11:55 - 2025/04/22

چگونه می توان عشق را در زندگی خود پیدا کرد

[ad_1] پیش نیاز من برای عشق یادم است که به عنوان یک دختر می گفتم که نمی توانم کسی را دوست داشته باشم که داستایوسکی را نخوانده بود. شاید این یک پیش نیاز احمقانه برای عشق باشد ، اما به یک معنا ، من به بیرون نگاه می کردم و به دنبال ویژگی های...

چگونه می توان عشق را در زندگی خود پیدا کرد

[ad_1]

پیش نیاز من برای عشق

یادم است که به عنوان یک دختر می گفتم که نمی توانم کسی را دوست داشته باشم که داستایوسکی را نخوانده بود. شاید این یک پیش نیاز احمقانه برای عشق باشد ، اما به یک معنا ، من به بیرون نگاه می کردم و به دنبال ویژگی های قابل توجهی در محبوب ، چیزهایی بودم که من تحسین کردم. این یک بخش فعال از جستجوی من برای همسر ایده آل بود.

اگر از ادبیات به داستانهای بزرگ عشق بپردازیم ، می توانیم یاد بگیریم که عشق هم از خاطرات و هم از تخیل ما ناشی می شود.

ویتا نووا دانته

شروع از قرن سیزدهم با دانته ویتا نووا، اولین کتاب تمام شده او ، ما یک داستان عاشقانه عالی داریم. نوشتن به عنوان یک جوان 24 یا 25 ساله ، La Vita Nuova به نظر می رسد که عمدتا از تخیل دانته آمده است.

او برای اولین بار با بیتریس خود ملاقات کرد ، او به ما می گوید ، وقتی او و او 9 ساله بودند. به گفته بوکاچو ، بیتریس واقعاً وجود داشته است. او بئاتریس پورتیناری ، دختر یک بانکدار ثروتمند بود ، اما تمام دانته به ما می گوید این است که او در لباس پوشیده ، رنگ “نجیب” پوشیده بود و بلافاصله شروع به لرزیدن کرد. او کلمات را به زبان لاتین می گوید: “ببین خدا قدرتمندتر از من است که بر من حاکم است.”

انفعال عاشق

در همه اینها ، دانته در 9 سال کاملاً منفعل به نظر می رسد. او خرد شده است. ما کمی از کجا می دانیم ، یا حتی آنچه که بیتریس به نظر می رسد ، یا او چه می کند. به نظر می رسد همه اینها کاملاً از تصور او ناشی می شود. به او دستور داده شده است که این دختر جوان را در خیابان های فلورانس جستجو کند ،

مرگ مادر

این اتفاق می افتد ، ما می دانیم ، اندکی پس از مرگ مادر دانته ، چیزی که مطمئناً باید در حافظه او ماندگار باشد و شاید دلیل واکنش شدید او باشد.

اعداد جادویی

ملاقات بعدی وی با محبوبش دقیقاً نه سال بعد در ساعت نهم روز اتفاق می افتد: شماره نه در رابطه عاشقانه آنها تقریباً جادویی به نظر می رسد. در این جلسه ، بیتریس از دانته استقبال می کند ، اما ما نمی دانیم که او چه می گوید یا دقیقاً کجا هستند یا حتی در مورد اینکه چه کسی هستند. تنها چیزی که می دانیم این است که او اکنون به رنگ سفید است و چگونه او واکنش نشان می دهد: او به اتاق خود می رود و دید دارد.

دیدگاه دانته

او خدای عشق را با بیتریس در آغوشش می بیند و چیزی که در دستش می سوزد. این به نظر می رسد قلب دانته است که خدا به بیتریس می دهد. “عشق به نظر من خوشحال شد که او قلبم را در دستش نگه داشت ، و بانوی من در آغوشش دراز کشید … و به قلب سوزان من تغذیه شد.” او شعر زیبایی در این باره می نویسد و آن را برای دوستان خود می فرستد ، که به او توصیه های متفاوتی می دهند. یکی پیشنهاد می کند که او برخی از حمام های سرد را می گیرد!

نقش تخیل

آنقدر از عشق دانته به این دختر به ندرت دیده می شود که بدیهی است از تصور خارق العاده او ناشی می شود و نه از هیچ منبع خارجی. بعداً ، جرات نمی کند که محبوب خود را نامگذاری کند ، او حتی یک صفحه نمایش بین او و او قرار می دهد. اگرچه او از حسن نیت و شیوه فضیلت او صحبت می کند ، ما در آن زمان در مورد او یا حتی در مورد فلورانس می دانیم.

دانته کمدی ، ضرورت دنیای واقعی

در La Vita Nuova ، مکان یا زمان کمی ذکر شده است ، که همه آنها دانته از آن آگاه خواهد شد. در پایان این کتاب اول ، او امیدوار است که کلمات مناسب را برای توصیف محبوب خود پیدا کند. او آنها را در خود پیدا خواهد کرد کمدی ، کمدی الهی ، که این اولین کتاب تکمیل شده را دنبال می کند. او متوجه می شود که باید به بیرون برگردد ، که ادبیات و در واقع عشق نمی تواند از تخیل ناشی شود ، نمی تواند کاملاً مبتنی بر خواسته های ما باشد ، اما باید در دنیای واقعی لنگر انداخته شود: با تمام جزئیات لازم از زمان و مکان: آب و هوا ، لباس ، ظواهر ، بلکه درگیری های درونی دنیوی زندگی روزمره. این چیزی جالب است که او موفق می شود در توضیحات خود در مورد جهنم انجام دهد ، و این کار را خوب انجام می دهد ، مردم تعجب می کنند که چرا ریش او آواز نیست ، و معتقد است که او از زیرزمین برگشته است.

وقتی دوست داریم ، ممکن است عزیزان را تغییر دهیم و آنها را متفاوت از آنچه احتمالاً هستند ببینیم. اجازه دادن به تصورات ما برای تغییر واقعیت می تواند خطرناک باشد.

چقدر عشق به ما می آید

عشق اگر بتوانیم به دیگران دسترسی پیدا کنیم و آنها را به خصوصیات خود تحمیل کنیم ، به ما می آید – البته ، جذابیت جسمی لازم وجود دارد ، بلکه پیدا کردن خوبی ها و مهربانی ، ظرفیت برای نوعدوایی و توانایی یافتن راه مستقل ما است. اگر خوش شانس باشیم ، از کودکی این خصوصیات را در خاطرات خود ذخیره کرده ایم و امیدوارم بتوانیم آنها را در دیگران پیرامون خود بشناسیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان