16:37 - 2025/04/11

چرا وقتی تمرکز می کنیم ، زبان خود را بیرون می آوریم؟

[ad_1] آیا تاکنون تماشا کرده اید که کودک سعی در لکه دار کردن سوزن دارد؟ آیا او نفس خود را نگه داشت یا ابروهای خود را گره زد؟ آیا او زبانش را به بیرون چسباند؟ آیا تا به حال متوقف شده اید که چرا مردم این کار را انجام می دهند؟ این فقط کودکان...

چرا وقتی تمرکز می کنیم ، زبان خود را بیرون می آوریم؟

[ad_1]

آیا تاکنون تماشا کرده اید که کودک سعی در لکه دار کردن سوزن دارد؟ آیا او نفس خود را نگه داشت یا ابروهای خود را گره زد؟ آیا او زبانش را به بیرون چسباند؟ آیا تا به حال متوقف شده اید که چرا مردم این کار را انجام می دهند؟

این فقط کودکانی نیستند که این کار را انجام می دهند. بزرگترها لب های خود را نیش می زنند ، نفس خود را نگه می دارند ، یا در حالی که روی یک کار چالش برانگیز تمرکز می کنند ، ابروهای خود را خسته می کنند. چرا این کار را می کنیم؟ آیا این یک جلیقه از گذشته دور ما است؟ آیا زبان هنوز فکر می کند که می تواند کارها را بهتر از دست خود انجام دهد؟ و از نظر روانشناختی ، چرا بعد از اینکه متوجه شدیم این کار را انجام می دهیم ، خجالت می کشیم؟ چه اتفاقی در زیر سطح می افتد؟

فرضیه سرریز: سرریز عصبی

یکی از قانع کننده ترین توضیحات ناشی از آن است سرریز عصبی، پدیده ای که در آن سیگنال های حرکتی در مغز به مناطق اطراف مغز می ریزند (Wymbs and همکاران ، 2013). جالب اینجاست که مساحت قشر موتور که زبان و عضلات صورت را کنترل می کند ، بسیار نزدیک به منطقه ای است که حرکات دست ما را کنترل می کند. هنگامی که مدارهای عصبی مورد نیاز برای هماهنگی ظریف و چشم و چشم مورد استفاده قرار می گیرند ، برخی از سیگنال ها ممکن است سهواً بر روی آن ریخته شوند-به طور تصادفی استخدام توابع اطراف. این سرریز به ویژه در کودکان برجسته است ، که مسیرهای عصبی آنها هنوز توسعه نیافته است. جالب اینجاست که مغز ویولونیست های متخصص نیز از مناطق اطراف وام می گیرند تا مهارت خود را افزایش دهند.

جلیقه ای از مرحله شفاهی نوزادان: اکو تکامل

یکی دیگر از احتمال های جذاب به رفلکس های موتور جلیقه از اوایل کودکی نوزادان زندگی را با کنترل بسیار اندک بر اندام خود آغاز می کنند – این زمان و تمرین لازم است تا آنها را مهار کند و آنها را به انجام مناقصه ذهن سوق دهد. آنچه آنها به راحتی کنترل می کنند دهان است. درست همانطور که حیوانات بدون اسلحه باید از فک خود برای انجام کارها استفاده کنند ، نوزادان کنجکاو باید دنیای جدید خود را با آنچه که کمی فرمان می دهند – دهان خود را کشف کنند. ما امروز به این مهارتهای حرکتی شفاهی می گوییم (فروید این را مرحله شفاهی خواند).

کنجکاوی سیری ناپذیر یک نوزاد در ابتدا با دستکاری شفاهی محیط آن – یک مرحله دستیابی به حسی انجام می شود. در طی این مرحله رشد ، مغز ارتباطات محکمی بین دست و دهان ایجاد می کند – ارتباطی که اغلب به طور ناخودآگاه در بزرگسالی ادامه می یابد.

تحقیقات روانشناختی در مورد رشد نورون حرکتی انسان نشان می دهد که اکتشافات اولیه دهان و دندان نقش مهمی در هماهنگی دست و چشم و مهارت های حرکتی خوب ایفا می کند (بوشلل و بوودرو ، 1993). در نتیجه ، هنگامی که یک فرد بالغ با یک کار روبرو است که نیاز به تمرکز شدید دارد ، ممکن است مغز به طور ناخودآگاه زبان را برای کمک به این تلاش استخدام کند ، دقیقاً مانند آن که یک بار در نوزادی انجام داد.

