مدتی است که من تأمل کردم که چگونه ابزارهایی که یک بار از صاف کردن پرس و جو بشر می ترسیدند اکنون به ترمیم آن کمک می کنند. من می خواهم این سؤال را به زمین بیاورم – به آزمایشگاه من ، جایی که مجدداً با تئوری شروع نمی شود. با ساختار شروع می شود.
وقتی بچه بودم ، تصور می کردم که چه چیزی دوست دارد یک ارتباط دهنده مانند کاپیتان کرک داشته باشد. اکنون همه ما یکی را حمل می کنیم – در جیب های خود ، همیشه روشن ، همیشه گوش می دهیم. در جایی بین شگفتی و اضافه بار ، فراموش کردیم که مسئول هستیم. رویای ارتباط جمعی به چیز دیگری تبدیل شد-گاهی اوقات هیجان انگیز و گاه بی نظیر. این نوع دیگر از شبکه را به من یادآوری کرد: Borg ، یک ذهن کندو ساخته شده بر روی جذب. در ابتدا ، این مجموعه دیجیتالی پر از قول بود – اتصال بی روح ، دسترسی فوری. اما با گذشت زمان ، تغییر کرد. به جای اینکه به من کمک کند ، احساس می کرد که یک دسته از پیرانها دیجیتال است – هر اعلان ، هر پیام ، توجه من را به خود جلب می کند ، به آرامی احساس خود را از بین می برد.
بیشتر آزمایشگاه ها هنوز هم از طریق ایمیل اجرا می شوند. پیوست ها ، پیگیری ها ، زنجیرهای پاسخ همه. برخی دیگر از موضوعات کمتری که در یک میلیون جهت پخش می شوند ، استفاده می کنند و جریان را به جای هماهنگی آن ، تکه تکه می کنند. بهره وری با هرج و مرج مترادف شده است. وقتی کاری انجام شد ، اغلب با وجود سیستم – نه به دلیل آن.
من چیز دیگری می خواستم چیزی ساکت تر باهوش تر بیشتر شبیه مغز است – بیشتر مثل مکالمه.
بنابراین ما شروع به استفاده از Wrike ، یک برنامه مدیریت پروژه مشترک کردیم.
بسیاری از مردم تعجب می کردند که من چه کاری انجام می دهم. در ابتدا ، این فقط یک کلیپ بورد دیجیتال بود. اما به زودی ، توجه مشترک ما شروع به سازماندهی خود کرد. Wrike به حافظه بیرونی ما تبدیل شد و افکار ما را به ما بازگرداند مانند تغییر نور در سطح یک حوضچه – پاسخگو ، زنده ، همیشه با آنچه که به آن می آوریم تغییر می کند.
هر چهارشنبه ، دستور کار آزمایشگاه ما خود را تولید می کند. نه از ابتدا ، بلکه از سیستم کارهای مرتبط ، مهلت و اهداف مشترک. همه می بینند که چه چیزی در حال حرکت است. همه می دانند چه کسی درگیر است. هیچ کس مجبور نیست از طریق صندوق های ورودی حفر شود یا از طریق اسناد گمشده حرکت کند.
ما یک غرفه برای تعمیر داریم؟ این یک کار است. دانش آموز برای تهیه ارزیابی زبان دو زبانه به کمک نیاز دارد؟ در حال حاضر آنجاست. داده های یک جلسه عصبی نیاز به بررسی دارد؟ اختصاص داده شده ، برنامه ریزی شده ، شرح داده شده است.
این فقط مربوط به کارآمد بودن نیست. این در مورد حضور است.
هنگامی که ساختار قابل مشاهده است ، می توانید درون آن نفس بکشید – و می تواند در درون شما نفس بکشد. لازم نیست کل سیستم را در ذهن خود حمل کنید. وقتی به آن احتیاج دارید آنجا است و وقتی این کار را نمی کنید از بین می رود. شما آزاد هستید که فکر کنید ، ایجاد کنید ، مشارکت کنید.
مردم کاملاً درک نکردند. بنابراین من آن را تجسم کردم – وظایف خود را به چتگپ رساندم و نتیجه آن حیرت انگیز بود: آزمایشگاه شبیه چشم بود. این درست احساس شد آزمایشگاه یک دستگاه نیست – بخشی از یک سیستم عصبی است. هر شخص ، هر کار ، به عنوان بخشی از یک کل بزرگتر به هم گره خورده است. شکل سلسله مراتبی نبود. این رابطه ای بود – حسی ، حرکتی و بصری ، مانند سیستم تنظیم شده نه فقط برای عمل بلکه برای دیدن.
فکر می کنم این آینده است – نه فقط آزمایشگاه ها ، بلکه خود کار است.
من معتقدم که آینده کار دیجیتالی است. من فکر می کنم رابطه ای است. تعاملی طبیعی نه به معنای دست نخورده بلکه به معنای پاسخگو. مانند ارگانیسم سازگار با اکوسیستم خود. مانند نورون ها در کنسرت شلیک می کنند. فناوری که سازگار است – خودکار نیست.
ما تصمیم نگرفتیم که نوع جدیدی از آزمایشگاه را بسازیم. ما تازه شروع به لیست همه چیز کردیم – هر کار ، هر هدف ، هر مرحله بعدی. سپس شروع به توجه به الگوهای کردیم. ایستا نبود این سیگنال بود – مگس های نور در سطح یک سطح ، نگاه های نظم که از حرکت ناشی می شود. و به آرامی ، آزمایشگاه با ما و ما با آن فکر کرد. ما راه دیگری برای حرکت از طریق ازدحام پیدا کرده بودیم.
شاید مقاومت در برابر همه بیهوده نباشد. شاید این مجموعه نیازی به جذب ما نداشته باشد – اما می تواند ما را تقویت کند. برای دیدن همراه با کندو. با هم فکر کنیم ، بدون اینکه خودمان را از دست بدهیم.