زندگی میانسالی زمان انتقال عاطفی است ، هنگامی که ما از یادگیرنده به رهبران تغییر می کنیم ، که با تغییر هویت مشخص می شود. ما از تمرکز روی بررسی جعبه های زندگی – مراقبت ، خانواده ، دوستان – برای پرسیدن: “چگونه می توانم همه اینها را معنی دار کنم؟ از کجا می توانم در جهان جای بگیرم و چگونه می توانم اطمینان حاصل کنم که ردپای من به اندازه کافی عمیق است؟ این زمانی است که ما تمایل به پس دادن را تشخیص می دهیم (اریکسون ، 1950). راه هایی که می توانیم ردپای خود را ایجاد کنیم شامل مربیگری ، داوطلبانه و بشردوستانه است. اینها به عنوان ابزاری قدرتمند برای رشد شخصی ، ارتباط و هدف در میانسالی و فراتر از آن خدمت می کنند.
میانسالی مجموعه ای از نقاط عطف رشد را به همراه دارد که اغلب شامل احساس فراخوان برای کمک به نسل های آینده و ایجاد تأثیر معنی دار است. این زمان در زندگی ما است که ما برای اولین بار شروع به تأمل و فکر کردن در مورد خودمان در جهان می کنیم ، نه اینکه خودمان در نردبان موفقیت باشیم. ما می دانیم که برای کسانی که در این مرحله نیستند وقتی به میانسالی و پیرتر می رسند ، به نظر می رسد. آنها نتوانند در خارج از خود درگیر شوند ، که منجر به ناامیدی می شود ، این احساس که زندگی به جای فرصت ها و احساس بی هدف بودن ، چالش ها را ایجاد می کند.
Ebenezer Scrooge را وارد کنید یک کارول کریسمسبشر او ثروت ، وضعیت و موفقیت داشت اما بدبخت بود. تا زمانی که او قدرت بازگشت را دید که شادی پیدا کرد. این تحول ، هنگامی که می دانیم تحقق ناشی از تأثیر ما بر دیگران است ، تغییر می کند. وقتی خودمان را به عنوان افراد جهان می بینیم ، فرصتی برای تأثیر می بینیم. وقتی خودمان را فقط در زندگی خودمان می بینیم ، چالش هایی را می بینیم و نمی توانیم تأثیر خود را بر دیگران و جهان ببینیم ، که باعث ناامیدی می شود و می تواند ما را عقب نگه دارد ، یا احساس راکد را به ما بدهد.
زندگی میانسالی برخلاف مراحل زندگی قبلی است که پاداش های خارجی (تبلیغات ، پول ، وضعیت) انگیزه رانده می شود. یک تغییر داخلی وجود دارد که ما را به سمت معنا و تحقق سوق می دهد که در حدود 40 سالگی قرار می گیرد (هرچند که بعداً برای بسیاری از آنها می تواند باشد). Midlifers به دنبال ایجاد میراث به جای دستیابی به پیشرفت شغلی ، به دنبال ایجاد ارتباطات و ایجاد میراث هستند. تحقیقات نشان می دهد که افراد در این مرحله به دنبال پیشرفت و ایجاد میراث در مورد پیشرفت شغلی در محیط کار هستند (کرام و راگینز ، 2007).
ما تمایل داریم وقتی که در نیمه دوم زندگی انجام می شود ، از انگیزه بیرونی به ذاتی تغییر کنیم. ما از این که به رهبران منتهی می شویم نه تنها به دلیل تغییر در چشم انداز ، بلکه به این دلیل که ده ها سال زندگی منجر به افزایش هوش هیجانی و مهارت های حل مسئله می شود که باعث می شود Midlifers در رهبری دیگران مؤثرتر شود ، حرکت می کنیم. تأمل بر تجربیات گذشته و یادگیری از اشتباهات باعث افزایش به اشتراک گذاری خرد و ایجاد مقاومت می شود. از این گذشته ، Midlifers صحبت ها را پشت سر گذاشته است و تجربه شناختی و عاطفی را در زیر کمربند خود دارند تا از این محوری استفاده کنند که منجر به رهبر شدن شود. در Wokrplace ، این ممکن است به معنای نقش های رهبری مانند مربیگری ، رهبری در سازمان ها یا تغییر به سمت رهبری باشد.
رهبری و مربیگری یکسان نیستند ؛ بسیاری از رهبران تیم ها را راهنمایی می کنند اما به طور فعال افراد را راهنمایی نمی کنند. رهبری شامل هدایت تیم ها و تصمیم گیری است ، اما لزوماً شامل انتقال دانش عمدی یا ارتباط شخصی نیست. Midlifers ممکن است به نقش رهبری محور باشد و دیگران ممکن است به نقش های مربیگری ، چه سلسله مراتبی یا جانبی ، محور باشند. نکته اصلی این است که Midlifers تمایل ذاتی برای بازگرداندن و تغییر از منجر به رهبری دارند.
مربیگری شامل یک مؤلفه عاطفی است که تحول گرا است (هایزر ، 2024) و شامل اهداف مشترک ، اعتماد و یک سرمایه گذاری عاطفی است. این امر به تأیید مجدد دانش خود مربی ، تقویت هویت (خارج از عنوان کار) کمک می کند و حس قابل توجهی از اهمیت را فراهم می کند. این ارتباط عاطفی که از مربی بودن ناشی می شود منجر به افزایش بهزیستی و تحقق در میانسالی می شود ، که باعث ایجاد فرسودگی احتمالی یا رکود عاطفی می شود.
نحوه انتقال از رهبری منجر به رهبری
1. رشد خود را بشناسید. در مورد درسهایی که آموخته شده و تجربیاتی است که سفر شما را شکل داده است ، تأمل کنید. مناطقی را شناسایی کنید که بتوانید خرد و پشتیبانی از دیگران را ارائه دهید.
2. فرصت های مربیگری را جستجو کنید. در محیط کار یا جامعه در برنامه های رسمی مربیگری شرکت کنید. با متخصصان ، دانش آموزان یا همسالان جوان که می توانند از بینش شما بهره مند شوند ، ارتباط برقرار کنید.
3. مربیگری جانبی را در آغوش بگیرید. برای تبادل مهارت ها و تجربیات با همکاران در مکالمه شرکت کنید. تشخیص دهید که مربیگری یک خیابان دو طرفه است و رشد در همه سطوح اتفاق می افتد.
4. از مربیگری به عنوان یک فعالیت میراث ساخت. به جای مشاهده مربیگری به عنوان یک تعهد ، آن را فرصتی برای شکل دادن به آینده ببینید. دانش ، ارزش ها و استراتژی هایی را که در موفقیت شما نقش داشته است به اشتراک بگذارید.
زندگی میانه یک مرحله مهم برای رشد است. چه به طور رسمی و چه به طور غیررسمی ، می توانید با به اشتراک گذاشتن تخصص خود ، هدایت افراد اطراف خود و پذیرش مربیگری به عنوان راهی برای تحقق ، ارتباط و تأثیر ، به یک نقش رهبری وارد شوید. رهبری لازم نیست نقش رسمی باشد. این می تواند یکی در حلقه شخصی شما باشد ، یا با آن جانبی که در محل کار شما قرار دارد. در آغوش فعالیتهای تولیدی مانند مربیگری به عنوان وسیله ای برای ماندن ، مرتبط و تحقق بخشیدن و حمایت از محوری خود را که منجر به رهبر بودن می شود.