شاید این شناخت خود آرامش بخش یا تجسم باشد؟

تئوری های دیگری نیز وجود دارد. چسباندن زبان نیز ممکن است به عنوان یک ظریف باشد مکانیسم خودتنظیمی، کمک به مدیریت برانگیختگی و حفظ تمرکز شناختی. تحقیقات در مورد رفتارهای تسکین دهنده خوراکی در کودکان و بزرگسالان نشان می دهد که درگیر شدن در فعالیت دهان و دندان ممکن است برانگیختگی فیزیولوژیکی را تنظیم کرده و تمرکز را در موقعیت های استرس بالا تقویت کند (Blass and Watt ، 1999). از طرف دیگر ، نظریه های شناخت تجسم یافته نشان می دهد که وضعیت های جسمی و حرکات می توانند حالات روانی را منعکس و تقویت کنند (Barsalou ، 2008). از این منظر ، چسباندن زبان ممکن است نمادی از عقب نشینی لحظه ای از مدیریت تصویر اجتماعی باشد تا منابع بیشتری به سمت داخل متمرکز شود.

آیا همه ما این کار را می کنیم؟

همه این رفتارها را به نمایش نمی گذارند. تحقیقات نشان می دهد که تفاوت های فردی – مانند سطح اضطراب ، سبک های شناختی و حتی صفات اوتیسم – می تواند بر بیان این اقدامات ناخودآگاه تأثیر بگذارد. برخی از افراد ممکن است به طور پیش فرض به ضرب و شتم پاهای خود ، گاز گرفتن لب های خود یا چسبیدن فک آنها ، که این تنوع مکانیسم های خود نظارتی را که با گذشت زمان ایجاد می کنیم ، برجسته می کند. یک مطالعه کاوش کارنامه های غیر کلامی (PNR) دریافت که افراد با اضطراب بالاتر یا حساسیت حسی ممکن است در طی کارهای شناختی ، چهره یا بدن برجسته تری نشان دهند (کوک و همکاران ، 2013).

نشانگر تسلط ذهنی؟ فرضیه هرس

شاید این رفتارهای عجیب و غریب فقط الگوهای حرکتی اصلاح نشده باشد. افرادی که مغز بسیار کارآمد دارند به ندرت آنها را نشان می دهند ، به احتمال زیاد به دلیل هرس شناختی مسیرهای حرکتی خود را ساده تر کرده است (هوتنلوچر ، 1990). نورون های آنها به راحتی حرکات ناخواسته را سرکوب می کنند ، احتمالاً به این دلیل که آنها با موفقیت نورونهای آموزش دیده خود را حتی در نوزادی مهار کردند.

با این حال ، بیشتر ما شبکه های عصبی کم کارآمد داریم و نمی توانیم به راحتی حرکات ناخودآگاه را کنترل کنیم و منجر به “نشت” های گاه به گاه در رفتارهای حرکتی آگاهانه خود شویم. کسانی که این چالش را درک می کنند ، اغلب وقتی می بینند که یک زبان در حال چسباندن است ، با یادآوری کودکی گرم می شود. تحقیقات در مورد تقلید صورت از این فرضیه پشتیبانی می کند ، و نشان می دهد که حرکات کودکانه باعث همدلی بالغ می شود (Niedenthal و همکاران ، 2010).

در مقابل ، افراد طبیعی به طور طبیعی ممکن است این رفتارها را یادآوری شرم آور از عدم چابکی یک بار و خواستار سرکوب آنها بدانند.

نگاهی اجمالی به دنیای پنهان افکار

در نهایت ، این رفتارهای عجیب و غریب – خواه زبان را بیرون بیاندازد ، ابرو را خفه کند ، یا نفس بکشد – نگاهی اجمالی به کارهای پنهان ذهن انسان می دهد. آنها روشهای غالباً مرموز را مدیریت می کنند که مغز ما قصد شناختی را مدیریت می کند ، بر منابع محدود تسلط می یابد و چهره های صورت را تنظیم می کند وقتی که تسلط ذهنی بدن ممکن است در شک باشد.

شناخت ضروری می خواند

دفعه بعد که خود را گرفتید – یا شخص دیگری – زبان خود را با تمرکز بیرون می آورید ، برای لحظه ای مکث کنید. به این فکر کنید که چگونه احساس شما را می کند. آیا از آنها خجالت می کشید؟ آیا آرزو می کنید که آنها متوقف شوند؟ یا آیا احساس گرمای آشنایی را در داخل احساس می کنید – یادآوری زمانی که زبان در اینجا بود تا در مورد دنیای خود بیاموزد و فقط در مورد آن صحبت نکنید؟ شاید شما فقط لبخند بزنید زیرا دهان شما کودکی خود را به یاد می آورد – و آن را از دست می دهد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان