06:14 - 2025/03/13

چرا ما بیش از هر زمان دیگری به افرادی که بیشتر اهمیت دارند احتیاج داریم

[ad_1] اخبار شکستن چشمان ما را به قدرت و افراد در بحران قفل می کند. عناوین آنها فریاد می زند ، “رهبران در مرحله نهایی مسابقات با هم قرار می گیرند!” و “دوباره به فاجعه حمله می کند!” و هنگامی که ما به دنبال راه آنها ...

چرا ما بیش از هر زمان دیگری به افرادی که بیشتر اهمیت دارند احتیاج داریم

[ad_1]

اخبار شکستن چشمان ما را به قدرت و افراد در بحران قفل می کند. عناوین آنها فریاد می زند ، “رهبران در مرحله نهایی مسابقات با هم قرار می گیرند!” و “دوباره به فاجعه حمله می کند!”

و هنگامی که ما به دنبال راه آنها نیستیم ، فرهنگ ما باعث شده است که اتاق را برای افرادی که می توانند به ما در پیشبرد کمک کنند ، اسکن کنیم – کسانی که به ما کمک می کنند تا از صعود بالاتر ، دستیابی بیشتر ، سریعتر بسازیم.

اما در دنیایی که سریعتر از همیشه تغییر می کند – ما را در زمین لرزان رها می کند – معلوم می شود که این افراد ما بیشتر به آنها احتیاج داریم. به چه کسی نیاز داریم؟

نادیده گرفتن آنها آسان است. هیچ کس آنها را به ما نشان نمی دهد. آنها نیاز به توجه ندارند. آنها به ندرت عناوین می سازند. و آنها مطمئناً روی یک علامت نئون چشمک زن ایستاده اند که می گوید: “اینجا! من امروز هستم که شما نیاز دارید. ”

و با این حال ، آنها در همه جا هستند. ساکت ثابت منتظر

اینها افرادی هستند که سکون و دلسوزی را تحمل می کنند – مهمترین افرادی که تا به حال با آنها ملاقات خواهیم کرد و افرادی که اکنون بیش از هر زمان دیگری به آنها احتیاج داریم.

آنها را می توان در جاهایی مانند گروه های پشتیبانی غم و اندوه یافت که در کنار ما ایستاده اند و همبستگی آرام را ارائه می دهند. آنها در زیرزمین های کلیسایی کم نور که در آن جلسات AA برگزار می شود ، نشسته اند ، گره ها را به اشتراک می گذارند و نگاه هایی را می دانند که می گویند من می فهممبشر آنها در کنار ما در کنار کلیساهای کوچک می نشینند و به داستانهای ما گوش می دهند و مطمئن می شوند که هرگز نباید تعجب کنیم که آیا ما به تنهایی در این کار هستیم.

در مورد من؟ من این افراد را در اتاق هایی با جعبه های بافتی با دقت قرار داده ام. این جایی است که من هنوز با هم ملاقات کردم ، درمانگرانی دلسوز که بدون اینکه مرا از آن عبور کنند ، جایی برای درد من ایجاد کردند. آنها مبارزات من را نه با فوریت ، نه با اصلاحات ، بلکه با چیزی که احساس می کرد ، برای اولین بار مانند خانه ملاقات کردند.

چرا این افراد بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند؟

امروز – شاید بیش از گذشته – جهان به سرعت در حال تغییر است. و زندگی بیشتر و غیرقابل پیش بینی است.

به راحتی می توانیم خودمان را نادیده بگیریم زیرا ما به گزارش های خبری در مورد افزایش بی ثباتی اقتصادی ، افزایش تنش های تجاری بین ملل ، رشد تهدیدهای زیست محیطی و عدم اطمینان سیاسی بی سابقه گوش می دهیم. جای تعجب نیست که ترس و اضطراب بیش از گذشته می کوبد. و اغلب اوقات ، ما خودمان را از بین می بریم.

قبل از اینکه بتوانیم جلوی آن را بگیریم ، ما توسط Riptide از احساسات کشیده می شویم: ترس. غم و اندوه خشم شاید اشاره ای به وحشت. لمس ترور این می تواند باعث شود احساس کوچک و درمانده ای داشته باشیم. این می تواند کل قسمت های خودمان را سکوت کند (کول و همکاران ، 1994).

اما اگر ، در این لحظات پرده برداری ، ما در کنار یک فرد دلسوز و دلسوز نشسته بودیم؟

چه می شود اگر – فقط یک نمونه از بسیاری – ما خودمان را به طور مرتب در مطب یک درمانگر قرار می دهیم و به ترس ، غم و اندوه و عدم اطمینان اجازه می دهیم تا در آنجا برخیزیم؟

با حضور یک درمانگر هنوز هم دلسوز ، ما چیزها را کمی متفاوت تجربه می کنیم. بله ، همانطور که در مورد دنیایی صحبت کردیم که ما را ترسیده بود ، بخشی از ما هنوز از قدرت احساسات ما دور می شود.

اما بخش دیگری از ما درست در جایی که هستیم – در اتاق با درمانگران خود – با حضور آرام و پایدار کسی که به دور نگاه نمی کند ، در جای خود قرار می گیرد (والین ، 2007).

این بخش از خودمان ماست عاقلانه – بخشی که می تواند پایدار باشد ، که می تواند با آنچه اتفاق می افتد بدون مصرف آن بنشیند – با حضور و دلسوزی در اطراف ما بیدار شود (هایز و همکاران ، 2012).

و این همه چیز را تغییر می دهد

در حضور خود خردمند ، ما فضا را برای صحبت کردن می یابیم – نه فقط در مورد آنچه در دنیای اطراف ما آشکار می شود ، بلکه در مورد آنچه در درون ما ایجاد می شود.

این زمانی است که درمانگر ما – بدون فن ، بدون زور – کاری عمیق انجام می دهد. آنها دو چیز را در کنار ما قرار می دهند:

یکی یک طرف: ترس ، اضطراب ، احساسات قریب به اتفاق که تهدید به غلبه بر ما می شود.

و از طرف دیگر: آنها به گرما ، سکون و حضور مداوم در اتاق اشاره می کنند – نه تنها از درمانگر ما بلکه از خود خردمندانه خود نیز جریان می یابد.

و این زمانی است که ما عاقلانه قدم ها وارد شوید و کاری قابل توجه انجام دهید. این به ما کمک می کند تا این احساسات را متفاوت ببینیم. به ما می گوید:

سلام ، این احساسات – ترس ، غم ، عدم اطمینان؟ بله ، آنها اینجا هستند ، اما آنها مجبور نیستند کل نمایش را به دست بگیرند. ما می توانیم سکون و دلسوزی را بر روی آنها – درمانگران و خودمان – بدرخشیم – می توانیم با آنها بنشینیم ، آنها را احساس کنیم ، آنها را نگه داریم ، همه آنها بدون اینکه کلیدهای پادشاهی را به آنها بدهیم.

و این به ما این امکان را می دهد تا در میان شدیدترین احساسات خود ، صلح و تعادل پیدا کنیم (هیز و همکاران ، 2012).

هرچه بیشتر این کار را انجام دهیم – خودمان را در حضور افرادی قرار دهیم که وقتی جهان از ما بهتر می شود ، می توانند برای ما فضای خود را حفظ کنند – آسان تر می شود که خودمان را در میان احساسات خود نگه داریم.

این کار را اغلب به اندازه کافی انجام دهید ، و ما می توانیم یک تحول را بسیار عمیق تجربه کنیم ، بدون تلاش می چسبد. لحظاتی که قبلاً برای ما ارسال می شد؟ آنها دیگر همان چنگال را ندارند. تجربیاتی که یک بار ما را به قطعه قطعه می کرد؟ آنها دیگر نمایش را اجرا نمی کنند.

بنابراین ، از کجا شروع می کنیم؟

ساده است

ما با پیدا کردن افرادی که سکون و دلسوزی دارند – آنهایی که فرهنگ ما نادیده می گیرند ، شروع می کنیم ، که توجه ما را نمی طلبد ، اما دقیقاً آنچه را که ما نیاز داریم دارند.

آنها می توانند ما را به سمت چیزی عمیق سوق دهند: شفابخش که اضطراب یا ترس را که احساس می کنیم پاک نمی کند ، اما به ما اجازه می دهد تا در کنار آن بمانیم ، آن را با مهربانی نگه داریم و همه را که هستیم – تاریک ، نور ، زیبایی تلخ و تلخ همه چیز را تجربه کنید.

برای یافتن یک درمانگر ، به فهرست روانشناسی امروز مراجعه کنیدبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان