09:19 - 2025/04/11

حرکت از قربانی به بازمانده به تریور

[ad_1] پیام های مداوم در مورد تروما و قربانی فرهنگ ملی ما را فرا گرفته است. به نظر می رسد که هر انسانی در اثر وقایع یا وقایع مزمن ، با شرایط تولد آنها یا به دلیل هویت مذهبی ، فرهنگی ، نژادی یا جنسیتی مورد آسیب قرار گرفته است. اعتبار به ای...

حرکت از قربانی به بازمانده به تریور

[ad_1]

پیام های مداوم در مورد تروما و قربانی فرهنگ ملی ما را فرا گرفته است. به نظر می رسد که هر انسانی در اثر وقایع یا وقایع مزمن ، با شرایط تولد آنها یا به دلیل هویت مذهبی ، فرهنگی ، نژادی یا جنسیتی مورد آسیب قرار گرفته است. اعتبار به این آگاهی وجود دارد که همه ما در معرض یک نوع تروما یا دیگری قرار گرفته ایم.

اگر بتوانیم قبول کنیم که همه ما نوعی تروما را تجربه کرده ایم ، ممکن است قربانی شدن از تروما را یک تجربه زندگی جهانی ببینیم. چرا برخی از قربانیان با یک ذهنیت قربانی گیر می کنند در حالی که برخی دیگر حرکت می کنند و شکوفا می شوند؟

طرز فکر قربانی چیست؟

“چرا من؟” “چرا اتفاقات بد همیشه برای من اتفاق می افتد؟” “من چه کاری انجام داده ام که لیاقت این را داشته باشم؟” اینها همه سؤالاتی است که من اغلب از افرادی که تروما را تجربه کرده اند شنیده ام. آنها می توانند به افکار مداوم تبدیل شوند که نحوه دیدن جهان و افراد دیگر را تغییر می دهد.

فردی که دارای ذهنیت قربانی است ، خود را قربانی مداوم شرایط یا افراد دیگر می داند تا جایی که توانایی خود را برای انتخاب انتخاب نکند. آنها احساس می کنند بدون توجه به واقعیت هایی که در غیر این صورت نشان می دهد ، کنترل کمی بر زندگی خود دارند.

به راحتی می توان تصور کرد که چگونه فردی که کنترل کمی بر زندگی خود دارد ممکن است از هر کنترلی که انجام می دهد دست بکشد. از دست دادن حس نمایندگی یا تأثیر آنها در دوره زندگی خود می تواند چرخه شرورانه ای از انتخاب های ضعیف را ایجاد کند که منجر به شرایط ناگوار تر شود.

مطمئناً طیف گسترده ای از تروما وجود دارد ، و مطمئناً درجات مختلفی از تروما وجود دارد. در سطح بین المللی ، تجربیات کودکان یتیم که در مناطق جنگی زندگی می کنند را نمی توان با یک بزرگسال که از یک واقعه آسیب زای واحد جان سالم به در برد ، مقایسه کرد. در حالی که هر دو به دلسوزی و کمک نیاز دارند ، کودک قربانی جنگ یا سوءاستفاده احتمالاً حتی پس از تأمین ایمنی و ثبات ، به زمان بیشتری برای بهبودی نیاز دارد.

در مقابل تروما گذشته

تفاوتهای مهم دیگری بین کسانی که در شرایط آسیب زای مداوم زندگی می کنند ، که در آن زندگی یا ایمنی آنها مورد تهدید قرار می گیرد ، در مقابل کسانی که تجربه آسیب زای آنها در گذشته آنهاست ، وجود دارد. هنگامی که تروما ادامه دارد ، مانند روابط سوءاستفاده ، غفلت از کودکان یا بیماری تهدید کننده زندگی ، خطر بیشتری وجود دارد که هویت قربانی دائمی شود.

حرکت فراتر از هویت قربانی فقط پس از احساس امنیت ، پایدار و پشتیبانی شخص می تواند آغاز شود. این امر برای افراد در طیف گسترده ای از شرایط ، از جمله کودکان مورد آزار و اذیت ، بزرگسالانی که با سوءاستفاده خانگی زندگی می کنند و اعضای ارتش درگیر در جنگ صادق است ، صادق است.

در حالی که همه تروما منجر به علائم PTSD (DSM-5) نمی شود ، همه اشکال تروما به درجه ای از بهبود نیاز دارند. درست همانطور که هیچ یک از تروما وجود ندارد ، هیچ درمانی برای انتخاب وجود ندارد. با این حال ، پس از شروع دوره بهبودی ، این روند شامل مراحل متداول است که زمان های مختلفی را به خود اختصاص می دهد.

پاسخ کوتاه مدت در مقابل پاسخ بلند مدت به تروما

صرف نظر از چگونگی تعریف تروما یا چگونگی تجربه آن ، نقش یک درمانگر هدایت شخص از طریق پردازش آنچه اتفاق افتاده است ، شناسایی پیامدهای عاطفی یا عملکردی فعلی برای خود و در نهایت فراتر از آن پیامدهای مضر است.

این بدان معنا نیست که روند بازیابی آسان یا یک جهته است. این امر به آگاهی ، قصد بهبودی و یک جامعه حمایتی نیاز دارد. آنچه نیازی به آن ندارد (و آنچه در واقع مخرب است) پذیرش دائمی ذهنیت قربانی است.

برای روشن شدن ، تصدیق قربانی شدن از مزایای کوتاه مدت برای تغییر هرگونه سرزنش از افراد آسیب دیده به مجرم (های) برخوردار است. این تغییر اغلب به دلیل تمایل بسیار غالباً قربانیان به خود سرزنش یا احساس گناه غیر منطقی نسبت به آنچه برای آنها اتفاق افتاده است ، بخش مهمی از بهبود است. افراد قربانی برای تسهیل بهبودی خود به دلسوزی و پشتیبانی نیاز دارند.

اما ، در طولانی مدت ، ما از ماندن در ذهنیت قربانی یا نگه داشتن آن هویت ، آگاهانه یا ناخودآگاه بهره نمی بریم. در حالی که می تواند برای کوتاه مدت مفید باشد ، اما در طولانی مدت مخرب است.

شناخت احساسات مرتبط با هویت قربانی

احساسات غالب کسانی که دارای ذهنیت قربانی هستند شامل ناتوانی ، آسیب پذیری ، شرم یا گناه ، دلسردی و/یا ترحم است. نارضایتی و تلخی نیز در بین کسانی که خود را قربانی شرایط زندگی خود می دانند متداول است. اگرچه نارضایتی و عصبانیت ممکن است در کوتاه مدت پس از انواع خاصی از حوادث آسیب زا ، پاسخ های عاطفی سالم باشد ، اما برای شخصی که قربانی می شدند در صورت ماندن برای طولانی مدت ، ناسالم و آزار دهنده می شوند.

ذهنیت قربانی هنگامی که فراتر از ضرورت پذیرش واقعیت آنچه اتفاق افتاده است و چگونه آن گذشته همچنان بر حال تاثیری بر حال خود ادامه می دهد ، خودکشی می شود. احساس مداوم درماندگی یا آسیب پذیری می تواند حداقل منجر به بدبینی مزمن یا ناامیدی شود. در بدترین حالت ، این می تواند به یک ذهنیت انتقام جویی منجر شود که در آن هدف باعث بدبختی دیگران شود.

ذهنیت بازمانده

تروما می تواند فلج کننده باشد و ما را در حالت شوک و ترس چنان عمیق قرار دهد که هر روز مانند یک مبارزه برای زنده ماندن احساس می شود. همانطور که توسط کارشناس درمان تروما ، بسل ون در کلک ذکر شد ، “یک کار اصلی برای بهبودی این است که یاد بگیریم که با خاطرات گذشته زندگی کنیم بدون اینکه در حال حاضر تحت تأثیر آنها قرار بگیریم.” (ون در کلک ، 2014).

هدف اصلی درمان تروما ، هدایت فرد از حالت اولیه شوک ، ترس یا بی حسی ، به توانایی مقابله روز به روز است. این همان چیزی است که به طور کلی توسط ذهنیت بازمانده منظور شده است. طرز فکر بازمانده به ما کمک می کند تا با درد و رنج کمتر و امید بیشتری ادامه دهیم. این ویژگی مرحله میانی بهبودی از تروما است.

بازماندگان ممکن است به عنوان انعطاف پذیر ، مستقل و امیدوار توصیف شوند. برای تقویت این صفات به منظور ادامه کار در زندگی روزمره خود ، فوایدی وجود دارد.

علاوه بر این صفات ، کسانی که به عنوان بازماندگان شناخته می شوند ، تمایل دارند که به شدت مستقل باشند. وقتی پشتیبانی به آنها ارائه می شود ، آنها اغلب با “من خوب هستم” یا “من این را کردم” پاسخ می دهند. زندگی هنوز هم به عنوان یک مبارزه دیده می شود ، اما این طرز فکر به آنها کمک می کند تا همچنان ادامه دهند.

قصد شکوفایی

من معتقدم که نتیجه بهتری برای هر یک از ما وجود دارد: احتمال طولانی مدت نه تنها زنده ماندن بلکه پر رونق. Thrivers با تلاش ، پشتیبانی و اجتماع ، هر چیزی ممکن است. آنها بر این باورند که زندگی چیزی بیش از آن است که هر روز با رکاب و ربوده باشد. آنها فرصت هایی را برای رشد و تجربه فراوانی می بینند. هنگامی که وقایع آسیب زا اتفاق می افتد ، درک عمیقی از دانستن اینکه زندگی ادامه خواهد یافت ، وجود دارد. چشم انداز برای طرز فکر آنها بسیار مهم است.

Thrivers به ​​خود اجازه می دهد تا از دیگران حمایت کنند و از دیگران کمک کنند. آنها مشارکت در یک جامعه را به نوعی ارزیابی می کنند و افراد با طرز فکر مشابهی را جستجو می کنند. آنها امید ، قدردانی و طنز را تمرین می کنند.

Thrivers تمایل دارند از خود بپرسند “چرا این اتفاق برای من افتاد؟” اما ، “اکنون چه کاری می توانم انجام دهم؟” به قول شاعر و فعال حقوق مدنی مایا آنجلو ، “شما ممکن است تمام وقایعی را که برای شما اتفاق می افتد کنترل نکنید ، اما می توانید تصمیم بگیرید که توسط آنها کاهش نیافته است.”

برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان