11:07 - 2025/05/13

دلسوزی خود در عصر خودشیفتگی و قطبش

[ad_1] این پست قسمت دوم یک سری دو قسمتی است. کریستین نف ، دکترا ، استادیار روانشناسی آموزشی در دانشگاه تگزاس در آستین است. او نویسنده است دلسوزی خود: قدرت اثبات شده با خود بودنوت خود دلسوزی شدید: چگونه زنان می توانند مهربانی را برای صحبت ...

دلسوزی خود در عصر خودشیفتگی و قطبش

[ad_1]

این پست قسمت دوم یک سری دو قسمتی است.

کریستین نف ، دکترا ، استادیار روانشناسی آموزشی در دانشگاه تگزاس در آستین است. او نویسنده است دلسوزی خود: قدرت اثبات شده با خود بودنوت خود دلسوزی شدید: چگونه زنان می توانند مهربانی را برای صحبت کردن ، ادعای قدرت خود و شکوفایی خود داشته باشندبشر وی در رابطه با همکار خود دکتر کریس ژرمر ، یک برنامه آموزشی با پشتیبانی تجربی به نام خود دلسوزی خود را تهیه کرد و مرکز غیرانتفاعی خود را برای دلسوزی ذهن آگاهانه تأسیس کرد ، که آموزش خودکشی را در انواع مختلف ارائه می دهد. drs Neff و Germer با هم همکاری کردند کتاب کار خود دلسوزی ذهنبا آموزش برنامه خود دلسوزی ذهن آگاه: راهنمایی برای متخصصان، و در پاییز 2024 آخرین کتاب آنها منتشر شد ، خود دلسوزی ذهن آگاهانه برای فرسودگی: ابزارهایی برای کمک به شما در بهبود و شارژ مجدد در هنگام عدم استفاده از استرس.

مارک ماتوسک: چه ارتباطی بین خودشیفتگی ، عزت نفس و عزت نفس چیست؟

کریستین نف: در فرهنگ غربی ، به ویژه فرهنگ آمریکایی ، ما اهمیت زیادی در ارزیابی مثبت خود قرار می دهیم. بخشی از این مربوط به فرهنگ مصرف کننده ما است. این محصولات را بخرید ، نسبت به خود احساس خوبی دارید. البته ، همه این موارد با رسانه های اجتماعی در استروئیدها قرار داده شده است که در واقع می توانید ببینید که چه تعداد دوست دارید. همه اینها در حال افزایش است. گرچه من متخصص خودشیفتگی نیستم ، اما معمولاً اعتقاد بر این است که خودشیفتگان واقعاً خود را در اعماق اوج خود قرار می دهند. دوست متقابل ما ، دیک شوارتز ، احتمالاً با آن موافق است. بخشی از شما وجود دارد ، برای استفاده از اصطلاحات او ، که از خود متنفر است. و بخش دیگری از شما ، مدافع وجود دارد که حتی نمی تواند به آنجا برود و فکر می کند شما برتر هستید. صرفنظر از این ، این تأکید بر ارزیابی خود ، هم خودشیفتگی و هم به خودی خود را افزایش می دهد. نکته جالب در مورد دلسوزی این است که فقط ارزیابی را از معادله خارج می کند. شما به خود دلسوزی نمی کنید زیرا موفق می شوید ، به خودتان دلسوزی می کنید زیرا یک انسان ناقص هستید. شما در کنترل کامل نیستید و هیچ کس دیگری نیست. لازم نیست که به تحصیلات تکمیلی بروید تا شایسته دلسوزی خود باشید. این برای بشریت شما ذاتی است.

MM: خود دلسوزی از فروتنی ناشی می شود ، به عبارت دیگر ، مقایسه یا رقابت نیست. این ایده به ویژه در یک شایسته سالاری چالش برانگیز است.

KN: این یک مشکل است هیچ مشکلی نیست که بخواهیم بهترین باشند ، به خصوص وقتی که از مراقبت ناشی می شود ، مانند وقتی والدین به فرزند خود اهمیت می دهند. امیدوارم والدین بخواهند فرزندشان به تمام توان خود برسد ، استعدادهای خود را توسعه دهد ، خوشحال شود ، بدرخشد. امیدوارم عشق والدین مشروط بر این نباشد که آیا کودک به این امر دست یافته است یا خیر. با این وجود ، آنها بهترین ها را برای کودک می خواهند.

ممکن است از نظر استعاره اقیانوس ها و امواج به آن فکر کنید. از یک طرف ، ما افراد جداگانه ، عبارات موجودیت و از طرف دیگر ، ما فقط این یکپارچه جهانی شایسته هستیم وجودبشر این فوق العاده است که ما خودمان را بیان می کنیم. آنچه ما به دست می آوریم با بیان منحصر به فرد بودن ما مرتبط است ، که باید جشن گرفته شود. باید تشویق شود اما ارزش ما امیدوارم که از این امر ناشی نشود. ارزش از وجود ما ناشی می شود.

