یک رابطه یک مایع و در حال حرکت است – باز ، بسته ، در خارج ، خارج. هرگز هنوز ، هرگز یکسان نیست. از بین رفتن در پیچیدگی های چرخان احساسات ، افکار ، خواسته ها ، ترجیحات و تفاوت ها آسان است.
چگونه راه خود را پیدا می کنید؟
تمایل ما برای دریافت یکدیگر به طور مداوم در حال تغییر است و اجازه می دهد یا مراقبت و اتصال را محدود می کند. یادگیری برای احساس باز بودن در هر لحظه ، کلید پیمایش در پیچیدگی های یک رابطه است. من اغلب به باز بودن در روابط اشاره می کنم دیافراگم و به توانایی آگاهی و هدایت با آگاهی از باز بودن در هر لحظه به عنوان اثر دیافراگمبشر
در هر لحظه یعنی شما به دنبال مبلغ کلی یا میانگین تجربه خود تاکنون با این شخص نیستید. شما در حال ارزیابی ایده انتزاعی از باز بودن عمومی نیستید. شما دقیقاً احساس می کنید این لحظه: چقدر باز هستید ، چقدر باز هستند ، در حال حاضر؟ زیرا ، با وجود نگرانی ما با گذشته و آینده ، لحظه فعلی تنها لحظه ای است که می توانید برای تأثیرگذاری بر روابط خود عمل کنید.
در در حال حاضر بخشی از قسمت سخت است
بنابراین ، چگونه کار می کنید در حال حاضر؟ با توجه به اینکه بیشتر شما این کار را نمی کنید ، شروع کنید. مشاهده تجربیات ما همانطور که اتفاق می افتد کاری نیست که ما به طور کلی انجام می دهیم. بیشتر اوقات ، توجه ما در جای دیگر است. متیو کیلینگز وورت و دانیل گیلبرت ،1 روانشناسان تحقیق ، توانایی ما در حضور در لحظه فعلی را با استفاده از یک برنامه تلفن بررسی کردند تا به طور تصادفی در 2،250 داوطلب بررسی کنند تا بپرسند که چه کاری انجام می دهند و چه فکر می کردند. آنها دریافتند که 47 درصد از زمان ، شرکت کنندگان در حال فکر کردن در مورد کاری غیر از آنچه انجام می دادند.
ما دو تعصب عصبی داریم که تجربه “اکنون” را دشوار می کند. اول ، ما از نظر عصبی سیمی هستیم تا آینده را از گذشته پیش بینی کنیم. این در یافتن انواع توت های خوشمزه یا اجتناب از شیرها بسیار مفید است. ما همچنین از نظر عصبی مغرضانه هستیم که بیشتر از مثبت به منفی توجه کنیم. هنگامی که بقای جسمی مسئله ای است ، اطمینان حاصل کنید که می دانید انواع توت ها در کجا قرار دارند و شما نمی توانید متوجه شیر نشوید. علاوه بر این ، شیرها قبل از انواع توت ها می آیند.
اما وقتی همین مهارتهای بقا را در روابط عاطفی خود قرار می دهیم ، آنها مضرات جدی را نشان می دهند. ما بیش از حد تحت تأثیر گذشته هستیم و بیش از حد به منفی توجه می کنیم.
در راه دانستن آنچه در هر لحظه اتفاق می افتد ، میانبرهای زیادی را می گیریم و بر اساس تجربه قبلی ، به ویژه تجربه منفی ، حدس می زنیم. بسیار مفید است ، به جز وقتی که نیست. هنگامی که ما با گذشته و با ترس از صدمه دیده ، بار سنگین می شویم ، توانایی ما در درک آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد به خطر می افتد. این دستور العمل مارپیچ رو به پایین است که بسیاری از زوج ها خود را در آن پیدا می کنند.
مارپیچ رو به پایین
در یک مارپیچ رو به پایین ، رابطه شما به رحمت پیشگویی خود تحقق بخش است. این بدان معناست که وقتی اجازه می دهید تعصبات عصبی خود را برای تجربه گذشته و تجربه منفی تسلط داشته باشید ، تمایل دارید پیش بینی کنید که تعامل که در این لحظه در حال آشکار شدن است مانند گفتگوی دردناکی که دفعه قبل داشتید خواهد بود. بنابراین شما این احتمال را بیشتر می کنید که این لحظه مانند ناراحتی قبلی باشد. وقتی شما و شریک زندگی تان خیلی در این راستا پیش می روید ، در مارپیچ نزولی انتظارات و رفتارهای منفی قرار دارید که می تواند شما را بدبخت کند.
در هر لحظه از یک رابطه ، اگر فکر می کنید قبلاً در اینجا بوده اید ، لحظه واقعی را به یک یا دو ویژگی آن کاهش داده اید ، بقیه را با تجربه گذشته پر کرده و تصور می کنید که کل تصویر را دارید. نگاه به چهره او به نظر می رسد که ظاهری که روز دیگر داشت ، درست قبل از اینکه قلبش را به سمت شما بست. اما این است نه آن نگاه ؛ این است این نگاه کنید ، و شما هنوز نمی دانید ، واقعاً ، چه اتفاقی خواهد افتاد.
اگر می توانید خود را از گذشته و فرضیات منفی شکست دهنده آن آزاد کنید ، بسیاری از موارد ممکن است. خوشبختانه ، ما می توانیم یاد بگیریم که تعصبات عصبی خود را مدیریت کنیم و فراتر از آنها باشیم.
تمرین ذهن آگاهی به ما کمک می کند تا این کار را انجام دهیم
ذهن آگاهی به معنای توجه به آنچه در لحظه کنونی با کنجکاوی ، باز بودن و پذیرش اتفاق می افتد ، توجه کنید. ذهن آگاهی اغلب ایده های نشستن روی کوسن ها را با پاهای شما خم می کند و به شکل های ناراحت کننده خم می شود. اگرچه این یکی از راه های یادگیری ذهن آگاهی است ، بسیاری از افراد کلاس های یوگا ، پیاده روی در جنگل یا نواختن پیانو را ترجیح می دهند. معلوم است که همه این موارد به ما کمک می کند تا در لحظه فعلی برسیم. این آزادی درک تازه در هر لحظه به معنای انکار گذشته نیست ، بلکه به این سادگی است که می دانید چگونه لحظه حاضر را تازه درک کنید ، و بیش از حد تحت تأثیر این تعصبات قرار نمی گیرد.
اگر در حال حاضر آیا قسمت سخت ، قسمت آسان چیست؟
شاید با کمال تعجب ، سنجش باز بودن – آگاهی از دیافراگم آکا ، پس از آنکه از آن آویزان شدیم ، بخش آسان است. خوشبختانه ، ما به خوبی مجهز به احساس باز بودن هستیم. با تکامل مغز ما ، ما فراتر از شیرها و انواع توت ها برای تقویت ارتباطات خود با دیگران رفتیم که این نیز ارزش بقا داشت. ما در سنجش این اتصالات ماهر شدیم. مغز ما در حال حاضر به خوبی مجهز است.
هنگامی که ما در لحظه آگاهی ایجاد کردیم ، می توانیم یاد بگیریم که توانایی حس باز بودن را تنظیم کنیم. و ، مانند بسیاری از چیزهای زندگی ، دانستن اینکه با برداشت های خاص چه کاری باید انجام دهید به شما در تقویت آنها کمک می کند. همانطور که یاد می گیرید که چگونه از آگاهی از دیافراگم برای بهبود هر لحظه استفاده کنید ، طبیعتاً در آن بهتر می شوید.
در میان عدم اطمینان اضطراب ، از خود بپرسید: آیا من باز یا بسته هستم؟ اگر بسته ، به آرامی با دلسوزی ، خود را تشویق کنید تا باز شود. سپس به شخص دیگر تنظیم کنید. آیا آنها باز هستند؟ نه چرا آیا آنها باز هستند؟ یا به طور کلی ، آیا آنها باز هستند؟ اما در حال حاضر ، آیا این شخص احساس باز یا بسته است؟
شخص دیگر نیز ممکن است احساس اضطراب و نامشخص کند. کمک به خود برای باز کردن نحوه کمک به آنها برای باز کردن است. این پارادوکس اساسی ایمنی در یک رابطه است: ایمنی و دوست داشتن شما به دیگر شخص احساس امنیت و دوست دارد. به سمت آن حرکت کنید و همچنین می توانید و به رمز و راز اتفاقات بعدی باز شوید.
آیا آنها باز می شوند؟ بدون ضمانت اگر به ضمانت نیاز دارید ، ممکن است اکنون بسته بندی کنید و به جای دیگری بروید. پخت کیک. چمن زنی. موها یا لباس های خود را بشویید. تقریباً هر چیزی نتیجه خاصی از یک لحظه در یک رابطه خواهد داشت.
برای رونق روابط ، ما باید از اطمینان و خواسته ها رها شویم. و به ویژه ، بر اساس پیش بینی ها و صدمات گذشته ، ایمنی را رها کنید.
حال چگونه است شما در اینجا با یکدیگر هستید که به کلمات ، صدای آنها ، صدای شما گوش می دهند. گوش دادن به سکوت. سنجش اتصالات و قطع ارتباط. احساس بسته و امکان باز.