چیزی که بیشتر انسان ها را بیش از همه به وحشت می اندازد چیست؟ آیا ترس از مرگ است؟ ترس از دست دادن عزیزان؟ ترس از شکست؟ ترس از عدم اطمینان؟ این لیست بی نهایت است اما در پایان ، از همه این ترس ها به طور مداوم توسط افراد اجتناب می شود زیرا مسکن روی آنها باعث می شود ما رنج ببریم. ما دوست نداریم رنج ببریم. در واقع ، ما از آن متنفریم.
مهم نیست که در این دنیا چه کسی هستید ، مهم نیست که چقدر خوشحال ، موفق ، جذاب ، سالم یا حتی چقدر ثروتمند باشید ، همه رنج می برند. ما نمی توانیم از آن فرار کنیم. همه از نوعی غم و اندوه ، از دست دادن و تراژدی را تجربه خواهند کرد. اما نکته تورم در اینجا وجود دارد: اگر بتوانید زیبایی شناسی را در غم و اندوه خود کشف کنید ، نه به رغم آن ، بلکه به همین دلیل؟
از آنجا که درد عاطفی بخش عمده ای از زنده بودن است ، اگر بتوانیم با یافتن زیبایی در رنج خود ، مقاومت عاطفی ایجاد کنیم؟ و چه می شود اگر ، در این روند ، ما نه تنها به درد و رنج ، بلکه آن را نیز کاهش می دهیم؟ و با اندوه و از دست دادن ، منظور من این است که درد همه جانبه از بین بردن روابط ، ناامیدی های شغلی ، مشکلات مالی ، خرابی های تجاری و بلایای طبیعی است ، زیرا آنها نیز ضرر دارند.
متخصص مغز و اعصاب ، روانشناس ، نویسنده و بازمانده هولوکاست ویکتور فرانکل این اصطلاح را ابداع کرد خوش بینی به عنوان توانایی حفظ امیدواری با وجود چالش های غیرقابل اجتناب از زندگی. خوش بینی خوش بینی در نظر گرفته شده برای جلب توجه نیست ، گویی غم و اندوه چیزی است که به سادگی دور زدن یا فراموش کردن آن وجود دارد. در عوض ، این راهی برای شناخت ارزش در غم و اندوه است ، راهی برای آماده سازی خود برای تغییر که مطمئناً در آینده ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
هنگامی که ما در عمق غم و اندوه خود در پایین ترین سطح خود قرار داریم یا وقتی از نگرانی بیش از حد اضافه می شویم ، ممکن است شلیک برای این نوع تفکر سازنده غیرممکن به نظر برسد. اما اگر بتوانیم درد را به عنوان بخشی از انسان بودن بپذیریم ، اندوه به عنوان چیزی اجتناب ناپذیر برای بقای خود ، می توانیم بهتر کنار بیاییم. اما ، از همه مهمتر ، ما می توانیم مقاومت عاطفی را پرورش دهیم.
انعطاف پذیری عاطفی توانایی غلبه بر سختی ها و بازگشت به عقب نشینی است. این اتفاق می افتد که ما علی رغم تهدیدات جدی برای احساس ایمنی و امنیت ، راه هایی برای مدیریت زندگی خود پیدا کنیم. انعطاف پذیری عاطفی نتیجه در معرض چالش ها ، دستیابی به مهارت های مقابله و ظهور با توانایی پیش بینی زمان دوباره مشکلات است. از آنجا که انعطاف پذیری ناشی از تجربه زندگی با شرایط آن است ، ما همه قدرت توسعه آن را داشته باشید.
در نتیجه ، اگر می توانستید چه می کنید واقعاً فیلمنامه را از غم و اندوه از چیزی که به طور تاریخی به هر قیمتی به چیزی زیبا پرداخته اید ، تلنگر کنید؟ پیدا کردن هراس در اندوه و زیبایی شناسی در رنج شما یکی از بهترین کارهایی است که می توانیم برای خودمان انجام دهیم. با جفت کردن درد روانی خود با زیبایی ، یاد می گیریم که به طور مناسب از مبارزات خود ستایش کنیم و آن را به چیزی الهام بخش تبدیل کنیم. از این رو ، در مواقع دشوار عاطفی توانایی ما در هرچه بیشتر ممکن است به خودمان لرزهای خود را افزایش دهیم ، ابرقدرت ماست.
یکی از راه های دستیابی به این هدف ، یادگیری ورزش است قرار گرفتن در معرض الهام، که عمل آگاهانه فروپاشی خود در قلمرو تحریک کننده بیان هنری است. هنر و طبیعت ابزاری آموزنده هستند که قدرت تحریک قلب انسان را دارند و ذهن مشکل را تسکین می دهند. هنر می تواند درد انسان را به چیزی افتخارآمیز تبدیل کند که به آرامی به ما کمک می کند تا با کنجکاوی ، شگفتی و رشد شخصی ، از دست دادن دوباره ارتباط برقرار کنیم.
هر چند قرار گرفتن در معرض الهام در نظر گرفته نشده است که یک پاناسه یا جایگزینی برای روان درمانی باشد ، فواید آن برای کمک به افراد در سهولت در غم و اندوه آنها بی اندازه است. همه ما می توانیم از استرس و بدبختی زندگی مدرن خود از راحتی استفاده کنیم.
در اینجا نمونه ای از موسیقی که من از آن استفاده کرده ام وجود دارد قرار گرفتن در معرض الهام در طول زندگی من
گیگ عالی در آسمان، یک آهنگ ساز توسط گروه راک بریتانیایی Pink Floyd ، یک قطعه دلخراش است که دارای یک کیفیت کنجکاوی امیدوارکننده نیز هست. آهنگ از نماد 1973 سمت تاریک ماه آلبوم ، برای من ، یک سرود است. این یک مسیر عجیب و غریب است اما همچنین یک کار جالب و ترسناک است. زیبایی آن در پیچیدگی آن نهفته است به عنوان یک قطعه موسیقی پر زرق و برق که ماهیت خیرخواهانه زندگی را منتقل می کند و یادآوری می کند که زندگی نیز بسیار دردناک است.
این آهنگ عمیق است. مرحوم ریچارد رایت ، یکی از آهنگسازان ، این آهنگ را ادای احترام به مرگ و درگذشت. گنگ یک رکودیم است که تلاش می کند انتقال تاریک و چشمگیر از زنده بودن در دنیای مادی به انقضاء به مرحله بعدی وجود را به تصویر بکشد – یک مفهوم سرد و مرموز که اکثر انسانها تمایلی به فکر کردن ندارند. اما آهنگ شاعرانه رایت ، تحمل آن را آسان تر می کند. قطعه روح را بالا می برد.
نکته اصلی پیچیدگی آن صدای جسورانه و تقریباً دیوانه کننده صدای خواننده است. کلر توری با شدت حماسی به عنوان انگار که در حال گریه کردن یا جنگیدن است ، و به آخرین لحظات زندگی خود چسبیده است. هیچ متن ترانه ای که توسط خواننده صحبت شده است وجود ندارد. صدای او ابزاری در خود است. انرژی خام از گنگ پر از درد و رنج بسیار هنری است که هنوز هم امروز باعث می شود به جای ترس از آن ، زندگی خود را تأمل کنم.
حتی طبیعت عجیب و غریب آهنگ التماس می کند که بپرسد ، چرا اینقدر ما را بالا می برد؟ شاید به این دلیل که غم و اندوه ای که باعث ایجاد آن می شود ، زمین مشترک است – زمین جهانی رنج های رنج. مهم نیست که شما چه کسی هستید ، شما از تجربیاتی در زندگی که بسیار ناخوشایند هستند ، تحت تأثیر قرار گرفته اید. در نتیجه ، ما خاطرات عزاداری از چنین تجربیاتی را در شکاف ذهن و قلب خود ذخیره می کنیم. درد درونی همیشه وجود دارد. هنر و موسیقی به ما اجازه می دهد بدون هیچ شرم و شرمندگی احساس درد کنیم. آنها به ما اجازه می دهند چند دقیقه انسان باشیم.
دفعه بعد که اضطراب ، غم و اندوه یا هر نوع سختی را تجربه می کنید ، از خود بپرسید: چه چیزی شما زیبایی شناسی؟ چه چیزی باعث الهام بخش شما می شود؟ آیا این یک قطعه خاص از موسیقی است که شما را به حرکت در می آورد؟ آیا این یک داستان لمس کننده در کتابی است که شما دوستش دارید ، آیا این یک نقاشی است که نمی توانید چشمان خود را از بین ببرید؟ آیا این یک صحنه نفس گیر در طبیعت است؟
هرچه باشد ، با اتصال درد خود با الهام ، درد خود را به روشی که تغییر بازی است ، احترام می گذارید. الهام بخش ما به آن به ما کمک می کند تا با عبور از آن ، بر خلاف اطراف آن ، با اندوه مقابله کنیم. این کمک می کند تا برخی از جادوها را در غم انگیز پیدا کنید.