیزی را حذف کنیم که اجازه می دهد اتفاق دیگری رخ دهد. با این حال ، از نظر فیزیولوژیکی و روانی ، اینگونه است که اکثر سیستم ها عملکرد دارند. در یک موازی جالب رفتاری به بافت ، توجه داشته باشید که حد اصلی مولکولی به اندازه واقعی که عضلات رشد می کنند و چقدر قوی می شوند ، میوستاتین محدود کننده ژنتیکی است. در حیوانات (از جمله انسان) با حذف ژن میوستاتین ، ماهیچه ها “آزاد” هستند که بسیار بزرگتر از آنچه که معمولاً مشاهده می شود رشد کنند زیرا تنظیم کننده حد مولکولی تضعیف شده است.
در زندگی روزمره ، چگونه می توانیم به ظرفیت واقعی خود دسترسی پیدا کنیم در یک تصمیم “ریسک/پاداش”: آیا ارزش آن را دارد؟ در مواقع اضطراری ، جواب مثبت است. در زندگی روزمره ما ، باید این انتخاب را به صورت روزانه برای رفتارهای معمولی خود انجام دهیم. این امر بر اهمیت وضعیت ذهن برای خلاص شدن از موانع و صرفاً انجام کار تأکید می کند. غذای اصلی برای استفاده در زندگی روزمره ما را به بروس لی باز می گرداند. اگر بخواهیم در مورد چیزی پیشرفت کنیم ، باید بیشتر از آنچه قبلاً فکر می کردیم انجام دهیم ، تمرکز خود را انجام دهیم ، یا حتی تصور می کردیم ممکن است. برای رسیدن به آنجا ، ما می توانیم بیشتر از اژدها کوچک در “استفاده از هیچ راهی به عنوان راه” و “بدون محدودیت” الهام بگیریم.
(ج) E. Paul Zehr (2025)
[ad_2]