من به عنوان مربی والدین و روانشناس ، من با مادران و پدران بی شماری که با کودکان بزرگسالی دستکاری می کنند ، کار کردم. این یک پویا بسیار دردناک و گیج کننده است. ممکن است از خود بپرسید ، “کجا اشتباه کردم؟” یا “چگونه می توانم بدون استفاده از آن کمک کنم؟” جواب کودک شما تسلیم نمی شود – این مرزهای شما را دوباره کشف می کند. و گاهی اوقات این کار با یک کلمه محکم و دلسوز شروع می شود.
آن کلمه است به اندازه کافیبشر
بیایید واضح باشیم: کودکان بالغ دستکاری کننده هیولا نیستند. آنها صدمه دیده اند. آنها غالباً از گناه ، باج خواهی عاطفی یا حتی ارعاب استفاده می کنند ، نه به این دلیل که شر هستند ، بلکه به دلیل اینکه گیر کرده اند – و در بعضی موارد ، از نظر عاطفی رکود می کنند. همدلی شما اهمیت دارد ، اما بهزیستی شما نیز چنین می شود. و گفتن “کافی” سخت نیست. انسان است
بیایید چند نمونه را از والدینی که مربیگری کرده ام طی کنیم. لطفاً توجه داشته باشید که نام ها برای محافظت از محرمانه تغییر کرده اند:
سوء استفاده کلامی به عنوان بیان عاطفی مبدل شده است
کامیل ، یک مادر دوست داشتنی در دهه 60 ، دائماً تماس های عصبانی ، متهم کننده و متون بی حرمتی را از دختر 28 ساله خود ، راشل دریافت می کرد.
راشل فریاد می زند یا می نویسد: “شما هرگز برای من کاری نکردید.”
کامیل گریه می کرد ، عذرخواهی می کرد و سرزنش را جذب می کرد. وقتی از کامیل پرسیدم که آیا احساس می کند هنگام تعامل با راشل ، علامت “لگد من” را پوشیده است ، کامیل لحظه ای عمیق و تغییر دهنده روابط خود را داشت.
کامیل سرانجام به راشل گفت: “به اندازه کافی. من با این حرفها صحبت نمی کنم. شما آن را به خود ، راشل مدیون هستید ، به همان اندازه که من یاد می گیرم که با احترام صحبت کنم.”
سپس چیزی تغییر کرد. راشل آویزان شد. اما چند هفته بعد ، او پیامی را ارسال کرد که مادرش را متحیر کرد: “من آن را دوست نداشتم ، اما متشکرم که بالاخره در کنار من ایستادید. من به آن احتیاج داشتم.”
بهره برداری مالی به عنوان نیاز مبدل شده است
تام و لیزا برای پسر 32 ساله خود ، جارد ، صورتحساب های اجاره و کارت اعتباری را پوشش می دادند ، که هرگز به نظر نمی رسید که روی پاهای خود برگردد.
“شما فقط نمی خواهید که من موفق شوم ،” او وقتی که تردید می کرد ، ضربه می زد.
اما بعد از ماهها شب بی خوابی و پس انداز تخلیه ، لیزا به او به آرامی اما محکم گفت: “ما به اندازه کافی انجام داده ایم.”
جارد در ابتدا شلاق زد – اما یک سال بعد ، با یک کار پایدار ، او از آنها تشکر کرد که “فشار را به من داد که نمی دانستم به آن احتیاج دارم.”
دستکاری عاطفی مبدل به عنوان وابستگی
پسر 26 ساله لیندا ، مارکو ، روزانه چندین بار او را صدا کرد و وقتی که با دوستان خود می گذراند یا یک آخر هفته را دور کرد ، او را به خود جلب کرد.
او می گوید: “شما همه من هستم.”
این قلب او را گرفت ، اما او را به دام انداخت. سرانجام ، او به او گفت ، “من شما را دوست دارم. اما من به فضای کافی برای زندگی خودم نیز نیاز دارم.”
در ابتدا ، مارکو تعطیل شد. اما بعداً ، او اعتراف كرد ، “من متوجه نشدم كه چقدر به شما تکیه می دهم. من سعی می کنم روی آن کار کنم.”
کلمه به اندازه کافی می توان با صدای بلند صحبت کرد – یا به عنوان یک یادآوری در ذهن خود بی صدا زمزمه کرد. این یک مرز است. رد نیست
مراقبت عمیق به فرزند خود و تعیین محدودیت مخالف نیست. آنها اغلب دست به دست هم می دهند. شما هنوز هم می توانید در ضمن محافظت از بهزیستی عاطفی ، مالی و روانی خود ، یک پدر و مادر پشتیبان و همدلی باشید.
فکر نهایی
حقیقت این است که مرزها موانعی نیستند. آنها به روابط سالم تر ، احترام می گذارند ، و گاهی اوقات حتی به بهبودی که فرزند بالغ شما نمی دانست به آنها احتیاج ندارد.