[ad_1]

در بیشتر تاریخ بشر ، ما در گروه های کوچک و محکم زندگی می کردیم. این جوامع مستقر در خانواده ، اغلب بین 25 تا 150 نفر ، ستون فقرات بقا و تعامل اجتماعی را تشکیل می دادند. تحقیقات انسان شناسی نشان می دهد که Homo Sapiens تحت این شرایط تکامل یافته و به شدت به روابط شخصی ، اعتماد و همکاری متکی است. با افزایش جوامع با ظهور کشاورزی و شکل گیری شهرها ، چالش های جدیدی ظاهر شد که آرایش تکاملی ما هرگز کاملاً مجهز به آن نبود.
انسان ها اساساً موجودات اجتماعی هستند ، اما ساختار جامعه پذیری ما برای گروه های کوچک تکامل یافته است. به گفته Burnside ، Brown و Burger ، کلان شناسی انسانی نشان می دهد که استراتژی های اجتماعی ما برای بهینه سازی بقا در جوامع کوچک و پراکنده شکل گرفته است ، نه در محیط های شلوغ و پیچیده شهرهای مدرن (Burnside ، Brown ، & Burger ، 2012).
جوامع کوچک: مزیت تکاملی
جوامع کوچک مزایای قابل توجهی را ارائه می دهند. در این تنظیمات ، افراد از روابط خویشاوندی قوی ، سطح بالای همکاری و متقابل فوری بهره مند می شوند. زندگی در یک گروه کوچک به این معنی است که نقش های اجتماعی به وضوح تعریف شده است و مردم مستقیماً بر تصمیمات گروهی تأثیر می گذارند. این باعث ایجاد حس عمیق تعلق و هدف می شود. در مقابل ، شهرهای بزرگ نیاز به سیستم های حاکمیت انتزاعی ، تعامل ناشناس و ساختارهای سلسله مراتبی دارند که می توانند احساس بیگانگی ایجاد کنند.
علیرغم شگفتی های نوآوری در شهری ، تغییر در شهرهای بزرگ معایب قابل توجهی را ایجاد کرده است. شهرنشینی با افزایش چالش های سلامت روان ، از جمله اضطراب و افسردگی همراه است ، زیرا مردم با از دست دادن روابط نزدیک اجتماعی روبرو می شوند (جانسون و مونشی-جنوبی ، 2017). شهرهای بزرگ همچنین می توانند نابرابری های اجتماعی را تشدید کنند و منجر به تضاد شدید بین ثروت و فقر شوند. مسی خاطرنشان می کند که محیط های شهری مدرن اغلب با ثروت و فقر متمرکز ، انسجام بیشتر جامعه شکستگی می کنند (مسی ، 1996).
ساختارهای خانوادگی به دلیل فشارهای شهری تحت تحولات قابل توجهی قرار گرفته اند. بروکرهوف در مورد چگونگی برخورد خانواده های مهاجر در شهرهای بزرگ اغلب به دلیل کاهش ساختارهای پشتیبانی جامعه با نتایج بقاء کودک روبرو می شود (Brockerhoff ، 1995). به همین ترتیب ، گور دریافت که شهرنشینی معمولاً اوراق قرضه خانوادگی را تضعیف می کند ، زیرا فشارهای اقتصادی اعضای خانواده را وادار می کند تا برای کار یا آموزش پراکنده شوند (گور ، 1990).
شهرنشینی: هزینه های فراتر از فرصت
این وسوسه انگیز است که زندگی روستایی یا وجود شهر کوچک را به عنوان درمانی برای بیماری های زندگی شهری مدرن وسوسه کنیم. شهرهای کوچکتر غالباً از نزدیکتر از پویایی اجتماعی جوامع اجدادی آینه می کنند و فرصت های بیشتری را برای پیوندهای اجتماعی معنی دار و درگیری جامعه ارائه می دهند. دیویس خاطرنشان می کند که در مراحل اولیه شهرنشینی بشر ، شهرها کمی بیشتر از روستاهای گسترده بودند که همه افراد دیگر را می شناختند (دیویس ، 2015). این تنظیمات از نوع تعامل اجتماعی انسانی که در آن تکامل یافته ایم ، حمایت می کنند.
با این حال ، حل مشکلات شهرنشینی به سادگی شامل جابجایی به یک شهر کوچک نیست. مراکز شهری مزایای عظیمی از جمله دسترسی به مراقبت های بهداشتی ، آموزش ، تجربیات فرهنگی و فرصت های شغلی را ارائه می دهند. همانطور که پنگ ، چن و چنگ بحث می کنند ، شهرنشینی علیرغم اشکالات آن ، استانداردهای زندگی غیرقابل انکار را برای بسیاری از آنها بالا می برد (پنگ ، چن ، و چنگ ، 2011).
بنابراین ، راه حل ممکن است شامل ترك شهرها در كاملاً نشود ، بلكه بازسازی زندگی شهری برای تأمین نیازهای تکاملی ما. برنامه ریزان شهری به طور فزاینده ای در طراحی شهرهایی با جامعه در ذهن متمرکز شده اند ، و ارتقاء محلات قابل پیاده روی ، فضاهای جمعی و زیرساخت های اجتماعی که می تواند به تقویت انواع پیوندهای اجتماعی که انسان برای شکوفایی نیاز دارد ، کمک کند.
یک مسیر جدید به جلو
تنش بین گذشته تکاملی ما و حضور شهری بعید به نظر می رسد ناپدید شود. با این حال ، درک ریشه های بیولوژیکی و اجتماعی ما ممکن است به ما کمک کند تا مسیری بهتر را به جلو پیش ببریم و مزایای مدرنیته را با اتصال عمیق اجتماعی که می خواهیم آمیخته شود.
[ad_2]