20:44 - 2025/04/19

چگونه منتقد درونی خود را آموزش دهیم

[ad_1] اکثر ما یک “منتقد درونی” داریم-این صدای در ذهن ما است که می گوید ما به اندازه کافی خوب نیستیم ، به اندازه کافی باهوش ، به اندازه کافی مناسب ، به اندازه کافی موفق یا هر آنچه که شما از آن استفاده می کنیم. برای برخی از ما ...

چگونه منتقد درونی خود را آموزش دهیم

[ad_1]

اکثر ما یک “منتقد درونی” داریم-این صدای در ذهن ما است که می گوید ما به اندازه کافی خوب نیستیم ، به اندازه کافی باهوش ، به اندازه کافی مناسب ، به اندازه کافی موفق یا هر آنچه که شما از آن استفاده می کنیم. برای برخی از ما ، منتقد درونی یک کار تمام وقت است. برای دیگران ، فقط ساعت 3 صبح ، درست قبل از یک جلسه بزرگ یا بعد از یک لغزش جزئی اجتماعی نشان داده می شود.

اما اگر منتقد درونی دشمن نباشد ، چه می شود؟

در کار من به عنوان پزشک متخصص سیستم خانوادگی و در حال نوشتن کتاب جدید من ذهن خود را تراز کنید، من متقاعد شده ام که مشکل واقعی این نیست که ما یک منتقد درونی داریم – این است که ما نمی دانیم چگونه با آن ارتباط برقرار کنیم. به جای جنگ با منتقد خود ، می توانیم یاد بگیریم که کار کنیم با آن

به جای اینکه فرض کنیم “همه صداهای مهم در داخل بد هستند” ، آوردن خودآگاهی آگاهانه به معضل منتقد درونی ، اغلب یک مکان شروع بهتر است. آگاهی از منتقد درونی اولین قدم برای تغییر روابط ما با آن است ، یک اصل که در طیف گسترده ای از روشهای درمانی صادق است. به عنوان یک مطالعه منتشر شده در مرزهای روانشناسی یادداشت ها ، “اگرچه نحوه تسهیل آگاهی بین رویکردهای درمانی متفاوت است ، آگاهی از افکار و احساسات به عنوان فرضیه تغییر با تفکر در رویکردهای مختلف نظری ، از جمله درمان شناختی ، از جمله درمان شناختی (Furlong و OEI ، 2002) ، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (Teasdale et al. ، Frane ، 2000) ، و سنن Mindfulness و سنت خود را به خود اختصاص می دهد. 2008 ؛ Birnie و همکاران ، 2010).

به عبارت دیگر ، به جای تلاش برای “تبعید منتقد درونی” ، کار با آن نتایج امیدوار کننده ای را نشان می دهد.

در اینجا پنج حقیقت غافلگیرکننده در مورد منتقد درونی شما – و چگونگی شروع به تغییر مکالمه آورده شده است.

1. منتقد درونی شما در تلاش نیست زندگی شما را خراب کند.

این در تلاش است تا از شما محافظت کند.

این ممکن است مسخره به نظر برسد وقتی صدای سر شما فریاد می زند ، “شما چنین احمق هستید” یا “همه فکر می کنند شما یک کلاهبرداری هستید.” اما تمام قسمت های مغز یک هدف دارند-حتی از نظر متوسط.

بیشتر منتقدین درونی در دوران کودکی یا نوجوانی ظهور می کنند ، وقتی می خواهیم در امان بمانیم ، عشق بگیریم و از شرم خودداری کنیم. اگر پدر و مادر ، معلم یا مربی از انتقاد شدید به عنوان انگیزه استفاده می کردند ، مغز شما تصمیم گرفته است ، اگر ابتدا به خودم فریاد بزنم ، وقتی شخص دیگری این کار را انجام دهد ، کمتر صدمه می زند.

این در مورد بهانه ای نیست که خسارت منتقد درونی می تواند ایجاد کند ، اما درک منشأ آن به شما امکان می دهد با آن نزدیک شوید کنجکاوی به جای مبارزه و این باعث می شود تغییر امکان پذیر باشد.

2. خود دلسوزی به معنای خاموش کردن منتقد نیست.

این به معنای ترجمه آن است.

