آیا احساس استرس دارید؟ غرق شده؟ نسبت به آینده ما بدبین است؟ هر وقت فکر می کنیم دنیای ما نمی تواند دیوانه تر شود ، این کار را انجام می دهد. در اینجا یک پوشش نقره ای غیر منتظره وجود دارد – اگر اینگونه احساس کنید هیچ مشکلی با شما وجود ندارد. در حقیقت ، همه ما نسبت به دنیای فزاینده ای غیر طبیعی واکنش های طبیعی داریم.
مشکل واقعی بشریت
Eo Wilson ، زیست شناس هاروارد ، این مسئله را کاملاً اسیر کرد: “مشکل واقعی بشریت به شرح زیر است: ما احساسات دیرینه ای ، نهادهای قرون وسطایی و فناوری خدا را داریم.” زیست شناسی ما از فناوری ما برخورد نکرده است. شکاف بین آنها – آنچه من صدا می کنم تسریع در عدم تطابق تکاملی– هر روز گسترده تر می شود. جهان شکسته نیست زیرا ما شکسته ایم. این ما را می شکند زیرا دیگر متناسب نیست که ما هستیم.
پارادوکس پیشرفت
در این دنیای مدرن و دارای ارتباط بیش از حد ، ما نسبت به هر انسان در تاریخ ، راحتی ، سرگرمی و شگفتی های تکنولوژیکی داریم. با این حال ما به طور فزاینده ای مضطرب ، تقسیم و بدبخت هستیم. ما در یک پارادوکس پیشرفت گرفتار شده ایم: پیشرفتی که ما برای ایجاد آن تکامل دادیم ، باعث شده است که ما دنیای بیگانه ای را ایجاد کنیم که در آن زندگی نکردیم.
به عبارت ساده ، سبک زندگی مدرن منجر به سلامتی یا خوشبختی نمی شود. ما در جستجوی خوشبختی ما بسیار موفق بوده ایم. ما خودمان را در جاده ای که با اهداف خوب آسفالت شده است به جهنم آرمانشهر سوق داده ایم. معادله اساسی بسیار ویرانگر است:
پیشرفت بیشتر = عدم تطابق بیشتر = رنج بیشتر
پادشاهان و ملکه های راحتی
طبق استانداردهای تاریخی ، بیشتر افراد طبقه متوسط در کشورهای توسعه یافته اکنون بهتر از آنکه حق امتیاز یک قرن پیش انجام شود ، زندگی می کنند. ما کنترل آب و هوا ، سرگرمی فوری ، داروهای معجزه آسا ، آب تمیز و لذت های خوشمزه ای را که به آستان های ما تحویل داده می شود ، داریم. ما خودمان را با یک بوفه بی پایان از اطلاعات مبتنی بر صفحه نمایش ، بازی ها ، ارتباطات اجتماعی ، موسیقی ، فیلم و فیلم های گربه خنده دار.
با وجود شگفتی های این دنیای مدرن ، ما خوشحال تر نمی شویم. در مقابل ، ما از بیماری های تمدن رنج می بریم: یک بیماری همه گیر چاقی و میزان بالای خودکشی ، افسردگی ، اضطراب و تنهایی. متأسفانه ، ما به قبیله گرایی می پردازیم – به جای اینکه آنها را دوست داشته باشیم ، همسایگان خود را به هم می زنیم.
بیشتر ما در کشورهای توسعه یافته هر آنچه را که واقعاً برای خوشحال کردن ما نیاز داریم ، داریم. اما ما برای مبارزه تکامل یافتیم ، و اکنون بیشتر ما این کار را نمی کنیم. پیگیری خوشبختی ما را ناراضی می کندبشر ما دقیقاً به این دلیل که هرگز برای مقابله با آنها تکامل نیافته ایم ، “مشکلات جهان اول” را متحمل می شویم.
اجداد ما از مبارزات ما گنگ خواهند شد. برای میلیون ها سال ، انسانها با جنگ های روزانه علیه گرسنگی ، قرار گرفتن در معرض ، بیماری و خطر جنگیدند. تقریباً یک سوم نوزادان اولین تولد خود را ندیدند. تقریبا نیمی از کودکان هرگز به 15 سالگی نرسیدند. یک برش جزئی می تواند کشنده باشد. عناصر اربابان خشن بودند. اولین حقیقت نجیب زندگی ، که “زندگی رنج می برد” ، واقعیت روزمره آنها مدتها قبل از آن بود که بودا آن را نام برد.
اجداد شکارچی ما با ناراحتی مکرر زندگی می کردند و با دوره های تسکین سوراخ می شدند. هنگامی که آنها لحظات آرامش را پیدا کردند – وقتی قبیله تغذیه می شدند ، پناه می برند و به طور موقت ایمن می شوند – آنها رضایت عمیقی را تجربه کردند. خوشبختی از تسکین از رنج ناشی شد ، نه لذت بیش از حد. ما این حقیقت را می دانیم وقتی تجربه می کنیم که یک سیب ساده بعد از ساعت ها بدون غذا چه چیزی باورنکردنی می کند یا آب الهی هنگام چرب بودن احساس می کند.
در دنیای مرفه و مدرن ، ما آنقدر سریع سازگار می شویم که حتی ناراحتی خفیف احساس غیرقابل تحمل می کند. ما از داشتن زندگی ساده اما وحشیانه به موارد پیچیده و راحت رفته ایم. از منظر تکاملی ، ما به برف های بدبخت تبدیل شده ایم. این حقیقت ناخوشایند در فصل سه سریال درخشان جریان “The White Lotus” به زیبایی ضبط شد.
این دو مقدار: کافی و کافی نیست
در اینجا یک حقیقت تکاملی که در دید ساده پنهان شده است: از نظر بیولوژیکی ، ما فقط دو مقدار را می شناسیم – به اندازه کافی و کافی نیست.
برای میلیون ها سال ، کمبود و غیرقابل پیش بینی بودن وجود ما را تعریف کرد. رضایت هنگامی حاصل شد که نیازهای اساسی برآورده شود – نه از بوفه بی پایان تجملات مدرن و تیتراژ تکنولوژیکی.
بعد از اینکه “کافی” داشتیم ، بیشتر ما را خوشحال تر نمی کند. فقط از ثروتمندان و مشهور بپرسید – بسیاری از آنها به اندازه بقیه ما رنج می برند. آیا الون مسک ، ثروتمندترین فرد جهان ، برای شما خوشحال به نظر می رسد؟ او مطمئناً میلیاردها بار خوشحال تر از بقیه ما نیست. به نظر شما الهام بخش تیلور سویفت برای نوشتن ترانه ای مانند “Antihero” با وجود تمام موفقیت های شهاب سنگی او است؟ عظمت او با علی رغم فشارهای خردکننده شهرت ، از تلاش او برای یک هنرمند معتبر و یک فرد خوب تجسم یافته است.
ما از داستان های هشدار دهنده بسیاری می دانیم – کسانی که “همه آن را دارند” اما از افسردگی ، تنهایی و حتی خودکشی رنج می برند. پرنسس دایانا. الویس پریسلی. رابین ویلیامز. ویتنی هیوستون. مرلین مونرو. شهرت ، لوکس ، قدرت و امتیاز نمی تواند ما را خوشحال کند زیرا ما نمی توانیم خوشبختی عمیقی را از آنچه که اجداد تکاملی ما هرگز تجربه نکرده اند ، بدست آوریم.
چرا ما با هم می جنگیم
حتی وقتی بسیاری از ما در آمریکا آن را خیلی خوب داریم ، ما تقریباً در مورد همه چیز می جنگیم. شاید ما دقیقاً می جنگیم زیرا آن را خیلی خوب داریمبشر با نیازهای اساسی بقاء برآورده شده ، یک غریزه اولیه در همه ما وجود دارد که نیاز به مبارزه دارد – چیزی برای جنگیدن یا علیه آن. غرایز قبیله ای ما به سمت درگیری های مصنوعی هدایت می شوند – سیاسی ، فرهنگی ، مذهبی. همه طرف نارضایتی خود را در رسانه های اجتماعی منفجر می کنند و از طریق سیستم عصبی متصل به دیجیتالی ما باعث درد می شوند.
هنگام مشاهده جهان از طریق چشمان باستانی ، تمام جنگهای فرهنگی و سیاسی ما داستانی استبشر در زیر همه آنها قبیله گرایی است. در حال حاضر در آمریکا ، ما مانند دو کودک نوپا قرمز و آبی غول پیکر رفتار می کنیم که اسباب بازی هایی را که ما با آنها می جنگیم می شکند. در دنیای بهم پیوسته ما ، نفرت سمی است که ما می نوشیم ، به امید اینکه شخص دیگر بمیرد.
اقتصاد توجه از ترس ، عصبانیت ، نفرت ، خشم و تقسیم به هزینه ما سود می برد. الگوریتم ها به ما خدمت می کنند نه آنچه درست است بلکه آنچه ما را درگیر می کند. ما فراموش می کنیم که این حقیقت است که ما را آزاد می کند – نه وفاداری قبیله ای ما یا آنچه آرزو می کنیم حقیقت داشته باشیم.
در واقع ، ما اکنون در دنیایی در حال ساختن AIS هستیم که به سختی خودمان را درک می کنیم. اگر این فراخوانی برای پس گرفتن بشریت ما نیست ، چیست؟
چه چیزی ما را خوشحال می کند؟
پس از برآورده شدن نیازهای ما ، آنچه واقعاً برای خوشبختی ما مهم است روابط است. بهترین تحقیقات (به عنوان مثال ، مطالعه 85 ساله هاروارد) ، بزرگترین معلمان معنوی ما و تجربیات شخصی ما همه به یک حقیقت اشاره می کنند: عمیق ترین خوشبختی که می دانیم از ارتباطات ما با دیگران ناشی می شود.
مسیر به جلو
ما نمی توانیم در تجربیاتی که اجداد تکاملی ما هرگز نداشته اند ، شادی عمیقی پیدا کنیمبشر ما باید از قبیله گرایی فراتر رفته و با آنچه واقعاً مهم است ارتباط برقرار کنیم:
- نیازهای ما را برآورده کنید ، سپس عشق را در اولویت قرار دهید. پس از کفایت ، بیشتر باعث ایجاد خوشبختی نمی شود.
- محافل دلسوزی ما را گسترش دهید. هرچه گسترده تر بتوانیم محافل دلسوزی خود را گسترش دهیم ، عشق بیشتری می توانیم به ما بدهیم و دریافت کنیم و خوشحال تر می شویم.
- با فناوری عمدی باشید. دنیای دیجیتال ما سریعتر از آنچه می توانیم سازگار شویم ، ذهن ما را تغییر می دهد. مرزهایی ایجاد کنید که بشریت ما را در اولویت قرار دهد.
- به دنبال تجربیات تجسم یافته باشید. خوشبختی واقعی ناشی از ارتباطات حضوری ، حرکت ، طبیعت و هدف است-نه از تعقیب شاه ماهی های دیجیتال قرمز خوشبختی.
- وحدت را بیش از تقسیم انتخاب کنید. نفرت هم شکست تکاملی و هم معنوی استبشر همه ما یک گونه هستیم که یک سیاره و یک آینده را به اشتراک می گذاریم. ما باید قبیله گرایی را منتقل کنیم.
خوشبختی واقعی ریشه در ریشه های تکاملی ما دارد. ما فقط با اولویت بندی آنچه در زندگی مهم است – یکی دیگر. ما در اینجا هستیم تا عشق را به نفرت ، دلسوزی نسبت به خودخواهی و وحدت بر تقسیم انتخاب کنیم – حتی اگر ما اراده آزاد نداریم. وقت آن است که ما این حقیقت را زندگی کنیم که قبلاً می شناسیم – و این حقیقت است که ما را آزاد می کند.