15:43 - 2025/03/17

چگونه می توان مکالمات سختی را بدون اینکه شخصاً انجام دهیم

[ad_1] در حالی که شروع شد خواندن مکالمات دشوار ، توسط استون ، پاتون و هین. آنها تکرار آنچه را که شخص دیگری می گوید یا فکر می کند (منفی) در مورد شما فقط دیدگاه آن شخص است. هیچ چیز بیشتر ، نه چیزی کمتر. این به شما بستگی دارد که آیا شما آن ر...

چگونه می توان مکالمات سختی را بدون اینکه شخصاً انجام دهیم

[ad_1]

در حالی که شروع شد خواندن مکالمات دشوار ، توسط استون ، پاتون و هین. آنها تکرار آنچه را که شخص دیگری می گوید یا فکر می کند (منفی) در مورد شما فقط دیدگاه آن شخص است. هیچ چیز بیشتر ، نه چیزی کمتر. این به شما بستگی دارد که آیا شما آن را به عنوان حقیقت می گیرید و به شما اجازه می دهد احساس بدی داشته باشد. من این را احتمالاً هزار بار شنیده ام و خوانده ام ، اما سرانجام غرق شد.

به عنوان جوانترین چهار نفر که در حال رشد هستند ، خواهر و برادرهای من (مانند همه خواهر و برادرهای بزرگتر) گاهی اوقات طعنه می زدند ، مرا پایین می آوردند یا ناامیدی های آنها را از من بیرون می کشند. این چیزهای خواهر و برادر عادی است و من حتی از آن قدردانی می کنم – به من آموخت که اگر نیاز داشته باشم چگونه می توانم مانند جهنم بجنگم ، مظهر “آنچه که من را نمی کشد باعث می شود من را قوی تر کند.”

اما در آن زمان ، من احساس مسئولیت درونی کردم – به نوعی تقصیر من بود ، درست است؟ وقتی افراد اطرافم ناراحت شدند ، من این احساس شرم آور را بزرگ کردم. “باید باشد من آیا این باعث شده است که: بازی را از دست بدهیم/در گزارش اشتباه کنید/رئیس را منزجر کنید/شما آن را نامگذاری می کنید. من نگران و وسواس در مورد چگونگی رفع آن ، چه کلمات دقیقی برای استفاده از عذرخواهی هستم. از طرف مقابل (بیشتر با عزیزان) ، ممکن است مسئولیت دفاعی و شرم آور داشته باشم. یا سیاه یا سفید بود. من این عادت را به خوبی در بزرگسالی حمل کردم. یک همدلی ، من یک هدف عالی برای کسانی بودم که (همه ما آنها را می شناسیم) که خوشحال بودند که در حالی که شخص دیگری مسئولیت را به عهده گرفت ، از بین رفتند.

خواندن مکالمات دشوار ، آنچه بارها و بارها شنیدم واقعی شد: آنچه مردم درباره من فکر می کنند یا می گویند مربوط به من نیست ، این مربوط به آنها است. من شروع به گوش دادن کردم (و می توانستم یاد بگیرم ؛ غالباً یک هسته حقیقت در آنجا وجود دارد) اما من آن را به خودپنداره خود نمی رسانم ، تا فکر کنم من به نوعی “بد” هستم. واقعیت این است که من نیستم. من خوبم یا حداقل ، به اندازه کافی خوب.

ناگهان ، دیگر شرم آور نبود. این مانند یک آهنربا بود که همیشه من را به آنچه دیگران می گفتند یا فکر می کردند در مورد من از دست می داد ، بار خود را از دست می داد. چه تسکین

همه ما در حال رشد انسان هستیم. اختلاف نظر و درگیری اجتناب ناپذیر است. اما اگر کسی از من عصبانی یا حتی نفرت انگیز باشد ، به این معنی نیست که آنها درست هستند یا من “اشتباه می کنم”. من می توانم از هر تعامل یاد بگیرم اما در اعماق ، همانطور که برنامه های 12 مرحله ای می آموزد ، “آنچه شما درباره من فکر می کنید هیچ یک از مشاغل من نیست.”

ممکن است ترجیح دهیم با یک دوست یا همکار در مورد چگونگی رفتار همسر یا رئیس یا دوست ما با ما یا موسیقی یا خروپف بازی کند یا نیازهای ما را نادیده بگیرد. اما این شخصی نیست که بتواند به درستی کارها کمک کند. ما باید آن همسر یا رئیس یا دوست را به طور مستقیم ، یک به یک به مکالمه دعوت کنیم تا ترمیم و به جلو حرکت کنیم. Stone ، Patton و Heen نشانگرهای بزرگی را برای نحوه انجام این کار ارائه می دهند:

  • بدانید که برداشت های متفاوتی خواهید داشت و هر دو نقطه نظر معتبر هستند.
  • از فرضیات خود آگاه شوید و به آنچه در زیر احساسات “داغ” وجود دارد فکر کنید: ممکن است فکر کنید شخص دیگری شما را “کنترل” (یا هر چیز دیگری) خوانده است زیرا آنها معنی دارند. شاید آنها صدمه دیده یا غمگین باشند ، احساس حمله کردند و فقط جنگیدند. شما می خواهید طرف آنها را بشنوید.
  • از سرزنش خودداری کنید و فضای امن را برای هر دو طرف ایجاد کنید. شاید در یک مکان عمومی خنثی که هر دو شما خونسرد باشید.
  • گوش دادن به درک ، پیش از صحبت کردن سؤال کنید که “به من بیشتر بگویید” ، “به من کمک کنید تا درک کنم” و “چه احساسی در مورد آن احساس کردید” بپرسید تا داستان شخص دیگر را استخراج کنید.
  • به جای “شما” جملات را با “من” شروع کنید.
  • سعی کنید حداقل یک هدف ، راه حل یا روند متقابل را پیدا کنید – حتی یک قدم کودک – بنابراین هر دو نسبت به مکالمه احساس مثبت می کنید.

در آغوش گرفتن یک نگرش “من می توانم از این امر یاد بگیرم ، اما این باعث تغییر ارزش درونی من نمی شود” می تواند تحول آور باشد. خواه شرکای ، کودکان ، همکاران ، کارمندان و چه سرپرستان باشد ، این باعث می شود که از درگیری ها خارج شود و مسیری را به جلو باز کند. در اینجا به آزادی و درک جدید است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان