در حال رشد ، من هرگز یک شنبه شب را در خانه نگذاشتم. برای من ، جهان در خارج بود. در نسل من ، شبهای شنبه برای رفتن به اسکیت بازی ، ورزش در زیر چراغ ها و رفتن به مهمانی ها بود. در آغوش گرفتن دنیای خارج به معنای باز کردن درب جلو و ترک جسمی از خانه برای یافتن جامعه بود.
اما همانطور که جوانان زندگی من نشان می دهند ، این روزها ، ما می توانیم در آسایش خانه های خودمان در هنگام ارتباط با دوستان ، اجتماعی باشیم. به نظر می رسد این نگرش است ، چرا وقتی می توانید دنیا به شما بیاید بیرون بروید؟ برای سرگرمی ، گپ زدن با دوستان و پیدا کردن جامعه ، امروزه ، تمام کاری که باید انجام دهیم این است که کشیدن.
راستش ، به عنوان والدین ، این پدیده آنلاین مطمئناً زندگی را آسان می کند. لازم نیست نگران این باشیم که فرزندانمان دچار مشکل شوند ، بسیار ارزان تر است و لازم نیست که تمام شب صبر کنیم. اما من به عنوان یک محقق ، از عواقب وحشت دارم زیرا دنیای آنلاین و رسانه های اجتماعی به مقام سوم تبدیل شده اند.
مقام سوم چیست؟
اصطلاح “مقام سوم” توسط جامعه شناس ری اولدنبرگ در سال 1989 ابداع شد و به مکانی اشاره دارد که جامعه ساخته شده است که خانه ، کار یا مدرسه نیست. هنگامی که اولدنبورگ این اصطلاح را ابداع کرد ، هرگز آن را نمی توان مکان های سوم را در خارج از قلمرو فیزیکی وجود داشت.
اماکن سوم مراکز اجتماع ، لیگ های بولینگ و کلیساها بود. آنها فضاهایی بودند که باید با بدن فیزیکی خود مکرر کنید تا تجربه کنید. عمل پیاده شدن از نیمکت برای سکونت در یک فضای خنثی و پر از “منظم” که به عنوان خانه ای به دور از خانه عمل می کند ، دارای مزایایی است که یک صفحه نمایش هرگز نمی تواند از آن استفاده کند. فضاهای سوم به ما کمک می کند تا تعادل کار و زندگی سالم را حفظ کنیم. آنها ما را در معرض افراد جدید قرار می دهند ، به ما کمک می کنند تا روابط معنادار ایجاد کنیم و به ما حس تعلق می بخشند.
اما این روزها ، مکان های سوم در حال کاهش است. شایع ترین مقام سوم برای دو هزاره گذشته جوامع مذهبی بوده است. کل اکوسیستم های اجتماعی در اطراف سازمان های مبتنی بر ایمان ساخته شده اند که منبع ارتباط اجتماعی و پشتیبانی جامعه هستند و معنا و هدف را ارائه می دهند. در دهه 1960 ، نیمی از آمریکایی ها مؤسسات مذهبی را مکرر می کردند. در اوایل دهه 2000 ، این درصد به 42 ٪ کاهش یافت. امروز ، فقط 30 ٪ از آمریکایی ها به طور مرتب در خدمات مذهبی شرکت می کنند و بسیاری از آنها این کار را با زوم انجام می دهند.
بنابراین ، اگر آمریکایی ها دیگر در جوامع مذهبی جایگاه سوم ندارند ، آیا آنها خلاء را در جای دیگر پر کرده اند؟ دقیقاً
برای ده ها سال ، ما حدود شش ساعت و نیم در هفته با دوستان می گذراندیم ، اما این تعداد تا سال 2014 37 ٪ کاهش یافت ، زیرا فقط چهار ساعت در هفته با دوستان خارج از کار و مدرسه می گذراندیم. همه ما می دانیم که معاشرت برای انسان چقدر مهم است ، تا جایی که مطالعات نشان داده است که نداشتن دوستان نزدیک نسبت به سیگار کشیدن 15 سیگار در روز است. بنابراین ، بسیار نگران کننده است که 30 ٪ از جوانان آمریکایی هر روز احساس تنهایی می کنند.
تنها مکانی که آنها می خواهند تنها مکانی نیست که آنها نیاز دارند
چند مقصر وجود دارد که مقصر این بیماری همه گیر تنهایی هستند. ما به عنوان یک جامعه ، ما این روزها به دیگران اعتماد نداریم ، که باعث مهار ارتباط می شود. همچنین ، ما در دنیایی پر سرعت زندگی می کنیم که در آن زمان برقراری ارتباط دشوار است و در ایالات متحده ، ما از خانواده های هسته ای دور شده ایم که به طور جدی ارتباط را به هم می زند. اما روشن خواهیم بود ، رسانه های اجتماعی تا کنون خطرناک ترین عامل مؤثر در تنهایی است.
یک مطالعه جدید مشخص کرد که جوانان 18 ساعت در روز بین مدرسه ، تکالیف و خواب و تقریباً شش ساعت در روز در رسانه های اجتماعی می گذرانند. وقتی ریاضیات را انجام می دهید ، هیچ وقت برای جامعه پذیری بدون ساختار وجود ندارد. هرچه بچه های ما عذاب بیشتری پیدا کنند ، خطر افسردگی بیشتر می شود ، با کودکانی که بیش از سه ساعت در روز در رسانه های اجتماعی می گذرانند و خطر افسردگی و اضطراب را دو برابر می کنند.
در یک گوشه ، شما یک مغز نوجوان بسیار چشمگیر و توسعه نیافته دارید که اکسی توسین و دوپامین بیشتری نسبت به گذشته تولید می کند. در گوشه دیگر ، شما لژیونهایی از بهترین روانشناسان رفتاری و توسعه دهندگان در جهان دارید که برای ایجاد محصولی که تا حد امکان قانع کننده باشد ، توطئه می کنند. این علم برای کودکان و بزرگسالان یکسان است ، الگوریتم آنچه را که دوست داریم تعیین می کند و بیشتر از آن به ما تغذیه می کند. هرچه بیشتر ببینیم ، دوپامین بیشتر منتشر می شود ، که ما را درگیر می کند.
به همین دلیل ، به جای انتخاب سرگرمی های جدید و گذراندن وقت در مکان های سوم در زندگی واقعی ، ما تصمیم می گیریم که ساعت ها در صفحه نمایش بمانیم و در صفحات خیره شویم تا بتوانیم از بازدیدهای دوپامین به پایان برسند. ما به جای اینکه خودمان را به صورت حضوری در آنجا قرار دهیم ، این مکان سوم را به راحتی در دسترس قرار می دهیم که به طور مداوم نتایج مورد نظر خود را به ما می دهد.
چگونه می توان مکان سوم را برای شما و جوانان در زندگی خود پیدا کرد
دشوار است که خودمان را از منطقه راحتی خود بیرون بیاوریم ، اما می توانید با استفاده از رسانه های اجتماعی به نفع خود این کار را انجام دهید. برای اطلاع از انتخاب های خود از رسانه های اجتماعی استفاده کنید. اگر در مورد ورزش پیمایش می کنید ، یک فروشگاه ورزشی حضوری پیدا کنید. اگر این سیاست است ، راهی پیدا کنید تا در محلی درگیر شوید. هدف این است که با سایر انسانها باشید و جامعه و تعلق را تجربه کنید.
برای جوانان در زندگی شما ، تشخیص دهید که این حتی دشوارتر است. انتظار نداشته باشید که فرزند شما در جایگاه سوم شرکت کند که هیچ علاقه ای به آن نداشته باشد. در عوض ، روی نقاط قوت ، علایق و استعدادهای آنها تمرکز کنید. اگر آنها را در حال تماشای فیلم های بی پایان درباره هنر هستید ، از آنها بپرسید که آیا می خواهند به یک کلاس هنری بپیوندند. اگر آنها در حال تماشای فیلم رقص بعد از فیلم رقص هستند ، بپرسید که آیا می خواهند به یک کلاس رقص بپیوندند.
از همه مهمتر ، تشخیص دهید که این برای همه ما سخت است. به این فکر کنید که وقتی متعهد به ایجاد تغییر هستید ، روزهای خوب و روزهای بد وجود دارد. توجه داشته باشید که پیدا کردن مقام سوم ممکن است به یک رویکرد پیشگیرانه نیاز داشته باشد و با عمد ، ما می توانیم جامعه و در نهایت خوشبختی ایجاد کنیم.