[ad_1]

بسیاری از عناصر موسیقی آن را به اصطلاح مناسب برای بهبودی تبدیل می کند. ریتم ذاتی در موسیقی با بدن ما بسیار کامل کار می کند – قلب ما در ریتم می تپد ، با ریتم نفس می کشیم ، با ریتم قدم می زنیم. وقتی بدن ما است هماهنگ، ما احساس خوبی داریم. ما می خواهیم هماهنگی در زندگی ما موسیقی عالی باعث ایجاد تنش و سپس انتشار می شود. به یک قطعه موسیقی فکر کنید که با شدت افزایش می یابد ، زیرا روی یک وتر متناقض قرار می گیرد – منتظر ، منتظر هستید و سرانجام وقتی موسیقی برطرف می شود ، از نظر جسمی آن را احساس می کنید.
در استفاده از موسیقی برای کمک به کاهش استرس ، کمک می کند اگر موسیقی در ابتدا با آنچه احساس می کنید مطابقت داشته باشد. و سپس به سمت جایی که می خواهید بروید. هنگامی که من برای کاهش اضطراب در بیمارانی که در بیمارستان به عنوان یک موسیقی درمانی با آنها کار می کنم کمک می کنم ، من به طور کلی با تطبیق آن شروع می کنم احساس کردن از موسیقی که من پخش می کنم (معمولاً در گیتار بداهه می شود) به آنچه به ظاهر در داخل احساس می کنند. موسیقی در ابتدا ممکن است شامل تنش ، ناهماهنگی و روشهای جزئی باشد. سپس ، از آنجا که تنش در موسیقی به تدریج به سمت عزم بیشتر ، ناهماهنگی به سمت هماهنگی بیشتر حرکت می کند ، تغییرات باعث پاسخ آرامش می شود.
و سپس آهنگ ها وجود دارد
آهنگ ها می توانند برای ما صحبت کنند وقتی که ما نمی توانیم کلمات را بیابیم تا بیان کنیم که چگونه احساس می کنیم و فرصت هایی را برای بیان خود فراهم می کنیم. ترانه های معنی دار می توانند احساس امید ، شادی و سرخوشی را تقویت کنند. از آنجا که موسیقی ذهنی است ، هیچ قطعه موسیقی یا ژانر وجود ندارد که به طور خاص برای هر مسئله ای کار کند. آهنگهایی که با شما صحبت می کنند ممکن است با من صحبت نکنند. اگر به Enya احتیاج دارید ، به Enya گوش دهید. اگر به سیستم پایین نیاز دارید ، در آن قرار بگیرید. موسیقی شخصی است.
موسیقی در صورت نیاز به آنچه شما نیاز دارید به شما می دهد
من به تازگی خواسته ام که در دهه 80 و همسرش در بخش انکولوژی که در آن کار می کنم با یک زن دوست داشتنی کار کنم. او برای مسائل مختلف در بیمارستان بوده است ، اما بیشترین فشار ، دردی بود که او تجربه می کرد. پرستار او به من گفت که درد او نیز باعث اضطراب شده است. وقتی وارد اتاق او شدم ، او در رختخواب بود و کاملاً ناراحت کننده به نظر می رسید. شوهرش در کنار تخت نشسته بود و روزنامه را می خواند. من در مورد درد او پرسیدم ، و او به من گفت که تمام بخش میانی او “خوب نیست”. او گفت استراحت سخت است. من از او پرسیدم که آیا می توانم به او موسیقی بدهم ، “شاید این به شما کمی بازخوانی کند.” او گفت ، “من مایلم هر چیزی را امتحان کنم.” گیتار خود را بیرون آوردم و شروع به پخش کردم. در ابتدا ، من برخی از تنش های سبک و هدفمند را شامل می شدم که برای مطابقت با موسیقی با احساس او کار می کردم. من مدتی به او فرصت دادم که فقط احساس کند و باشد که او بود و سپس به آرامی شروع به انتقال موسیقی به سمت صدای صدا هارمونیک تر و تسکین دهنده تر کرد ، امیدوارم که او را به مکانی راحت تر تبدیل کند.
وقتی موسیقی به دست می گیرد
چشمانش را بست. بعد از چند دقیقه متوجه شدم که پای چپ او با ریتم موسیقی شروع به حرکت کرد. من تمرکز خود را روی آن نگه داشتم و با ظرافت به چیزی کمی ریتمیک تر حرکت کردم و مطابق آنچه به نظر می رسید احساس می کرد. از آنجا که حرکات او شروع به افزایش می کند ، اکنون از جمله پا و پاهای دیگر او ، من دنبال کردم و شدت موسیقی را افزایش دادم. معمولاً ، وقتی من یک تجربه از نوع آرامش را انجام می دهم ، بدن آرام می شود ، اما به نظر می رسید که او هست شیار دار به بداهه نوازی گیتار درمانی من. من فکر کردم ، خوب ، بیایید شیار کنیم.
من راه خود را به داخل کار کردم جورجیا در ذهن منبشر چرا آن آهنگ؟ من احساس کردم ، در حال حاضر ، او با آن ارتباط برقرار می کند. من با احساس ریتمیک شروع کردم و بعد از شروع آواز خواندن ، او بلافاصله لبخند زد و با چشمانش که هنوز بسته شد ، گفت: “بله.” او به تجربه آرامش آرامش بخش احتیاج نداشت. او به ری چارلز احتیاج داشت. تقریباً انگار که روی نشانه ، شوهرش روزنامه خود را پایین آورد ، چشمان خود را بست و شروع کرد شیار بیش از حد در حالی که من به آیه دوم برخورد کردم ، در حالی که هر دو با چشم هنوز بسته بودند ، او به آرامی دست خود را نگه داشت ، و تقریباً انگار که رقص رقصیده بود ، او را به طرز جادویی در میانه هوا پیدا کرد و آن را گرفت. حالا هر دوی آنها شلاق خورده بودند وت دست نگه داشتن او نزدیکتر اسکیت کرد ، و او سرش را در برابر او گرفت. من نمی توانستم از لبخند زدن خودداری کنم زیرا ناگهان احساس می شد که ما فقط اتاق بیمارستان او را به یک باشگاه جاز شرجی 1960 تبدیل کرده ایم.
وقتی آهنگ را تمام کردم ، هر دو چشمان خود را باز کردند و لبخند زدند. سپس او گفت ، “شما می دانید ، او یک جمع کننده ضبط ، جاز و روح است. و قبل از اینکه با او ازدواج کنم ، مجبور شدم به تمام موسیقی او گوش کنم. همه سوابق او. او مرا آزمایش می کرد تا مطمئن شود که من آن را دوست دارم.” وی سپس داستانی را درباره اینكه چگونه ، هنگام ملاقات با آنها ، به خانه او دزدکی می كردند و به اتاق خواب او می روند تا با هم به سوابق گوش دهند. او مانند یک دانش آموز مدرسه به شوخی هایش می خندید. جالب اینجاست که من دیگر علائم درد روی صورت او را ندیدمبشر من چند آهنگ دیگر ارائه کردم ، برخی از کلاسیک ها شیار به نظر می رسید ، و موسیقی فقط کل موجودات خود را به دست می گرفت. آنها فقط نمی توانند کمک کنند اما شیار و همیشه با چشمان بسته و دست ها به هم چسبیده اند.
موسیقی از بسیاری جهات می تواند مؤثر باشد. و موسیقی در صورت نیاز به آنچه شما نیاز دارید به شما می دهد. به عنوان یک موسیقی درمانی ، وظیفه من این است که بفهمم چه موسیقی لازم است ، در حال حاضر ، برای کمک به. و چگونه می توانم آن را بفهمم؟ اتصال. اتصال از طریق موسیقی. آنچه من احساس می کنم آنها نیاز دارند. پویا است برای او ، نسخه آن روز برای درد و اضطراب ری چارلز بود.
قدرت شفابخشی موسیقی.
[ad_2]