[ad_1]

یک تجربه مشترک برای اکثر افراد ، هنگام برخورد با هر چیز دیجیتالی ، ناامیدی است1بشر هر ارگانیسم که هدف آن خنثی شده باشد ، این مجموعه از رفتارها ، شناخت ها و احساسات را تجربه خواهد کرد2، که می تواند عواقب منفی برای خلق و خو و سلامت داشته باشد (چه ذهنی و هم جسمی)3بشر انسداد می توانند به اشکال مختلفی ایجاد شوند ، اما یک مورد مشترک در دنیای دیجیتال ، که به طور فزاینده ای تجربه می شود ، توسط بررسی های امنیتی ارائه می شود. چند بار باید در هر جلسه هویت خود را اثبات کنیم و این واقعاً چند بار مورد نیاز است؟ این تجربه روزمره منجر به بحث در مورد آنچه در مورد اعتقادات ما در مورد امنیت و جایگزینی نیاز به امنیت ، طی نیم قرن گذشته ، یا به همین ترتیب ، با مفهوم ساخته شده از نیاز به “اوراق بهادار” – کاملاً متفاوت و موذیانه تر ، مفهومی است.
طبق یک مطالعه جدید در مورد ناامیدی که هنگام برخورد با دستگاه های دیجیتال تجربه شده است ، بیشتر ما هنگام کار روی رایانه ، در هر جایی بین 6 تا 12 دقیقه در ساعت از اتمام کار و احساس ناامیدی در هر جایی می گذرانیم.1بشر نه فقط کمی ناامید ، بلکه بسیار ناامید کننده – در واقع ، در بعضی موارد ، خشمگین. این احساسات داغ به عنوان تابعی از اهمیت وظیفه ای که ما در تلاش برای انجام آن هستیم بدتر می شود و این اتفاق برای مبتدیان دیجیتال و متخصصان اتفاق می افتد-به نظر نمی رسد که این احساس از این احساس ناامیدی هدفمند پیش بینی کند. برای اکثر ما ، این تجربه متاسفانه یک رویداد یک طرفه نیست. این مطالعه حاکی از آن است که حدود 85 درصد از مردم گزارش داده اند که همان قسمت ناامیدکننده قبلاً اتفاق افتاده است ، و تقریباً به همین تعداد گفته است که بدون شک دوباره اتفاق می افتد.
کنار گذاشتن این سؤال که چرا خودمان را از این طریق استفاده می کنیم (به احتمال زیاد به این دلیل که ما در محل کار انتخاب زیادی نداریم ، اگرچه این کار بسیاری از رسانه های اجتماعی شخصی را توضیح نمی دهد) ، این مسئله را مطرح می کند که چه چیزی در این خشم رایانه کمک می کند. سی سال پیش ، داده ها حاکی از آن است که عواملی غیر از اضطراب رایانه (برای “اضطراب” ، “صلاحیت” را بخوانید) ناامیدی مربوط به رایانه جوانان ، از جمله عدم دسترسی به تجهیزات محاسباتی را توضیح داد4بشر این روزها ، آنقدر عدم دسترسی نیست که هدف را به وجود آورد (اگرچه این با منابع مالی متفاوت است). در عوض ، پاسخ های ناامیدی به طور معمول با دستگاه ها و ویژگی های عملیاتی آنها مرتبط است. از جمله این خصوصیات عملیاتی ، روشهای امنیت سایبری برای ایجاد میزبان احساسات و رفتارهای منفی پیدا شده است ، به خصوص اگر تصور شود که کار سخت یا مانع ، خارج از کنترل اپراتور یا غیر ضروری است.5بشر این آخرین مورد از اهمیت زیادی به مفهوم اوراق بهادار برخوردار است. در حقیقت ، به حدی که اقداماتی که گفته می شود برای ایمن نگه داشتن سیستم ها طراحی شده است ناامید کننده است ، در برابر آنها مقاومت می کنند و نادیده گرفته می شوند و آنها را کمتر مؤثر می کند6بشر
بنابراین ، به چه تعداد از این سیستم های امنیت سایبری مورد نیاز است ، و به همان اندازه مهم ، چند بار به آنها نیاز است؟ این سؤال ما را به قلب بحث و گفتگو که ممکن است جالب باشد ، در این زمینه – که امنیت در مقابل اوراق بهادار است – به وجود می آورد7بشر همه ما می دانیم که امنیت مهم است و همه ما می دانیم که دوست داریم از تهدیدات وجودی در امان باشیم. در واقع ، مواجهه با چنین تهدیدات وجودی در قلب تروما و منبع بسیاری از مشکلات روانی قرار دارد.
یک دشمن با کلاشینیکوف ممکن است منبع تهدید وجودی باشد و همه ما از این امر استقبال می کنیم. دشمن که قلب سیستم های مراقبت های بهداشتی یا زیرساخت های اساسی را تهدید می کند ، ممکن است یک تهدید وجودی نیز ایجاد کند ، و ما نیز از آن محافظت می کنیم. با این حال ، آیا یک دشمن خیالی که در حال یادگیری محتوای وبلاگ بعدی من است ، واقعاً چالشی را برای وجود من ایجاد می کند؟ به نوعی ، حمایت های معتبر و لازم که به خدمات اساسی ما می پردازد ، همه کارهایی را که به صورت دیجیتالی انجام می دهیم ، به وجود آورده است. همانطور که من این را می نویسم ، یک تیتر به تازگی به طرز جادویی وارد فید من شده است ، که ادعا می کند: “حمله سایبری ویرانگر به Marks & Spencer که آن را مجبور به متوقف کردن فروش آنلاین به مدت پنج روز کرده است ، به یک باند هک نوجوان بدنام مرتبط است.“8بشر آیا واقعاً ویران کننده نیست که بتوانید به مدت پنج روز از جلوهای Y به صورت آنلاین بفروشید؟ حال ، به این فکر کنید که چند بار مجبور شده اید امروز وارد دستگاه خود شوید تا تأیید کنید که چه کسی هستید و همچنین به آنچه انجام داده اید نیز فکر کنید؟ یک تماس تلفنی و تأیید کننده ، برای دسترسی به یک سیستم برای ایمیل به برخی از دانشجویان؟ واقعاً؟
به نظر می رسد که نگرانی های امنیتی واقعی – یعنی نگرانی ها در پاسخ به یک تهدید واقعی – با “نیاز اوراق بهادار” جایگزین شده است. اوراق بهادار اصطلاحی بود که حدود 40 سال پیش معرفی شد7 برای توصیف پاسخ به تهدیدهای درک شده. این تهدیدها واقعی نبودند ، به این معنا که یک شخص واقعی با تفنگ در آنجا ایستاده بود ، اما به آنها پیشنهاد شد که توسط یک گروه نخبه وجود داشته باشد. این گروه نخبه معمولاً دولت بود و به دشمن درک شده اشاره می کرد ، اما می تواند به راحتی یک شرکت قدرتمند باشد ، به ویژه که ارتباطات زیادی را کنترل می کند – شاید حتی یکی از دستگاه های امنیتی دیجیتال (هرگز رانندگی پول برای یک شرکت را دست کم نگیرید). یعنی “اوراق بهادار” یک تهدید اجتماعی است که ممکن است یا ممکن است وجود داشته باشد ، اما مردم باور می کنند که این کار را انجام می دهد ، و آنها مانند این رفتار می کنند.
به نظر می رسد بخش اعظم آنچه برای محافظت در زندگی دیجیتال ما می گذرد ، تحت چتر دوم نگرانی اوراق بهادار قرار می گیرد. به نظر نمی رسد که ما تمام جزئیات شخصی خود را برای دسترسی به دیگران باز کنیم – این معقول نیست. با این حال ، پاسخ به سادگی این است که مراقب باشید که چگونه از آنها استفاده می کنیم ، و برای انجام اقدامات احتیاطی. این ممکن است یک رمز عبور را درگیر کند ، اما نیازی به درگیر کردن یک عدم نیاز و بی پایان از طیف وسیعی از حمایت های اوراق بهادار که باعث ناامیدی می شود ، و در نهایت امنیت را تضعیف می کند. روانشناسی کمی می تواند مسیری طولانی را طی کند ، اما در برابر باد مالی مبارزه می کند.
[ad_2]