MM: منظور شما از دلسوزی شدید چیست؟

KN: دو بیان اصلی از خود دلسوزی وجود دارد. اگر به دلسوزی فکر می کنید که نگران کاهش رنج های خودمان است ، برخی از این موارد مربوط به پذیرش است. ما خودمان را بدون قید و شرط ، نقص و همه می پذیریم ، و همچنین احساسات خود را می پذیریم. بعضی اوقات احساس بدی می کنیم ، گاهی اوقات چیزهای دردناکی وجود دارد که احساس می کنیم ، گاهی اوقات شرایط دردناک رخ می دهد. اگر این را قبول نکنیم ، البته ما رنج خود را بدتر می کنیم. این همان چیزی است که من آن را دلسوزی مناقصه می نامم.

همچنین آنچه من دوست دارم آن را دلسوزی شدید بنامم وجود دارد. این همان چیزی است که من گاهی اوقات “خود دلسوزی خرس مادر” می نامم ، که در مورد اقدام است. اگر ما می خواهیم رنج را کاهش دهیم – مثلاً بدرفتاری با ما یا به نوعی به ما آسیب برساند – ما نمی خواهیم فقط آن را بپذیریم. این دلسوز نخواهد بود. نکته دلسوزانه ترسیم یک مرز ، صحبت کردن یا ایجاد انگیزه در تغییر است. مردم فکر می کنند که دلسوزی به معنای انگیزه نیست بلکه این یک تصور غلط است. بعضی اوقات می خواهید رفتار را تغییر دهید. اگر درگیر چیزی هستید که واقعاً ناسالم است ، می خواهید خود را بپذیرید اما رفتار خود را ندارید. این مهربان نخواهد بود همچنین موضوع تأمین نیازهای شما نیز وجود دارد. ما فقط وقت ، انرژی و منابع زیادی داریم. گفتن اینکه برخی از وقت ، انرژی و منابع من برای تأمین نیازهای خودم مورد استفاده قرار می گیرند ، مهم است.

بازگشت به قیاس والدین زیرا بسیار مفید است ، ما بچه های خود را می پذیریم اما نمی خواهیم آنها را خراب کنیم. شما باید مرزها را ترسیم کنید ، باید دستورالعمل های روشنی داشته باشید ، باید آنها را برای آنها تهیه کنید ، و همچنین باید در نهایت آنها را برای ترک خانه انگیزه دهید. همه اینها بخشی از این انرژی دلسوز است. من آن را به یین و یانگ تشبیه می کنم. در فلسفه چینی ، ایده نقشه های یین و یانگ در مورد این ایده ها بسیار نزدیک است. یین انرژی پذیرش ، پرورش انرژی ، یانگ انرژی شدید ، اکشن گرا است ، اما ما به هر دو نیاز داریم. آنها باید در تعادل باشند.

MM: حس کاملی دارد. یک سوال آخر چگونه خود دلسوزی می تواند در برخورد با این عصر قطبش ، تقسیم و تهدید به ما کمک کند؟ بسیاری از افرادی که با آنها صحبت می کنم کاملاً غرق هستند. چگونه خود دلسوزی در این امر جای می گیرد؟

KN: منظورت را می دانم این روزها اتفاقات با سرعت زیاد در حال وقوع است. برای مبتدیان ، ما می توانیم از خود دلسوزی مناقصه ای برای شرکت در نیازهای خود استفاده کنیم و از برخی از منابع خود استفاده می کنیم تا به سمت داخل بچرخند و تصدیق کنیم که این واقعاً سخت است ، به جای اینکه خودمان را در رویدادهای خارجی از دست بدهیم. فقط در کنار خود بودن ، فضایی به احساسات دشوار خود هستید و از خود می پرسید ، اکنون به چه چیزی احتیاج دارم؟ شاید لازم باشد که کمی خبرهای کمتری تماشا کنم یا موارد دیگری را متفاوت انجام دهم. این قسمت دلسوزی مناقصه است.

اما این همچنین زمانی برای خود دلسوزی شدید است. هنگامی که آسیب انجام می شود ، نیاز به تماس با خرس مادر داخلی ما وجود دارد و می گوید ، “سلام ، این اشکالی ندارد.” هرچه برای شما معنی داشته باشد. اگر همه چیز در مورد پذیرش بودیم ، ممکن است دلسوز شویم. اما وقتی همه چیز در مورد تغییر و معترض و عصبانی شدن است ، قلب ما به هم نزدیک می شود و ما شروع به نابودی مردم می کنیم. ما این حساسیت را از دست می دهیم ، و سپس فقط بخشی از مشکل هستیم. ما فقط یک چرخه دیگر از همان چیزها هستیم. من مطمئناً هیچ یک از پاسخ ها را ندارم! تنها چیزی که من می دانم این است که اینها می توانند ابزاری قدرتمند برای کمک به ما باشند ، و به یاد می آوریم که همه ما در اینجا انسان هستیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان