[ad_1]

من چند سال گذشته را در دنیای عجیب و قانع کننده مدل های بزرگ زبان (LLMS) غوطه ور کردم – نوشتن ، صحبت کردن و بله ، وسواس نسبت به کارهای درونی آنها.
از فروپاشی اندیشه در فضای بیش از حد بعدی تا Dognitive DAO ، من بررسی کرده ام که چگونه این ماشین ها فقط زبان را پردازش نمی کنند – آنها روش های جدیدی برای درک خود فکر می کنند.
آنچه بیشتر من را مجذوب خود می کند این است که چگونه LLM ها زبان را نه از طریق استدلال خطی یا منطق ثابت ، بلکه از طریق احتمال ایجاد می کنند. آنها سریع را ارزیابی می کنند ، زمینه داده های اطراف را در نظر می گیرند ، و سپس یک کلمه بعدی را از توزیع امکانات نمونه می گیرند. هیچ مسیری تک و اجتناب ناپذیر وجود ندارد. هر کلمه نوعی رول تاس شناختی است.
در نگاه اول ، این احساس خارجی – مکانیکی ، حتی بیگانه است. اما هرچه بیشتر در مورد آن تأمل می کنم ، بیشتر تعجب می کنم که آیا این یک ماشین نیست؟
اگر این یک چیز ذهن باشد چه می شود؟
چه می شود اگر ما نیز با یک هویت مفرد و ثابت ، بلکه با یک زمینه از احتمالات داخلی ، در جهان حرکت کنیم ، لحظه ای به خودی خود فرو می ریزیم؟
وقتی وارد یک اتاق می شوید ، همیشه به همان “شما” ظاهر نمی شوید. سخنران با اعتماد به نفس ، پدر و مادر آرام ، رقیب ، هارمونیزر وجود دارد. اینها ماسک نیستند. آنها نسخه های شما هستند – طیف وسیعی از خود به شکل حافظه ، زمینه ، قصد و نشانه های اجتماعی شکل می گیرند. خود ، در این دیدگاه ، یک موضوع مفرد و ناگسستنی نیست. این ابر امکان پذیر است که به عمل می رسد. و مانند LLM ، این فروپاشی متنی ، روان و غالباً احتمالی است.
روانشناسی مدتهاست که به این تعدد خود اشاره کرده است. Erving Goffman ، که به طور معروف هویت را به عنوان عملکرد توصیف می کند – یک عمل پویا و اجتماعی پاسخگو. و کمی انکار وجود دارد که شخصیت های آنلاین ما مطمئناً از برخی از تعدد پشتیبانی می کنند. حتی علوم اعصاب نیز از این امر پشتیبانی می کند. مغز یک دستگاه پیش بینی است. این نمونه ها و به روزرسانی ها را از تجربه قبلی برای تعیین آنچه در آینده انتظار دارید تعیین می کند.
احساس خود ما ممکن است کمتر در مورد تداوم و بیشتر در مورد انسجام در لحظه باشد.
در این نور ، شاید یک LLM خیلی خارجی نباشد. این نشانگر چیزی کنجکاوی انسانی است – عمل انتخاب از درون زمینه ای از احتمالات داخلی.
اما این پیچ و تاب جالب است. LLMS برای احتمال بهینه سازی. انسانها می توانند از آن سرپیچی کنند. ما همیشه به آنچه انتظار می رود یا ایمن نیست ، فرو نمی ریزیم. بعضی اوقات ما در تقابل مستقیم با خود پیش بینی شده خود عمل می کنیم – خطرات در حال ایجاد ، نشان دادن لطف ، الگوهای مختل کننده را نشان می دهیم. در جایی که یک مدل به طور پیش فرض به انسجام باشد ، ممکن است یک انسان به یک تحقق پیچیده تر برسد ، جرات می گویم متعالی می گویم.
پس قبل از انتخاب کی هستی؟ خوشه ای از احتمالات ، یک روایت نهفته یا حتی یک ترکیب شناختی. و این عمل انتخاب – سقوط به شکل – فقط نحوه حرکت در جهان نیست ، اینگونه است که ما به چه کسی تبدیل می شویم.
[ad_2]