11:22 - 2025/04/24

چه اتفاقی می افتد که یائسگی با مادری ملاقات می کند

[ad_1] در شب ، افکار ناخوانده می شوند: “5 ساله من قصد دارد به خیابان فرار کند.” “شانزده ساله من در مقابل قطار مترو تحت فشار قرار می گیرد.” “من والدینی نیستم که فرزندانم به آن احتیاج دارند.” این نگرانی ه...

چه اتفاقی می افتد که یائسگی با مادری ملاقات می کند

[ad_1]

در شب ، افکار ناخوانده می شوند: “5 ساله من قصد دارد به خیابان فرار کند.” “شانزده ساله من در مقابل قطار مترو تحت فشار قرار می گیرد.” “من والدینی نیستم که فرزندانم به آن احتیاج دارند.” این نگرانی های زودگذر نیست – آنها حلقه های ذهنی مداوم هستند که مرا بیدار می کنند. من قبلاً والدین اولیه را پشت سر گذاشته ام ، اما این بار اضطراب متفاوت است. واضح تر سنگین تر

چیزی که من متوجه نشدم ، حداقل بلافاصله ، این بود که این فصل افزایش استرس والدین فقط مربوط به بچه های من نبود. این نیز در مورد بود من، و به طور خاص ، بدن من وارد Perimenopause می شود.

perimenopause ، انتقال سالها منتهی به یائسگی ، اغلب در دهه 40 یک زن آغاز می شود و تغییرات هورمونی بزرگی را به همراه می آورد که تقریباً بر هر سیستم بدن تأثیر می گذارد. در حالی که قطع قاعدگی ممکن است به عنوان ویژگی تعیین کننده به نظر برسد ، محققان اکنون می فهمند که استروژن نقش مهمی در تنظیم خلق و خوی ، خواب ، شناخت و حتی هویت ایفا می کند (Mosconi et al. ، 2021). این صرفاً یک انتقال فیزیکی نیست – بلکه یک عصب شناسی نیز هست. از آنجا که سطح استروژن در حال نوسان و کاهش است ، سیستم های مغز برای تنظیم خلق و خوی ، انرژی و پاسخگویی عاطفی به طور مستقیم تحت تأثیر قرار می گیرند – علائم مانند تحریک پذیری ، اضطراب و مه مغزی فقط روانی نیستند ، بلکه حوادث عصبی هستند که نحوه ارتباط مادران در زندگی روزمره را شکل می دهد.

تحقیقات تأیید می کند که میانسالی و یائسگی فقط دوره های ضرر نیستند – آنها نیز زمان تعریف مجدد هستند. بسیاری از مادران از این فصل برای ارزیابی مجدد روابط خود ، مجدداً اولویت های خود استفاده می کنند و به سمت اشکال معتبرتر اتصال می روند (Mosconi et al. ، 2021 ؛ Thivelab ، 2025). در زندگی خودم ، این به معنای یادگیری سریعتر است که خودم را ببخشد ، زودتر از من بخواهم و به این اعتماد به نفس اعتماد می کنم ، همیشه به معنای درست کردن آن نیست.

و برای بسیاری از ما ، آن را با یکی از مراحل عاطفی و لجستیکی خواستار زندگی ما آشکار می کند: مادر بودن. با این حال ، این برخورد – بین یائسگی و مادر بودن – تا حد زیادی از ادبیات والدین و گفتمان عمومی غایب است. بیشتر کتابهای والدین ما را برای پیچیدگی عاطفی کودکان هدایت نمی کنند در حالی که چشم انداز درونی خود ما در حال تغییر است. بیشتر منابع یائسگی بر گرگرفتگی های داغ تمرکز می کنند ، نه تأثیر بر روابط ما یا احساس خود ما به عنوان مادران. این امر بیشتر ما را به این نتیجه می رساند که بی سر و صدا آن را بفهمیم ، غالباً در حالی که خودمان را مقصر می دانیم که صبور بودن ، سازمان یافته تر ، حضور بیشتر.

سرانجام تحقیقات به آنچه بسیاری از ما بطور شهودی می شناسیم ، جلب می شود. یک سنتز در سال 2025 مطالعات در مورد پیرایمنوپ و والدین نشان داد که علائمی مانند تحریک پذیری ، خستگی ، مه مغز و اضطراب به طور قابل توجهی کیفیت روابط ما با فرزندان ما را شکل می دهد (یائسگی و روابط مادر و کودک ، 2025). کودکان ، به ویژه نوجوانان ، ممکن است نوسانات خلقی یا فراموشی ما را به عنوان عصبانیت یا طرد اشتباه انجام دهند و منجر به درگیری غیر ضروری یا عقب نشینی عاطفی شوند. در خانوارهای دارای خردسالی ، فرسودگی جسمی مراقبت از آنها می تواند علائمی مانند گرگرفتگی ، بی خوابی یا انرژی کم را تقویت کند. و برای مادران کودکان بزرگسالی ، نامرئی بودن علائم یائسگی می تواند منجر به سوء تفاهم یا حتی سوء تفاهم شود. برخی از کودکان بالغ ممکن است آنچه را که مادرانشان به عنوان “فقط پیر شدن” یا “دراماتیک” می گذرانند ، رد کنند و این می تواند باعث صدمه عمیق عاطفی و انزوا بیشتر شود (یائسگی و روابط مادر و فرزند ، 2025).

وقتی من خلق و خوی خود را از دست می دهم زیرا فرزند من سه بار همان سؤال را پرسیده است ، او شبهای هورمونی یا شبهای بی خوابی را نمی بیند – او والدینی را می بیند که غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد. و اگر من مراقب نباشم ، همین کار را انجام دهید.

بنابراین چه چیزی کمک می کند؟

آنچه به من کمک کرد یادگیری نامگذاری آنچه که من تجربه می کردم بود. گفتن چیزهایی مانند: “مادر در بدن و مغز او تغییراتی را پشت سر می گذارد. من ممکن است راحت تر غرق یا خسته شوم ، اما این تقصیر شما نیست. و من هنوز شما را دوست دارم مثل دیوانه.” عمل گفتن این صدای بلند ، ابتدا به خودم ، سپس به بچه هایم ، فضایی را برای همدلی باز کرد. تحقیقات این موضوع را نیز تأیید می کند: خانواده هایی که آشکارا در مورد یائسگی صحبت می کنند ، به ویژه هنگامی که به کودکان اطلاعات متناسب با سن داده می شود ، اوراق قرضه قوی تر و سوء تفاهم های کمتری را تجربه می کنند (مرکز لوکین ، 2024). با تشویق ، خانواده هایی که با همدلی گوش می دهند ، سؤال می کنند و آنچه را که مادر در حال تجربه است ، گزارش می دهند که گزارش پیوندهای عاطفی قوی تر و سوء تفاهم های کمتری دارند (مرکز لوکین ، 2024 ؛ یائسگی و روابط مادر و کودک ، 2025).

این انتقال ، هرچند دشوار است ، فقط مربوط به ضرر یا کاهش نیست. این همچنین در مورد تعریف مجدد است. بسیاری از مادران از میانسالی به عنوان فرصتی برای ارزیابی مجدد اولویت های خود استفاده می کنند ، به هویت خود تأمل می کنند و به روش های معتبرتر و کمال تر نشان می دهند. این همان کاری است که من سعی می کنم انجام دهم.

من دو بار به پدر و مادر خوش شانس بوده ام – یک بار در 34 سالگی ، دوباره در 45 سالگی. آنچه می بینم این است که اضطراب والدین که قبلاً با آنها روبرو شده ام ناپدید نشده اند. آنها شدت گرفتند. خستگی احساس سنگینی می کند. نوسانات خلقی احساس واضح تر می کند. و فاجعه بار در اواخر شب؟ اکنون عملاً سطح المپیک است.

من هنوز شبهایی دارم که افکار اضطراب باز می گردد. من هنوز تعجب می کنم که آیا من کافی هستم. اما اکنون ، من کمی عمیق تر نفس می کشم. به خودم یادآوری می کنم که این ترس ها به معنای عدم موفقیت نیست. منظور من این است که من عمیقاً اهمیت می دهم. Perimenopause من را به یک مادر بدتر تبدیل نکرده است. این باعث شده است که من یک مادر صادق تر باشد. بنابراین وقتی بیدار می شوم ، مسابقه قلب ، من خودم را زمزمه می کنم آنچه را که آرزو می کنم هر مادری که یائسگی در حال حرکت است می تواند بشنود: این سخت است زیرا مهم است. و شما تنها نیستید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان