در میان زمان های آشفته ، نمی توان مشکلات لحظه فعلی را برطرف کرد. اما امید چشم انداز متفاوتی را ارائه می دهد ، یک دیدگاه بیشتر برای آینده و یادآوری قدرتمندی از آنچه ممکن است ، ارائه می دهد که نحوه امروزی فقط موقتی است. برخلاف یک آرزوی منفعل ، امید ما را به سمت عمل سوق می دهد و باعث ایجاد تغییرات ملموس در زندگی ما می شود (آبرامسون ، 2024).
محقق آنتونی اسکولی ، در فصل خود در مورد روانشناسی امید ، دو تعریف شاعرانه از این کلمه را به اشتراک می گذارد امیدوار بودن که در فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، قدمت آن به قرن یازدهم. اولین امید را به عنوان یک سنگ پله به ارتفاع بالاتر تعریف می کند ، در حالی که دوم امید را به عنوان جزیره ای در وسط یک بیابان نشان می دهد.
جالب اینجاست که استناد ترین تعریف امید در زمینه روانشناسی “امید اساسی” اریکسون است که امید را به تجربه اعتماد در اولین مراحل زندگی پیوند می دهد. اعتماد اساسی که در روابط دلبستگی اولیه کشت می شود ، که در آن نیازهای نوزاد به طور مداوم توسط یک بزرگسال دلسوز برآورده می شود ، پایه و اساس یک باور مادام العمر در دستیابی به عمیق ترین خواسته های شخص را ایجاد می کند (Scioli ، 2020).
یک مطالعه در مورد بزرگسالان مسن نشان داد که ابعاد درونی کودک بهزیستی ، از جمله احساس امنیت ، دوست داشتنی ، پشتیبانی و ایجاد فضایی برای فانتزی و امکانات ، قابل مقایسه با ابعاد جسمی ، روحی ، اجتماعی و وجودی بهزیستی است که در WHO بررسی می کند و تعریفی از سلامت را نشان می دهد (sjöblom ، 2016). شاید ارتباطی بین بهبودی کودک درونی و توانایی پرورش امید بعداً در زندگی وجود داشته باشد. صرف نظر از این ، امید برای سلامت روانی خوب ضروری است.
امید قدرت بهبود سلامت روان و عزت نفس و حتی کاهش علائم مربوط به بیماری مزمن را دارد (استفن ، و همکاران ، 2019). همچنین نشان داده شده است که در برابر تأثیر اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) محافظت می کند (گالاگر و همکاران ، 2019). هنگامی که ویکتوریا هاچینز تأثیرگذار خود را در یک نقش قانون شرکت ها گیر کرده بود که احساس جدا شدن می کند ، به شعر روی آورد تا دوباره با فرزند درونی خود ارتباط برقرار کند و به قدرت شفابخش تخیل و امید ضربه بزند. شعر قابل اعتماد او بر سلامت روانی ، دلتنگی کودکان ، احیای شادی ، شگفتی ، زن بودن ، عجیب و معنویت روزمره متمرکز است.
هاچینز بینش اولین مجموعه شعر خود را به اشتراک گذاشت باور کنید: شعرهایی برای امید دوبارهبشر
س: ویکتوریا ، کمی در مورد پیشینه خود و آنچه شما را به نوشتن الهام بخشید ، به اشتراک بگذارید باور کنید: شعرهایی برای امید دوبارهبشر
VH: تا همین اواخر ، من یک وکیل شرکتی بودم که خود را به عنوان یک فرد غیرقانونی می دانستم. بنابراین چند سال گذشته یک محوری بوده است. من در 20 سالگی کار سختی داشتم. من از بسیاری جهات احساس جدا شدن از خودم کردم – از بدن جسمی ، دسترسی من به شادی و احساس هدفم.
شعرها در باور کردن پیاده روی من به تعجب کودکانه ، شادی و پذیرش خود را ردیابی کنید. البته این کار مادام العمر است. من از الگویی از عشق به خود و امید بی بدیل دور هستم. اما احساس می کنم دوباره خودم را پیدا کردم. برای اولین بار در زندگی بزرگسالان ، احساس می کنم دوباره یک بچه هستم.
س: بسیاری از اشعار شما شامل بازتاب و استعاره های کودکی است که آرزوی اوقات بی گناه تر و امیدوارتر در زندگی را به وجود می آورد. نظر شما در مورد شفابخشی کودکان درونی چیست و تجربه های اولیه کودکی زندگی بزرگسالان ما را شکل می دهد؟ آیا این شخصاً برای شما صادق بوده است؟
VH: من فکر می کنم مفاهیم نوستالژی ، دخترانه و ارتباط با فرزند درونی شما در حال حاضر در فرهنگ افزایش می یابد. و دلیلی برای آن وجود دارد. نوستالژی اغلب به عنوان بی روح و احمقانه برکنار می شود. اما واقعاً ، این یک ابزار قدرتمند برای بازپس گیری شادی ما است. ما متولد نشده بودیم که ارزش خود را زیر سوال می بردیم یا از بدن خود متنفریم یا احساس بی هدف می کنیم. نوستالژی به ما کمک می کند تا آن را به خاطر بسپاریم.
شفابخشی کودک داخلی با دلتنگی همراه است. من یک دوران کودکی زیبا داشتم که پر از عشق بود ، که یک امتیاز عظیم است. اما ، البته ، من تجربیات سختی هم داشتم. من فکر می کنم بیشتر ما می توانیم لحظاتی را به خاطر بسپاریم که یاد گرفتیم بخشی از خودمان را پنهان کنیم. امیدوارم باور کردن نشان می دهد که ما می توانیم از همه آن یاد بگیریم ، هم از شادی و هم درد بزرگ شدن.
س: چگونه می توانید از شگفتی و بازیگوش بودن دوران کودکی به عنوان یک بزرگسال استفاده کنید؟ این کجا در شعر شما نشان داده می شود؟ آیا خود شعر را نوعی بازی می دانید؟
VH: من فکر می کنم از خود بپرسم که در کودکی چه چیزی را دوست داشتید ، مکان خوبی برای شروع است. البته این سؤال همه ما را به جاهای مختلف سوق می دهد. بچه های مختلف متفاوت بازی می کنند.
روانشناسی مثبت خواندن ضروری است
شعر کاملاً بخشی از کشف مجدد بازی برای من است. من به عنوان یک کودک ، من عاشق انجام هر کاری خلاقانه بودم. من این جعبه آبی را دارم که تقریباً برای تمام عمر چیزهای احساساتی را حفظ کرده ام: خرد و یادداشت های بلیط از Crushes و کارت های گزارش. مادرم آن را برای من درست کرد. چندین شعر توسط من در آن وجود دارد که باعث لبخند من می شود.
س: اشعار شما طیف وسیعی از مضامین از جمله هویت ، تصویر بدن ، افسردگی ، روابط و مرگ را کشف می کند. در کاوش در این مباحث حساس به صورت خلاقانه چه تجربیاتی را جلب کرده اید؟
VH: شعر مورد علاقه من اغلب باعث می شود احساس کنم که عمیقاً با تجربیاتی که هرگز نداشته ام ارتباط دارم. امیدوارم تجربیات شخصی که در آن توصیف می کنم باور کردن به سمت احساساتی که حتی برای افرادی که به موضوعات مربوط نمی شوند واقعی باشند ، حفر کنید. به عنوان مثال ، شعرهایی وجود دارد باور کردن درباره دوجنسگرایی. من امیدوارم که خوانندگانی که این هویت را با من به اشتراک نمی گذارند ، هنوز هم می توانند با احساسات در قلب آن اشعار ارتباط برقرار کنند ، مانند احساس حریص برای عشق ، یا احساس قطع ارتباط بین نحوه دیدن خود و اینکه دیگران شما را می بینند.
هنوز باور کردن صرفاً زندگی نامه ای نیست. برخی از شعرها کمتر در مورد به اشتراک گذاشتن تجربیات خاص من و بیشتر در مورد شروع مکالمه هستند. شعر در یک مکان مبهم بین واقعیت و داستان زندگی می کند. اولویت من بدست آوردن قلب شعرها بود. من هم از تجربیات خودم و هم تجربیات جمعی برای انجام این کار استفاده می کنم.
س: چگونه در تاریک ترین لحظه های زندگی امید پیدا کرده اید؟ چگونه قدرت شعر می تواند الهام بخش باشد؟
VH: در سخت ترین فصل های من ، پیدا کردن امید برای من غیرممکن بود. بنابراین در عوض ، من فقط به ایده آن چسبیده ام. من فکر می کنم گاهی اوقات تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که براساس آنچه می خواهیم درست باشیم عمل کنیم. و در انجام این کار ، ما قادر به اعتقاد به احتمال آن هستیم.
بنابراین به جای اینکه سعی کنم خودم را مجبور کنم باور کنم که در فصل های تاریک همه چیز بهتر می شود ، من سعی کردم انتخاب کنم انگار که می دانستم آنها چنین می کنند. شما نمی توانید خود را بخواهید که بخواهید وجود داشته باشد ، اما می توانید برای هفته آینده برنامه ریزی کنید. عنوان باور کردن اشاره ای به بازی کردن به عنوان یک کودک است ، اما این همچنین اشاره ای به این ایده است که ما بیشتر از آنچه فکر می کنیم کنترل خود را کنترل می کنیم. و این فکر که شاید با توجه به امید – و شادی ، عشق و هدف – بتوانیم خودمان را به آنها ایمان آوردیم.
س: امیدوار هستید که خوانندگان از گذراندن وقت با کتاب شما فاصله بگیرند؟
VH: ما در دنیایی زندگی می کنیم که باعث می شود بدبینانه باشیم ، تعجب را به عنوان چیزی کودکانه رد کنیم ، احساس کنیم که باید نرمی کسب کنیم. امیدوارم باور کردن یک پادزهر کوچک به آن ارائه می دهد. من امیدوارم که این به خوانندگان یادآوری کند که امید ساده لوح نیست ، که خود پذیرش حق تولد ماست ، و ما مجاز به انتخاب ایمان به امکان ، عشق و هدف هستیم ، حتی اگر نتوانیم اثبات آنها را پیدا کنیم.