20:27 - 2025/04/07

چرا همه ما در عصر افراط گرایی زندگی می کنیم

[ad_1] توسط سوفیا مسکالنکو و آری دبلیو کروگلانسکی اگر احساس کرده اید که همه چیز کمی به دست آمده است … اخیراً شدید ، شما آن را تصور نمی کنید. از سیاست گرفته تا والدین گرفته تا مراقبت از خود ، به نظر می رسد فرهنگ ما ما را به سمت افراط...

چرا همه ما در عصر افراط گرایی زندگی می کنیم

[ad_1]

توسط سوفیا مسکالنکو و آری دبلیو کروگلانسکی

اگر احساس کرده اید که همه چیز کمی به دست آمده است … اخیراً شدید ، شما آن را تصور نمی کنید.

از سیاست گرفته تا والدین گرفته تا مراقبت از خود ، به نظر می رسد فرهنگ ما ما را به سمت افراط و تفریط سوق می دهد. وفاداری های سیاسی مانند تعهدات زندگی یا مرگ احساس می کنند. روال سلامتی مانند رژیم های نظامی رفتار می شود. حتی جاه طلبی نیز وسواسی شده است. موفقیت کافی نیست: باید ویروسی ، بهینه سازی شده و کاملاً مارک باشد.

افراط گرایی فقط در حرکات حاشیه ای یا عناوین وجود ندارد. این در فیدهای ما ، خانواده های ما ، عادات ما و اغلب ذهن خودمان است.

به عنوان روانشناسان که سالها در مطالعه رادیکال سازی و تروریسم گذرانده اند ، ما به نتیجه گیری شگفت آور رسیده ایم: افراط گرایی یک گرایش اساسی بشر است. این یک بیماری نیست. این یک ظرفیت است که همه ما در اختیار داریم: بسیج در زمان بحران. “برای مجبور کردن قلب و عصب و سینوسی مدتها بعد از اینکه از بین بروند ، به نوبت خود خدمت کنید. “ و زمانهایی که ما در آن زندگی می کنیم-با فشار بیش از حد ، فشار بیش از حد ، فشار زیاد-به طرز فزاینده ای این ظرفیت را ایجاد می کنیم.

افراط گرایی واقعاً به معنای آن است

بیشتر مردم کلمه “افراط گرایی” را می شنوند و “خشونت” می شنوند. اما از دیدگاه روانشناختی ، افراط گرایی چیزی گسترده تر است. این یک حالت عدم تعادل انگیزشی است – یک چشم انداز تونل ذهنی که در آن یک هدف ، اعتقاد یا هویت آنقدر حاکم می شود که همه چیز از دید محو می شود.

این همیشه به آسیب نمی رسد. در حقیقت ، برخی از الهام بخش ترین چهره های بشریت افراط گرایان از یک نوع بودند. به ماری کوری فکر کنید ، که سلامتی خود را برای کشف علمی فدا کرد. یا مارتین لوتر کینگ جونیور ، که همه چیز را برای عدالت به خطر انداخت. آنها افرادی بودند که “همه وارد شدند”. همان مکانیسم های روانشناختی-تمرکز ذهنی ، تعهد کامل-می تواند منجر به نوآوری درخشان یا تعصب خطرناک شود. آنچه مهم است این است که چگونه این انرژی هدایت می شود.

چرا مردم شدید می روند

یک راننده قدرتمند که ما پیدا کردیم تلاش برای اهمیت– نیاز به احساس مهم ، مهم بودن ، برای احترام. هنگامی که مردم احساس اهمیت خود را از طریق تحقیر ، طرد ، شکست یا بی عدالتی از دست می دهند ، آنها اغلب به دنبال چیزی هستند که می تواند آن را بازگرداند. ایده ها و جوامع افراطی پاسخ قانع کننده ای را ارائه می دهند: “این مهم است. اینجا چه کسی هستید. هدف شماست.”

این وضوح می تواند مسموم کننده باشد – به ویژه در زمان هرج و مرج. و اخیراً ، بسیاری از ما احساس می کنیم جهان از گذشته نامشخص است.

فرهنگی که وسواس را پاداش می دهد

دنیای امروز فقط اجازه افراط گرایی را نمی دهد بلکه به طور فعال آن را پاداش می دهد. رسانه های اجتماعی بلندترین و خشمگین ترین صداها را تقویت می کنند. فرهنگ Hustle شکوه فرسودگی را به عنوان نشان افتخار می شکند. حتی سلامتی شدید شده است: فکر کنید چالش های 75 روزه ، رژیم های محدود کننده یا سم زدایی دوپامین. به ما گفته می شود که بی امان ، بهینه شده و همیشه برند باشید.

در همین حال ، نگرانی های مربوط به سلامت روان مانند فرسودگی ، تنهایی و اضطراب در حال افزایش است. زمان نمایش در بین نوجوانان با بهزیستی روانی پایین ارتباط دارد و الگوریتم ها حباب های هویت را تقویت می کنند که از اطمینان و عصبانیت اخلاقی تغذیه می کنند. در چنین محیطی پر فشار ، افراط گرایی می تواند مانند راه ایستادن-یا به سادگی زنده ماندن احساس کند.

افراط گرای در کنار هم

افراط گرایی همیشه چشمگیر نیست. این اغلب دنیوی و نامرئی است – تا زمانی که اینگونه نباشد.

این ممکن است مانند یک نوجوان به نظر برسد که توسط یک تصادفی آنلاین مصرف می شود ، دوستی که آخرین دلار خود را بر روی رمزنگاری شرط می بندد ، یا والدینی که وسواس آن را بهینه می کند ، هر فعالیت فرزند خود را بهینه می کند. ممکن است به نظر برسد که به نظر می رسد کار ، یا در حال سقوط در یک رژیم غذایی جدید ، جنبش سیاسی یا هویت معنوی.

هیچ یک از این افراد خود را افراط گرایان نمی نامند. اما از نظر روانشناختی ، آنها ممکن است همان عدم تعادل انگیزشی را تجربه کنند که کسی در یک مسیر خطرناک تر است.

کاری که می توانید انجام دهید: آن را به چای دعوت کنید

بنابراین چگونه می توانیم با این بخش از خودمان مقابله کنیم؟ یک مثل بودایی از مارا ، شیطان ترس و تمایل می گوید ، که بودا را به چالش می کشد. به جای مقاومت ، بودا گفت: “من شما را می بینم ، مارا” و او را به چای دعوت کردم.

این استعاره برای ما مفید به نظر می رسد. به جای مبارزه با انگیزه های افراطی خود – یا انکار آنها – می توانیم آنها را با آگاهی و کنجکاوی ملاقات کنیم. از خود بپرسید:

  • من الان خودم را وقف می کنم؟
  • من چه قربانی می کنم؟
  • این شدت تلاش برای تحقق چیست؟

این نوع بازتاب به معنای کنار گذاشتن احساسات یا اهداف شما نیست. این فقط به معنای انتخاب آنها به طور عمدی است – و برای بقیه عمر در کنار آنها فضایی ایجاد کنید.

تعادل عدم اشتیاق نیست

ما پیشنهاد نمی کنیم که همه باید در هر حوزه متوسط ​​زندگی کنند. اشتیاق می تواند قدرتمند باشد. تعهد اغلب لازم است. و افراط گرایی ، هنگامی که آگاهانه انتخاب شده و با مسئولیت پذیری هدایت می شود ، می تواند نوآوری ، اتصال و معنی را به وجود آورد. اما هنگامی که رانندگی شما شروع به گرفتگی همه چیز – سلامتی ، روابط شما ، شادی شما می کند – این یک پرچم قرمز است.

افراط گرایی ذاتاً خوب یا بد نیست. این یک ابزار است. و مانند هر ابزاری ، می تواند ایجاد یا از بین ببرد. چالش سن ما از بین بردن افراط گرایی نیست. این برای درک آن است – و یادگیری نحوه استفاده عاقلانه از آن.

آری دبلیو کروگلانسکی استاد برجسته دانشگاه روانشناسی در دانشگاه مریلند است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان