13:11 - 2025/04/29

بقای نامناسب هیچ معما تکاملی نیست

[ad_1] کشتن یک خطا به همان اندازه یک سرویس خوب است ، و گاهی اوقات حتی بهتر از ، ایجاد یک حقیقت یا واقعیت جدید. – شارل داروین ، در نامه ای در استفاده از توهم، استوارت ویس (2022) می پرسد که آیا برخی از اعتقادات دروغین که مردم در آن دا...

بقای نامناسب هیچ معما تکاملی نیست

[ad_1]

کشتن یک خطا به همان اندازه یک سرویس خوب است ، و گاهی اوقات حتی بهتر از ، ایجاد یک حقیقت یا واقعیت جدید. – شارل داروین ، در نامه ای

در استفاده از توهم، استوارت ویس (2022) می پرسد که آیا برخی از اعتقادات دروغین که مردم در آن دارند ، در واقع می توانند مزایای تطبیقی ​​را که این باورها را حفظ می کند و افرادی که آنها را از مرگ دور نگه دارند ، بدست آورند. من استدلال کرده ام (Krueger ، 2025 A و B) که شواهد برای چنین مکانیسم بقای عملی نازک است. برای پیشبرد اکتشافات ، من و دانش آموزانم نیز یک جلد ویرایش شده را خوانده ایم که به اکتشاف انواع باورهای دروغین اختصاص داده شده است (فراموشی ، 2025).

در یک فصل ، رابین دانبار (2025) بر اعتقادات مذهبی تمرکز دارد و او خاطرنشان می کند en passant این که بسیاری از سوءاستفاده ها ، عجیب و غریب و سایر مردان “محیطی” از نظر اجتماعی به مواضع رهبری کاریزماتیک می رسند. هیتلر و ناپلئون یک قاره را فتح کردند تا در آن زمان به هیچ وجه ناپدید شوند. دانبار استدلال می کند که تکامل از چنین ریسک دهنده های حاشیه نشین حمایت می کند. وی ادعا می کند که به اندازه کافی از آنها ، از سخت گیری های جنگ زنده بمانید تا فرزندان قابل توجهی را پشت سر بگذارد. هیتلر اما فرزندی نداشت (که ما از آن می دانیم). این امر همچنین باعث شد تا به گوروهای کاریزماتیک Shree Rajneesh (کینگ ، 2023) که بدون مسئله گذشت (دوباره ، همانطور که می دانیم).

دانبار حدس می زند که یک مسیر علّی از کودکی مشکل و آسیب دیده به یک رویکرد ریسک پذیر به زندگی ، دستیابی به برتری کاریزماتیک و موفقیت تولید مثل وجود دارد. به عنوان شواهد ، دانبار روسای جنگ Cheyenne قرن نوزدهم ، افسانه هایی مانند چاقوی کسل کننده یا بینی رومی را معرفی می کند. اگرچه بسیاری از روسا مانند رومی بینی در نبرد درگذشت ، دانبار فکر می کند که آنها یک قمار داروینی را که ارزش بازی کردن را گرفتند گرفتند. او فکر می کند که به اندازه کافی از این مردان به اندازه کافی طولانی زندگی می کند تا از روسای صلح چند نفره ، نسخه چاین اشرافی ، خارج شود.

دانبار تفسیر خود را در مورد مور (1990) ، یک انسان شناس که او به دلیل عدم مستقیم گرفتن داروین خود را به عهده می گیرد ، ذکر می کند. دانبار (1991 ، ص 172) آن را می نویسد

“از نظر تکاملی ، مرگ و میر جاذبه ای که روسای جنگ متحمل شده اند ، صرفاً هزینه ای است که مردان به آن تحمل می کنند تا بتوانند در نهایت به یک زندگی متاهل سودآور سودآور بپردازند. این که تعداد قابل توجهی از افراد نتوانند به اندازه کافی زنده بمانند و از این طریق مهمتر از این نیستند که برخی از افراد در واقع به دلیل سرعت تخلف جریمه می شوند.”

به طور خلاصه ، برای یک شجاع Cheyenne محیطی ، این یک استراتژی پرخطر برای رهبری مردان در جنگ بود. احتمال شروع در نهایت فرزندان قابل دوام کم خواهد بود ، اما در صورت گذراندن چنین سود سهام تناسب اندام بسیار عالی خواهد بود. ارزش مورد انتظار برای تبدیل شدن به یک رئیس جنگ ، مثبت تر از ماندن یک پیروان خواهد بود و بنابراین ، پذیرش قمار انتخاب منطقی خواهد بود. این نظریه است.

اما مور این را پیدا نکرد. با نگاهی به داده های سرشماری سال 1880 ، مور (1990 ، ص 327) گزارش می دهد که “مردان گروههای صلح با ضریب 1.61 از گروههای جنگی بارور تر بودند.” این یک دیفرانسیل بزرگ است ، انتخاب در مقابل ژنهایی که توسط روسا به جنگ منتقل می شوند. با این حال ، دانبار اظهار داشت که برای تبدیل شدن به یک رئیس جنگ ، مزایای تطبیقی ​​وجود دارد ، مزایایی که در ارز تناسب اندام داروینیان قابل اندازه گیری است: داشتن کودکانی که بزرگ می شوند.

روز اوج فرهنگ های اسب مانند دشت های بزرگ چیزهای افسانه ای است ، اما مختصر بود. تکامل داروینی خود در طول نسل های زیادی کار می کند. این یک امر کوتاه مدت نیست. بنابراین ما هنوز هم می توانیم بپرسیم که آیا فرضیه دانبار در دنیای داروینی برگزار می شود یا خیر. مزایای تطبیقی ​​هستند لازم برای هر نوع رفتار انسانی پرخطر؟ به اعتقاد من ، جواب نه.

برای درک اینکه چرا ، دو بدیهی ساده از نظریه داروین را بخاطر بسپارید: اول ، طبیعت در ایجاد زندگی جدید او فراوان است. بیشتر گونه ها فرزندان فراوان تولید می کنند که بیشتر آنها به بزرگسالی نمی رسند. تعداد کمی از بلوط ها به درختان بلوط رشد می کنند. تعداد کمی از لاک پشت های کودک به دریا می رسند. اوضاع برای حیوان انسانی کمتر چشمگیر است ، و هنوز هم تعداد کمی از مردها پدر اکثر بچه ها را تصور می کنند – فکر می کنند که سلیمان باشکوه یا چنگیز خان را به عنوان موارد شدید این پدیده کلی. دوم ، مواجهه با فشارهای طبیعی بی امان ، ویژگی های اکثر گونه ها تقریباً به همان اندازه در آمادگی جسمانی خود بهینه شده اند. جهش های بسیار کمی پیشرفت های اضافی ، تاکنون غیب را ارائه می دهند ، در حالی که بیشتر جهش ها با توجه به تناسب اندام خنثی یا مضر هستند.

این فرضیات اساسی نظریه داروین برای درک اینکه چرا عجیب و غریب از بین نمی روند کافی است. رول مرگ ژنتیکی ، گردان دیگری از آنها را در نسل بعدی ایجاد می کند ، حتی اگر همه نسل اول قبل از پدر بودن مرگ را پیدا کنند. آنچه که قابل قبول است این است که ناسازگاری های هر نسل از قمار پر سر و صدا قبل از آنها نمای روشنی دارد. آنها قدرت اگر مهارت های خود را محکم می کنند و خوش شانس هستند ، به شکوه و جلال حرمت برسید. ما می دانیم که پذیرش قمارهای با پرداخت بالا با مقادیر مورد انتظار منفی می تواند یک استراتژی استدلال برای افراد بدون گزینه های دیگر باشد. بیشتر قماربازان شکسته می شوند ، اما صفوف آنها همیشه دوباره پر می شود (Krueger & Grüning ، 2024). هر دقیقه یک مکنده متولد می شود.

چه چیزی طول می کشد – به یک معکوس نسبت باروری مور – برای یک عجیب و غریب یا ناسازگاری برای افزایش موقعیت رهبری کاریزماتیک؟ از نظر آماری برای حمایت از این ادعا مبنی بر پیرامون بودن (در مقابل “عادی”) چه چیزی باعث افزایش رهبری می شود؟ علیت نیاز به همبستگی دارد. حداقل ، باید بین وضعیت محیطی-Vs.-normal از یک طرف و وضعیت رهبر پیروان یک ارتباط برقرار شود.

هنگامی که توزیع فرکانس بسیار کم رنگ است ، دستیابی به یک همبستگی قابل توجه دشوار است. و آنها هستند. فقط تعداد معدودی از مردان به معنای مور-دنبر محیطی هستند و فقط تعداد معدودی به وضعیت رهبری کاریزماتیک می رسند. برای نشان دادن منطق همبستگی ، من جدول احتمالی 2 x 2 را ترسیم کرده ام (به تصویر زیر مراجعه کنید). در اینجا ما یک جمعیت فرضی 100000 مرد داریم که 30 نفر از آنها پیرامون و 80 رهبر هستند. اگر همانطور که در اینجا فرض می کنیم ، 10 مرد هر دو پیرامون و رهبر هستند ، همبستگی فی به نظر می رسد .2. روش دیگر برای توصیف این ارتباط متوسط ​​این است که توجه داشته باشید که احتمال مشروط برای یک مرد پیرامونی به عنوان یک رهبر ، پ = .333 ، بیشتر از احتمال یک انسان عادی برای رهبر بودن است ، پ = .0007. به طور معادل ، ما می توانیم توجه داشته باشیم که احتمال یک رهبر در پیرامون بودن ، پ = .125 ، بیشتر از احتمال پیروان بودن یک پیرامون است ، پ = .00002. تفاوت بین این احتمالات مشروط ممکن است زیاد به نظر برسد ، اما ارتباط کم بین دو متغیر ، محاسبه شده از گروه هر چهار فرکانس مشترک ، به دلیل فرکانس های حاشیه ای بسیار کم رنگ ، کم است.

برای کشف بیشتر این موضوع ، بیایید ببینیم چه اتفاقی می افتد اگر کمتر پیروان نیز عادی باشند. اگر 900 نفر از آنها – با فرکانس های دیگر یکسان باقی بماند – همبستگی کاهش کمی به .16. در مقابل ، اگر به همه مردان محیطی اجازه دهیم رهبر شوند ، در حالی که 70 رهبر عادی را حفظ می کنند ، این همبستگی به 0.55 افزایش می یابد. یک همبستگی کامل فقط در صورتی حاصل می شود که همه مردان جانبی رهبر باشند و هیچ مرد عادی نبودند ، که این یک سناریوی نسبتاً عجیب است.

با توجه به احتمالی آماری که پیش نیاز علیت است ، چرا باید از تعداد انگشت شماری از مثالهای مثبت برای پیوستن به علاقه (جانبی و رهبری) راضی باشیم؟ این واقعیت که چنین پیوندهایی به ذهن متبادر می شود ، به راحتی نمی تواند نوار را برآورده کند. هنگامی که من از رابین دانبار در مورد این موضوع در مکاتبات سؤال کردم ، وی در پاسخ خود در 10 آوریل 2025 خاطرنشان کرد: “مانند اکثر موارد تاریخی ، این ادعاها معمولاً با برخی از نمونه های پشتیبان ادعا می شود” ، و افزود: “اگر کسی این کمی را آزمایش کند ، عالی خواهد بود.” در واقع ، چنین خواهد بود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان