کودکان عصبی در مقایسه با همسالان عصبی ، مجازات ، تصحیح و انتقاد بیشتر را تجربه می کنند. به عنوان مثال ، تخمین زده می شود که در سن 10 سالگی ، کودک مبتلا به ADHD 20،000 اظهار نظر انتقادی خواهد شنید. این پیام رسانی این عقیده را به خانه می آورد که “من به اندازه کافی خوب نیستم” ، به عزت نفس کودک آسیب می رساند.
وقتی تفکر خود را از مجازات رفتار “بد” به حمایت از نیازهای کودک دور می کنیم ، در را برای دلبستگی ایمن و تقویت تصویر سالم باز می کنیم. ما از کودک حمایت و کمک می کنیم تا به جای انتقاد از آنها در هنگام عدم انتظار از انتظارات عصبی ، بر موانع غلبه کند. ما آنها را با آنها ملاقات می کنیم و به جای فشار آوردن آنها برای مطابقت با قالب که به سادگی مناسب نیست ، با نقاط قوت خود بازی می کنیم.
ارتباطات و پشتیبانی ملایم می تواند در لحظه های احساسات شدید احساس غیرممکن شود. والدین ، مراقبان ، معلمان و اعضای خانواده خوب ، اغلب می پرسند ، “پس چگونه می توانیم در لحظه به احساسات بزرگ پاسخ دهیم و ایمنی را حفظ کنیم؟”
این نکات برای از بین بردن احساسات بزرگ با استفاده از یک رویکرد تأیید کننده عصبی طراحی شده است.
تنظیم همزیستی
در لحظات احساسات بزرگ ، می تواند وسوسه انگیز باشد: “شما باید همین حالا رفتار مناسب کنید!” درعوض ، مراکز تنظیم همزمان با انطباق ارتباط دارند. این در مورد کمک به کودک است که در این لحظه آنچه را که احساس می کنند ، مدیریت کند ، و آنها را برای اطاعت از شما قرار نمی دهد.
به جای اینکه کودک خود را برای آرام کردن سفارش دهید ، از نظر جسمی نشان می دهد که چه چیزی به نظر می رسد. آرامش پروژه ، و به تشدید وارد نشوید. اگر فرزند شما بلندتر می شود ، خود را ساکت تر کنید. اگر حرکات آنها بزرگ است ، مال شما را کوچک کنید.
البته وقتی شخصی در نزدیکی شما دست و پنجه نرم می کند ، آرامش و تنظیم آن دشوار است. لازم نیست دروغ بگویید یا وانمود کنید که این امر بر شما تأثیر نمی گذارد. در این حالت ، کودک خود را برای مقابله با این احساسات به روشی سالم مدل کنید. آنچه را که احساس می کنید نام ببرید (“همه این سر و صدا باعث می شود احساس غرق شدن کنم!” یا “من الان عصبانی هستم.”). مهارت های مقابله ای را هنگام استفاده از آنها روایت کنید (“من نفس آهسته و عمیق می گیرم”). به فرزند خود نشان دهید که داشتن احساسات بزرگ اشکالی ندارد و مقابله و مدیریت احساسات به روشی ایمن و سالم امکان پذیر است.
تغییر مسیر
صرف نظر از آنچه اتفاق می افتد ، ایمنی فوری فوری کودک همیشه بالاترین اولویت است. هنگامی که کودک به شکلی رفتار می کند که در حین تشدید ناامن باشد ، مداخله فوری ضروری است. در این نوع لحظات ، وسوسه تقاضای انطباق قوی است. اهداف شما خوب است – شما می خواهید کودک را از طریق هر وسیله ممکن ایمن نگه دارید! اما به یاد داشته باشید که شما فقط لحظه ای زنده مانده اید. هر تعامل با فرزند شما بر روابط شما با آنها تأثیر می گذارد.
به یاد داشته باشید که رفتار بیان یک نیاز است. اگر رفتار کودک ناامن باشد ، گرفتن رفتار بدون ارائه جایگزین مناسب ، خلاء ایجاد می کند. کودک را به جای اینکه فقط آنها را راهنمایی کند تا جلوی کارهایی را که انجام می دهند ، هدایت کنید.
تغییر مسیر می تواند به معنای منحرف کردن آنها با موضوعی باشد که آنها جالب و جذاب می یابند (“در مورد آخرین قسمت نمایش مورد علاقه خود به من بگویید”) یا پیدا کردن یک جایگزین ایمن برای یک رفتار (“شما یک اصرار قوی دارید که در حال حاضر به چیزی ضربه بزنید ، اما این به من آسیب می رساند. حواس پرتی همیشه در لحظه های احساسات بزرگ مؤثر نیست ، بنابراین می تواند تا زمان گذشت احساسات ، کاهش آسیب ها مؤثر باشد.
وقتی کودک تشدید نشود ، با روشی آرام ، غیر شرم آور و غیر قضاوت با آنها صحبت کنید. بگذارید آنها خود را بیان کنند و واقعاً گوش دهند. با آنها به اشتراک بگذارید که چرا مجبور بودید رفتار را هدایت کنید و چگونه آن را ناامن کرد. مشکل حل کنید که چه گزینه های دیگری ممکن است انتخاب بهتری برای آینده باشد ، چه مهارت های مقابله ای ممکن است نیاز را به روشی سالم تر برآورده کند.
گوشه حسی
بسیاری از کودکان عصبی نیازهای حسی منحصر به فرد دارند. نور ، صدا ، فشار یا خیلی کم نور ، فشار یا سایر ورودی های حسی می تواند بسیار زیاد باشد. هنگامی که حواس ما غرق می شود ، تنظیم احساسات ما به روشی سالم ، اگر غیرممکن نباشد ، دشوار است. دانستن نیازهای حسی ما می تواند به ما کمک کند تا از محرک های حسی که منجر به ذوب شدن یا خاموش شدن می شود ، جلوگیری کنیم.
هنگامی که فرزند شما در حالت آرام و تنظیم شده قرار دارد ، در مورد نیازهای حسی خود با آنها ارتباط برقرار کنید. آنها ممکن است از تلاش برای تهیه وسایل حسی مختلف مانند اسباب بازی های فیدجت یا استارت ، پتو وزنی ، شمع های معطر ، حیوانات پر شده نرم و موارد دیگر بهره مند شوند. در صورت امکان ، یک فضای کوچک در خانه خود ایجاد کنید که یک گوشه حسی تعیین شده برای فرزند شما باشد. آن را با موارد حسی پر کنید که به فرزند شما کمک می کند تا خود تنظیم شود.
پس از تعیین این فضا ، به کودک خود اطلاع دهید که وقتی شروع به مشاهده احساسات خود می کنند ، می توانند از گوشه حسی استفاده کنند. آنها اکنون فضایی آماده برای استفاده دارند که متناسب با نیازهای حسی آنها است.
حتی ممکن است سیگنالی را ارائه دهید که می توانید از آن استفاده کنید تا به فرزندتان اطلاع دهید که متوجه شده اید که آنها شروع به مبارزه کرده اند ، و ممکن است در گوشه حسی استراحت کنند. توجه داشته باشید که این سیگنال باید غیر شرم آور و غیر خصوصی باشد ، و هنوز هم می توانید به فرزند خود استقلال را انتخاب کنید اگر آنها در آن لحظه از فضای حسی استفاده می کنند. این به آنها نشان می دهد که شما به نیازهای عاطفی آنها اهمیت می دهید اما سعی در کنترل آنها ندارید.
استقلال
کودکان کنترل زیادی بر زندگی خود ندارند. این اغلب مناسب است ؛ مهد کودک که تمام وعده های غذایی خود را دیکته می کند ممکن است در نهایت سوء تغذیه شود! در عین حال ، طبیعی است که بتوانید زندگی و محیط خود را کنترل کنید.
به جای اینکه به کودک بگوید چگونه احساسات خود را هدایت کند ، گزینه های خود را ارائه دهد و به آنها اجازه دهید تصمیم بگیرند. شما می توانید وقتی کودک آرام است ، گزینه هایی را ایجاد کنید و چیزهایی را که گفته اند مفید هستند پیشنهاد دهید. این به آنها نشان می دهد که شما می خواهید به آنها گوش دهید و برای پاسخگویی به نیازهای آنها ، رهبری آنها را دنبال کنید.
پایان
در لحظاتی که کودک تشدید می شود ، ارائه پشتیبانی و مراقبت از سلولهای عصبی غیرممکن است. از این ابزارها برای رفع موقعیت ها ضمن محوریت نیازهای کودک ، از این ابزارها استفاده کنید. وقتی بچه ها می دانند که می توانند به شما اعتماد کنند تا از آنها حمایت کنند ، مهارت های خودتنظیمی را یاد می گیرند و دلبستگی های سالم را تشکیل می دهند.
در مورد پشتیبانی از عصبیت-تأیید کننده برای بچه ها بیشتر بدانید اینجا