وقتی مردم “خود دلسوزی” را می شنوند ، اغلب حمام های حباب و تأیید نرم را تصور می کنند. اما دلسوزی خود در مورد رمزگذاری خود نیست. این در مورد گوش دادن به تجربه داخلی شما بدون قضاوت است – و این شامل بخش های مهم شما نیز می شود. روانشناس کریستین نف در بررسی منتشر شده در بررسی سالانه روانشناسی ، “خود دلسوزی به حمایت از خود در هنگام تجربه رنج یا درد اشاره دارد-از این امر ناشی از اشتباهات شخصی و ناکافی ها یا چالش های زندگی بیرونی است.”

به جای اینکه سعی کنید منتقد خود را خاموش کنید ، پیام آن را رمزگشایی کنید. از خود بپرسید: چه چیزی ممکن است ترس داشته باشد اگر الان صحبت نکند؟

یکی از راه های تسهیل تعامل بین شما و منتقد درونی شما از طریق فرایندی است کاربشر این تکنیک در گشتالت درمانی سرچشمه گرفته اما توسط هر کسی قابل استفاده است. در اینجا نحوه عملکرد آن آورده شده است:

دو صندلی رو به یکدیگر قرار دهید. در یک صندلی بنشینید و تصور کنید که منتقد درونی شما در دیگری است. با صدای بلند با منتقد درونی صحبت کنید ، همانطور که شما یک دوست عزیز که در یک زمان سخت می گذرد ، صحبت کنید. می توانید سؤالاتی مانند:

“هدف شما برای زندگی من چیست؟”

“نیاز اصلی شما چیست؟”

“شما از چه چیزی بیشتر می ترسید ، و چه گزینه های دیگری برای حل این مشکل علاوه بر شرم داریم؟”

غالباً ، منتقد درونی شما برای جلب توجه شما فاجعه بار است. به جای گفتن “خاموش” ، سعی کنید بگویید ، “من شما را می شنوم. سعی می کنید از من محافظت کنید؟” که یک تغییر می تواند همه چیز را تغییر دهد.

3. هدف این نیست که همیشه برای خودتان “خوب” باشید.

غالباً ، توصیه “با خودتان خوب باشید” ناخواسته با “به خودتان پاس دهید” برابر می شود. اما دلسوزی خود برای پایین آمدن استانداردهای شما طراحی نشده است-این برای ایجاد ایمنی داخلی طراحی شده است تا بتوانید آنها را بالا ببرید.

خواندن ضروری خواندن

رابطه شما با دنیای درونی شما نیازی به بی وقفه ندارد – باید صادقانه ، تراز و ریشه در ارزش های شما باشد. بعضی اوقات این بدان معنی است که خود را تشویق می کنید. بعضی اوقات این بدان معنی است که مرزها را با خود تنظیم کنید. و گاهی اوقات به معنای فراخوانی خود با مهربانی است.

خود ترازو همیشه در حال حاضر احساس خوبی ندارد. اما شما را به جلو سوق می دهد.

4. نیازی به “رفع” منتقد درونی خود نیست – شما باید آن را هدایت کنید.

شما صداهایی در ذهن خود نیستید. شما کسی هستید که تصمیم می گیرید با آنها چه کار کنید.

مغز خود را به عنوان یک شرکت تصور کنید. منتقد درونی شما یک کارمند است-کانونی ، شاید مضطرب ، شاید بیش از حد کافئین ، اما مسئول نیست. شما مدیرعامل هستند

این بدان معناست که کار شما این نیست که منتقد را آتش بزنید (شما نمی توانید) ، و همچنین این نیست که دست به دست هم دهید. کار شما این است که آن را هدایت کنید. ورودی آن را تصدیق کنید. از نگرانیش متشکرم و سپس تصمیم بگیرید که بعد چه اتفاقی می افتد.

این در مورد مثبت بودن سمی نیست یا وانمود کردن همه چیز خوب است. این در مورد بازگرداندن آژانس شما است – و متوجه می شوید که شما شکسته نیستید ، اما مغز شما در حال برنامه نویسی منسوخ است. خبر خوب؟ می توانید آن را به روز کنید.

خط پایین: منتقد درونی مشکل نیست. سوء استفاده است.

وقتی دنیای درونی خود را تراز می کنیم – فکر ها ، احساسات ، ترس ها و بله ، حتی منتقدین – ما وضوح ، اعتماد به نفس و حرکت رو به جلو را باز می کنیم. منتقد درونی شما نیازی به ناپدید شدن برای موفقیت شما ندارد. این فقط به نقش جدیدی احتیاج دارد.

تصور کنید که اگر بتوانیم صدای منتقد درونی را از دشمن کنترل کننده به یک مربی با کارایی بالا تبدیل کنیم؟

ما می توانیم

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان