01:18 - 2025/05/16

بار نادیده گرفته افسردگی مقاوم در برابر درمان

[ad_1] مهمان نویسنده توسط Kiranpreet Gill (دانشگاه بیرمنگام ، انگلستان) افسردگی مقاوم در برابر درمان (TRD) یک نگرانی مهم در بهداشت عمومی است که تعداد قابل توجهی از افراد را تحت تأثیر قرار می دهد ، اما در مراقبت های بالینی ، سیاست و تحقیقا...

بار نادیده گرفته افسردگی مقاوم در برابر درمان

[ad_1]

مهمان نویسنده توسط Kiranpreet Gill (دانشگاه بیرمنگام ، انگلستان)

افسردگی مقاوم در برابر درمان (TRD) یک نگرانی مهم در بهداشت عمومی است که تعداد قابل توجهی از افراد را تحت تأثیر قرار می دهد ، اما در مراقبت های بالینی ، سیاست و تحقیقات مورد توجه نیست. این امر با هزینه های شخصی ، اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی همراه است ، زیرا افراد مبتلا به TRD اغلب علائم شدیدتر ، مدت زمان بیماری طولانی تر و اختلال عملکرد بیشتر در مقایسه با افراد مبتلا به افسردگی پاسخگو به درمان را تجربه می کنند. همچنین به دلیل استفاده مکرر از خدمات ، بستری در بیمارستان و نیازهای مراقبت پیچیده ، فشار قابل توجهی در سیستم های مراقبت های بهداشتی ایجاد می کند. علی رغم شیوع و تأثیر عمیق آن ، TRD همان میزان توجه را با سایر شرایط سلامت روانی دریافت نکرده است. برای کمک به رسیدگی به این شکاف و پیشبرد درک بیشتر در این زمینه ، ما اخیراً مطالعه ای را منتشر کردیم که تجربیات ، نیازها و مسیرهای درمانی فعلی افراد مبتلا به TRD را بررسی می کند.

مطالعه ما داده های 2،461 نفر را که مبتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD) در مراقبت های ثانویه در انگلستان بودند ، ترسیم کرد و هم تجزیه و تحلیل کمی و هم مصاحبه های کیفی با بیماران و پزشکان را ترکیب کرد. داده های کمی بینش هایی در مورد الگوهای تشخیص ، استفاده از درمان و عوارض همراه ارائه می دهند. مصاحبه ها گزارشی شخصی تر و اساسی تر از چگونگی تجربه TRD در زندگی واقعی ارائه می دهند.

خصوصیات TRD

TRD به طور معمول به عنوان افسردگی تعریف می شود که حداقل به دو درمان ضد افسردگی مختلف پاسخ نداده است. در نمونه ما ، تقریبا نیمی (47 درصد) از افراد مبتلا به MDD با این معیار روبرو شدند. علاوه بر تجربه علائم مداوم افسردگی ، بسیاری از افراد مبتلا به TRD نیز مشکلات دیگری را از جمله اضطراب همراه ، اختلالات شخصیتی ، مشکلات سلامت جسمی مانند دیابت و بیماریهای قلبی عروقی و ضرر اقتصادی و اقتصادی انجام می دادند. تقریباً 37 درصد از افراد مبتلا به TRD نیز در قسمت افسردگی فعلی خود چهار یا بیشتر داروهای ضد افسردگی مختلف را امتحان کرده بودند. این الگوی نشان می دهد که مداخلات مکرر دارویی ، در صورت عدم وجود تغییرات درمانی گسترده تر ، ممکن است در پرداختن به پیچیدگی TRD کافی نباشد.

چالش هایی که بیماران و پزشکان با آن روبرو هستند

شنیدن مستقیم از افرادی که با TRD زندگی می کنند ، به تعمیق درک ما از این اعداد کمک کرد. بسیاری از آنها عاطفی عاطفی حرکت از یک درمان به دیگری را بدون فواید قابل توجه توصیف کردند. با گذشت زمان ، این ناامیدی مکرر باعث شد که برخی از آنها به طور کلی از مراقبت خودداری کنند. برای یک فرد ، تجربه آنها به عنوان “سالهای از دست رفته در عدم تحرک” خلاصه شد ، بازتابی از اینکه افسردگی طولانی مدت می تواند فعالیت و ارتباط روزانه را محدود کند.

پزشکان از ناامیدی های خود ابراز کردند. چندین مورد احساس کردند که آنها گزینه های درمانی موجود را خسته کرده اند و فاقد منابع یا مسیرهای ساختاری برای ارائه چیزهای متفاوت هستند. پزشکان همچنین خاطرنشان کردند که در مقایسه با شرایطی مانند روان پریشی ، خدمات برای TRD بسیار کمتر ساختار یافته یا پشتیبانی می شود. این امر هم پزشکان و هم بیماران را احساس پشتیبانی و در بعضی مواقع بی جهت می کند. این مشاهدات به شکافهای سیستمیک گسترده تر در برنامه ریزی و تحویل خدمات اشاره دارد ، نشان می دهد که مدل های فعلی ممکن است به اندازه کافی مجهز به پاسخ به پیچیدگی یا پایداری TRD نباشند.

این حساب ها با یک مشکل گسترده تر صحبت می کنند. افراد مبتلا به TRD اغلب کمتر به تیم های بهداشت روان جامعه مراجعه می کردند و احتمالاً در تنظیمات متخصص یا بستری ، به طور معمول در نقطه بحران ، مراقبت می کنند. این نشان می دهد الگویی از مراقبت های واکنشی ، جایی که افراد فقط پس از بدتر شدن وضعیت آنها ، پشتیبانی فشرده تری دریافت می کنند ، نه در اوایل بیماری. چندین نفر که با TRD زندگی می کنند ، مراقبت خود را فرایندی از “آزمایش و خطا” توصیف کردند که فاقد هماهنگی و وضوح بودند. برای برخی ، این غیرقابل پیش بینی بودن ، ادامه جستجوی کمک را سخت تر کرده است.

بهبود رویکردهای درمانی TRD

این تجربیات نشان می دهد که ما باید نحوه نزدیک شدن و مدیریت TRD را در خدمات تغییر دهیم. هم بیماران و هم پزشکان زمینه های اصلی را برای بهبود شناسایی کردند. برنامه های درمانی باید متناسب و جامع تر باشد ، و بسته به نیازهای فردی ، داروها را با روشهای روانشناختی مانند درمان شناختی رفتاری و درمان متمرکز بر دلسوزی ترکیب می کند. TRD باید زودتر شناسایی شود تا افراد بدون استفاده از سایر اشکال پشتیبانی ، از طریق داروها دوچرخه سواری نکنند. مسیرهای مراقبت نیز باید واضح تر و سازگارتر باشند ، و راهنمایی های گام به گام و تداوم را در طول زمان و خدمات ارائه می دهند. شاید مهمتر از همه ، افراد مبتلا به TRD با تمرکز بر بهبود عملکرد روزمره ، روابط و بهزیستی کلی ، باید به روشهایی که فراتر از کاهش علائم باشد ، پشتیبانی شوند.

در صورت اتخاذ ، این تغییرات پتانسیل تغییر شکل مجدد مراقبت از گروهی را دارند که غالباً مورد غفلت قرار گرفته است. بهبود مراقبت از افراد مبتلا به TRD خواستار رویکردی هماهنگ تر و در نظر گرفته شده است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان