10:07 - 2025/04/25

اندازه گیری را متوقف کنید و زندگی را شروع کنید!

[ad_1] آیا تا به حال از خانه ای که تحسین کرده اید قدم گذاشته اید و تعجب کرده اید که صاحبان آن چه هزینه ای را پرداخت کرده اند و شاید در حال حاضر چه چیزی ممکن است بفروشد؟ این برای بسیاری از افراد به یک تمایل اتوماتیک تبدیل شده است. به جای ا...

اندازه گیری را متوقف کنید و زندگی را شروع کنید!

[ad_1]

آیا تا به حال از خانه ای که تحسین کرده اید قدم گذاشته اید و تعجب کرده اید که صاحبان آن چه هزینه ای را پرداخت کرده اند و شاید در حال حاضر چه چیزی ممکن است بفروشد؟ این برای بسیاری از افراد به یک تمایل اتوماتیک تبدیل شده است. به جای اینکه زیبایی خانه را بدست آوریم ، به آنچه ارزش آن را دارد می پریم.

در سفر اخیر به موزه هنرهای مدرن به همراه پسرانم ، از کنجکاوی خود در مورد آنچه که یک اثر خاص از آن ارزش دارد آگاه شدم و ما را از تجربه غوطه ور کردن خود در خلاقیت قبل از چشمان خود دور کرد.

قبل از تماشای یک فیلم جدید ، ممکن است به جای خواندن یک بررسی کیفی ، بررسی کنیم که چه تعداد ستاره کسب کرده و چه تعداد بررسی را انجام داده است. ما به اعتیاد ما به تعیین کمیت و اندازه گیری ، به بردگی و بردگی تبدیل شده ایم.

به سیستم آموزشی ما فکر کنید. آیا از فرزندان خود می پرسید که آنها در مورد آنچه در مدرسه تحصیل می کنند چه فکر می کنند و سعی می کنند آنها را به کنجکاوی فکری جلب کنند؟ یا از آنها می پرسید که نمرات آنها چیست؟

انگیزه یادگیری با اندازه گیری دستاورد از نمرات ، به نمرات ACT یا SAT ، در پذیرش کالج ها ، همه بر اساس اندازه گیری جایگزین شده است.

مرد ما بر این موضوع تمرکز می کنیم که آیا بچه های ما به یک کالج با رتبه بالا می روند ، نه در جایی که آنها به عنوان متفکر و به عنوان بزرگسالان به بهترین شکل شکوفا می شوند.

همه ما چنان تلاش کرده ایم که کمیت و اندازه گیری کنیم که از آنچه واقعاً مهم است ، از دست داده ایم.

چگونه شادی ، شادی و عشق را اندازه گیری می کنیم؟

ما نمی توانیم و ما نباید

اما اگر این ارزشهای اصلی را به این دلیل که نمی توانیم آنها را کمیت کنیم ، از دست می دهیم ، تجربه انسانی خود را از دست می دهیم و نتیجه آن ضعف ، اضطراب یا افسردگی است.

ما در ماشین حساب ذهن خود به COG تبدیل شده ایم.

آیا می توانید بدون تعالی لذت ببرید؟

سالها پیش ، من با جوانی که یک تنیسور ملی در سطح ملی بود ، کار می کردم. من از او پرسیدم که آیا او ورزش دیگری داشته است ، و او گفت نه ، او هرگز چنین نکرد.

از او پرسیدم ، “چرا نه؟”

او گفت ، “خوب ، من به اندازه کافی خوب نبودم. من به اندازه کافی خوب نبودم که ورزش های دیگری را انجام دهم.”

در مورد لذت بردن از بازی ، حتی اگر به خصوص خوب نیستید؟

من با او به اشتراک گذاشتم که وقتی جوان بودم ، دوست داشتم بیس بال بازی کنم. من متوسط ​​بودم ، شاید کمی بالاتر از حد متوسط. اما من بی حد و حصر داشتم – انتخاب کلمه من – به سادگی لذت می بردم بازی بیس بالبشر اگر من زندگی او را زندگی می کردم ، که در آن همه چیز اندازه گیری و اندازه گیری می شود ، هرگز بیس بال بازی نمی کردم.

چه ضرر می کرد.

در عمل درمانی من ، بعضی اوقات به افرادی مشاوره داده ام که واقعاً روی بازی تنیس یا گلف خود متمرکز شده اند. آنچه در راه لذت بردن از ورزش انتخابی آنها می شود ، اندازه گیری خودشان است که به طور متناقض ، مانع پیشرفت آنها می شود.

برای برتری ، شما باید در یک جریان جریان داشته باشید ، کاملاً در تجربه غوطه ور باشید.

شما نمی توانید در یک جریان جریان داشته باشید و همچنین خود را اندازه گیری کنید.

همیشه تمام تلاش خود را انجام دهید

یک ادعای عقل سلیم وجود دارد که ما همیشه باید تمام تلاش خود را انجام دهیم. “

روی کلمه تمرکز کنید همیشه اگر همیشه باید تمام تلاش خود را انجام دهید ، این یک اجبار است. این یک آسیب شناسی است.

چرا ما همیشه باید تمام تلاش خود را انجام دهیم؟

نباید مواقعی وجود داشته باشد که شما این کار را نکنید باید بهترین کار را می کنید؟

انجام بهترین تلاش شما نیاز به ارزیابی مداوم ، اندازه گیری مداوم دارد و احتمالاً نمی توان در عین حال عملکرد شخص را نیز انجام داد. ناگفته نماند که وسواس با کمیت از بین می رود.

این عقل سلیم نیست. مضر است

من پیشنهاد نمی کنم که نباید برای خودمان اهداف تعیین کنیم و سعی کنیم بهبود و موفقیت داشته باشیم. اما اندازه گیری درونی خودمان می تواند مخرب باشد. ما هم در همان زمان اندازه گیری و هم اندازه گیری می شویم.

هدف زندگی من چیست؟

چه هستند اهداف ما در زندگی؟ سلامتی ، خوشبختی ، شادی ، رونق در روابط؟

این مقادیر هیچ ارتباطی با اندازه گیری ندارند.

استدلال من در اینجا این است که اندازه گیری و کمیت همه چیز ما را از شادی های واقعی زندگی منحرف می کند. زندگی به یک بازی برای پیروزی تبدیل می شود. اما ما چه برنده می شویم؟

کمیت زندگی ما هیچ فضایی برای قلب ما ، روح ما ، بهزیستی ما ، دلسوزی ، همدلی ، برای ارزش هایی که زندگی را شکوفا می کند و ارتباط با دیگران فراهم نمی کند ، نمی گذارد.

با رفتن به فرار ، خودم را می بینم که چقدر سریع می روم. من می خواهم ضربان قلبم را بالا ببرم. من می خواهم مقاومت جسمی خود را بسازم ، اما آیا می توانم فقط برای شادی از اجرای یک فرار کنم؟ آیا می توانم تا به حال انتخاب کنم که دستگاه های خود را روشن نکنم و اندازه گیری کنم که چقدر خوب کار کردم؟

باید تعادل وجود داشته باشد ، و این ، از بعضی جهات ، نیاز به آگاهی از اندازه گیری و کمیت ما و یک قدم به عقب و گفتن به خودمان دارد ، “اندازه گیری و عادلانه را متوقف کنید بودن. “

برای اینکه در یک فرد با خود باشید یا واقعاً در مکالمه با دیگری حضور داشته باشید ، نیاز به کنار گذاشتن کمیت و اندازه گیری دارد.

فقط در مورد آن فکر کنید سعی کنید تمایل خود را برای اندازه گیری و کمیت متوجه شوید و به عقب برگردید و فکر کنید ، “من لازم نیست که اغلب به آنجا بروم. من می توانم در صورت لزوم به صورت انتخابی اندازه گیری کنم ، اما نه به صورت اجباری.

شما می توانید با توجه به اعتیاد خود به اندازه گیری و قرار دادن آن در جای مناسب خود در جعبه ابزار ذهن خود ، ارتباط خود را با خود ، دیگران و طبیعت پس بگیرید.

به نسخه پادکست این مقاله گوش دهید!

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان