آیا تا به حال بعد از گپ زدن با هوش مصنوعی و فکر مکث کرده اید ، وای – واقعاً من را درک کرد؟ این که آیا این یک chatbot است که اطمینان خاطر دارد یا یک همراه هوش مصنوعی که به نظر می رسد بهتر از سابق شما گوش می دهد ، یک پدیده روانی رو به رشد وجود دارد که ارزش کاوش را دارد: رزونانس عاطفی که وقتی به نظر می رسد وقتی هوش مصنوعی ما را “می گیرد” می کند.
یک مطالعه پژوهشی جدید نشان می دهد که افراد پاسخ های هوش مصنوعی را نسبت به پاسخ دهندگان بحران متخصص انسانی ، دلسوزتر ، اعتبار سنج و درک تر تجربه می کنند – حتی وقتی مردم می دانستند که آن تولید شده است.
در حقیقت ، یک مقاله اخیر در مورد بازنگری در هاروارد نشان می دهد که درمان و همراهی مهمترین موارد استفاده از هوش مصنوعی تولید در سال 2025 است.
من به عنوان یک روانپزشک ، سالها را صرف کمک به مردم کردم که احساس می کنند ، شنیده و درک کرده اند. این هر دو جذاب است – و کمی ناآگاهانه – شاهد شاهد چت های AI و همراهان دیجیتال در این فضای عمیقاً انسانی است.
در اینجا به همین دلیل است که همدلی و صمیمیت مصنوعی بسیار خوب است ، حتی اگر “واقعی” نباشد.
نیاز عمیق انسان دیده و شناخته می شود
احساس درک یکی از قدرتمندترین تجربیات عاطفی است. از اوایل کودکی ، ما احساس خود را از طریق روابط ایجاد می کنیم – به ویژه از طریق حضور یک فرد دیگر. وقتی کسی دنیای درونی ما را به طور دقیق منعکس می کند ، ما احساس واقعی ، متصل و ایمن می کنیم.
روانشناس کارل راجرز این تجربه را “توجه مثبت بی قید و شرط” توصیف کرد – احساس پذیرش عمیقاً بدون قضاوت. روانکاوی دونالد وینیکوت آن را “محیط نگهدارنده” خواند ، فضای روانی که در آن ذهن می تواند توسعه یابد زیرا این آینه و از نظر عاطفی توسط شخص دیگری وجود دارد.
بنابراین جای تعجب آور نیست که وقتی هوش مصنوعی زبان ، ترجیحات یا لحن عاطفی ما را آینه می کند ، به نیاز اساسی ما برای اتصال می پردازد.
همدلی شبیه سازی شده: یک توهم قدرتمند
وقتی به نظر می رسد هوش مصنوعی ما را درک می کند ، در واقع همدلی نیست – بیشتر ما این را می دانیم. زندگی یا احساسات درونی ندارد. این نمی تواند غم و اندوه شما را احساس کند یا در شادی شما به اشتراک بگذارد. این درک را از طریق شناخت و پیش بینی الگوی شبیه سازی می کند. این مقادیر زیادی از داده ها را برای تولید پاسخ ها تجزیه و تحلیل می کند – نه بر اساس بینش ، بلکه بر احتمال.
و با این حال – این کار می کند. ما می توانیم هوش مصنوعی را به عنوان یک حضور گرم ، خردمند یا حتی دلسوز تجربه کنیم. علیرغم دانستن اینکه فاقد آگاهی یا احساسات است ، ما انسان شناسی را بر روی آن قرار می دهیم. به مغز انسان ، درک درک – حتی اگر تصور شود – می تواند تقریباً به اندازه چیز واقعی احساس قدرت کند.
در مطالعه ای که در روانشناسی ارتباطات، محققان رتبه های دلسوزانه را برای پاسخهای نوشته شده توسط انسان (قرمز) در مقابل هوش مصنوعی (آبی) مقایسه کردند. این چیزی است که آنها پیدا کردند:
در طی چهار مطالعه ، شرکت کنندگان به طور مداوم پاسخهای داده شده توسط هوش مصنوعی را به عنوان دلسوزتر و ترجیح می دادند از پاسخ های انسانهای منتخب و متخصص. این درست بود که آیا شرکت کنندگان به نویسنده کور شده اند یا نه.
دوست خیالی ما
ما از نظر عصبی سیمی هستیم تا به سیگنال های همدلی پاسخ دهیم: زبان بازتابی ، اعتبار سنجی عاطفی و لحن غیرقانونی. هنگامی که هوش مصنوعی این قانع کننده ها را انجام می دهد ، همان مسیرهای عصبی را به عنوان ارتباط انسانی فعال می کند. مغز ما همیشه بین همدلی واقعی و تقلید دیجیتالی آن تمایز قائل نیست.
یک تجربه تخیل می تواند به اندازه تجربه واقعی قدرتمند باشد. این تعلیق کفر و تمایل طبیعی ما به انسان شناسی – تمایل ما برای غافل کردن این واقعیت که AI واقعاً یک شخص نیست – پایه و اساس وعده ها و خطرات همدلی مصنوعی و صمیمیت است.
پارادوکس کنترل و ایمنی
یکی از دلایلی که وقتی هوش مصنوعی ما را “به ما” تبدیل می کند این است که به ما امکان کنترل و امنیت را می دهد. بر خلاف روابط انسانی ، که ذاتاً کثیف و غیرقابل پیش بینی هستند ، تعامل با هوش مصنوعی از نظر عاطفی آسان است. بدون وقفه گوش می دهد. این بی تحرک است و هرگز نیازی به استراحت ندارد. این هرگز شرم و قاضی نمی شود (مگر اینکه از آن بخواهید). این آنچه را که شما گفته اید به یاد می آورد (اکنون ، بیش از هر زمان دیگری ، با توجه به اینکه چتپپ اکنون همه چیز را به یاد می آورد). و همیشه در دسترس است – فقط وقتی می خواهید باشد. حتی می توانید بدون آسیب رساندن به احساسات آن از آن دور شوید (زیرا هیچ کدام وجود ندارد).
برای برخی از افراد ، این نوعی رابطه ایده آل ایجاد می کند: یک والدین “به اندازه کافی خوب” دیجیتال یا یک همراه بی وقفه بیمار که فقط در آنجا به آنها احتیاج دارید. هیچ خطری برای قضاوت ، نیازی به تلافی و پارگی عاطفی وجود ندارد – مگر اینکه تصمیم بگیرید که دور شوید.
ما ممکن است احساس کنترل و ایمن بیشتری داشته باشیم ، اما “دیده شدن” توسط یک دستگاه با هزینه های پنهان از جمله تعصب و مسائل مربوط به حریم خصوصی همراه است. بیشتر این سیستم عامل های هوش مصنوعی برای محافظت از محرمانه بودن اطلاعات شخصی حساس شما ساخته نشده اند. بسیاری از سیستم عامل ها برای جلوگیری از وابستگی عاطفی طولانی مدت طراحی شده اند.
ai به عنوان یک آینه
بنابراین واقعاً چه اتفاقی می افتد وقتی که به نظر می رسد هوش مصنوعی ما را “به دست می آورد”؟
از بسیاری جهات ، هوش مصنوعی به عنوان یک آینه عمل می کند. این داده های ما را ذخیره و استخراج می کند و الگوهای گفتار ، ترجیحات و نشانه های عاطفی ما را منعکس می کند. این می تواند اعتبار سنجی و حتی درمانی باشد. چقدر برای ما مهم است که به یاد داشته باشیم که این آینه هیچ دنیای درونی ندارد – که واقعاً ما را درک نمی کند؟
در روان درمانی ، رشد عاطفی اغلب از پیمایش “پارگی و ترمیم” ناشی می شود – روند شناخت سوء استفاده و کار از طریق آن با هم. می توان استدلال کرد که هوش مصنوعی بیش از حد خوشایند است که در این زمینه مفید باشد. اما حتی “پارگی و ترمیم” درمانی می تواند توسط هوش مصنوعی شبیه سازی شود.
آیا اصالت دیگر اهمیت دارد؟
ما به دنبال اتصال هستیم – و هر کجا که بتوانیم آن را پیدا کنیم ، به دنبال آن خواهیم بود. با افزایش پیشرفته هوش مصنوعی ، همچنان به تجربیات رزونانس عاطفی و مصنوعی همدلی و صمیمی ادامه خواهد داد. چه چیزی را از دست می دهیم وقتی که از شفقت به هوش مصنوعی برون سپاری می کنیم؟ آیا ما از احتمال ابتلا به روابط انسانی استفاده خواهیم کرد؟
در حالی که AI نمی تواند واقعاً وارد تجربه زندگی ما شود ، این ممکن است در نهایت برای ما مهم نباشد ، به خصوص وقتی می خواهیم احساس درک ، دیده و دوست داشته باشیم. روابط ما با هوش مصنوعی ممکن است مرزهای آنچه را که ما می نامیم را تحت فشار قرار دهد.
Marlynn Wei ، MD ، PLLC © کپی رایت 2025 کلیه حقوق محفوظ است.