“آیا برای افرادی که احساس جذب افراد دارای معلولیت می کنند ، اختلال وجود دارد؟ “ پس از یک جلسه از مشتری پرسید. کنجکاو ، از او خواستم که توضیح دهد. او هنگام دیدن یک شرکت کننده در ویلچر ، یک برانگیختگی جنسی غیر منتظره را در طول ماراتن توصیف کرد. بعداً ، او با دیدن یک دونده نابینا احساس مشابهی کرد. “فکر می کنم شاخی بودم!او گفت. یک مشتری دیگر یک بار فاش کرد ، پر از گناه ، که او احساس تحریک جنسی در تماشای فیلم های ترسناک می کند. او نگران بود که یک طرف نگران کننده داشته باشد و احساس شرمندگی و نگرانی عمیق داشته باشد.
آیا تا به حال احساسات غیر قابل توضیح مشابه را تجربه کرده اید ، جایی که بدن شما با آنچه به نظر می رسد برانگیختگی جنسی در زمینه های کاملاً غیر مرتبط با میل جنسی واقعی است ، واکنش نشان داده است؟ شاید در یک صحنه مشکوک ، یک سواری هیجان انگیز یا حتی یک نمایش عمومی استرس زا باشد؟ قبل از ایجاد فرضیات در مورد تمایلات جنسی ، درک پدیده غالباً غالباً معروف به “بسیار مهم است”سوءاستفاده برانگیختگی.“
درک روانشناختی ما از برانگیختگی مدتهاست که از تصورات غلط ابراز شده است. فروید ، که به طور قابل توجهی بر روانشناسی اولیه تأثیر می گذارد ، بسیاری از موضوعات عاطفی را به خواسته های جنسی سرکوب شده نسبت می داد. این دیدگاه منجر به سردرگمی ، ترس و شرم در مورد واکنشهای جسمی شد که با جذابیت جنسی واقعی هماهنگ نبود.
درک بدن ما
روانشناسی معاصر و علوم اعصاب بر درک واکنشهای بدنی برای درک کامل احساسات تأکید دارد. احساسات همواره از نظر فیزیولوژیکی آشکار می شوند ، واکنش نشان می دهند و به محرک ها پاسخ می دهند. در نتیجه ، همه ما تجربیات جسمی داریم ، چه مورد نظر یا نه ، و آیا آگاهانه از آنها آگاه هستیم یا نه.
واکنش های ما همیشه با انتظارات ما مطابقت ندارد. در سال 2014 ، محققان نقشه برداری کردند که چگونه احساسات مختلف از نظر جسمی در بدن آشکار می شوند و همپوشانی قابل توجهی را نشان می دهند. عصبانیت ، غرور ، اضطراب و عشق می تواند احساسات جسمی شگفت آور مشابهی ایجاد کند. به عنوان مثال ، “پروانه های مشهور در معده” ممکن است هم با اضطراب و هم جذابیت عاشقانه همراه باشد.
با توجه به این همپوشانی ها ، مشخص می شود که چرا ممکن است برخی از احساسات فیزیولوژیکی را به عنوان جنسی تفسیر کنیم. این پدیده ، معروف به سوءاستفاده برانگیختگی ، هنگامی اتفاق می افتد که وضعیت فیزیولوژیکی افزایش یافته بدن ، ناشی از محرک های مختلف عاطفی یا محیطی ، به اشتباه به عنوان تمایل جنسی شناخته می شود.
به عنوان مثال ، زنی که با دیدن شرکت کنندگان در ماراتن با معلولیت احساس برانگیختگی می کرد ، ممکن است تحسین شدید و تحریک عاطفی را تجربه کرده باشد. این احساسات قدرتمند باعث افزایش ضربان قلب ، فشار خون و هورمون می شود ، سهواً باعث ایجاد احساساتی می شود که به طور معمول با برانگیختگی جنسی همراه است.
به همین ترتیب ، تجربه برانگیختگی هنگام تماشای صحنه های خشونت آمیز یا ترسناک ناشی از واکنش های ناشی از ترس است. ترس مدارهای بقا را فعال می کند ، به ویژه پاسخ “مبارزه” ، باعث افزایش ضربان قلب و افزایش جریان خون در بدن می شود و گاهی اوقات به طور ناخواسته منجر به نعوظ یا برانگیختگی دستگاه تناسلی می شود.
تمایز احساسات از طریق عصبی شیمیایی
با توجه به شباهت های فیزیولوژیکی ، تمایز حالات عاطفی به طور قابل توجهی به شیمیایی درگیر درگیر است:
- جاذبه جنسی یا شهوت در درجه اول شامل هورمون هایی مانند تستوسترون و استروژن است و بدن را برای تولید مثل آماده می کند.
- احساساتی مانند شادی ، جذابیت ، تحسین و عشق مسیرهای پاداش مغز را درگیر کنید ، دوپامین و نوراپی نفرین را آزاد کنید. این مواد شیمیایی احساس هیجان ، شور و شوق و لذت را به رابطه جنسی تحریک می کنند.
- ترس یا استرس کورتیزول را آزاد می کند و برانگیختگی فیزیولوژیکی را بالا می برد. چنین برانگیختگی ممکن است ناخواسته از تحریک جنسی به دلیل علائم همپوشانی تقلید کند.
- دلبستگی و نزدیکی شامل اکسی توسین ، اغلب “هورمون پیوند دهنده” است. اکسی توسین در طول تعاملات اجتماعی – لگد زدن ، نوازش یا ارتباطات عمیق عاطفی – پیوندهای اجتماعی ، اعتماد و صمیمیت را تقویت می کند. دخالت آن در فعالیت جنسی و ارگاسم ممکن است ادراکات را در صورت عدم تفکیک از طریق تأمل ، محو کند.
درک این تمایزهای عصبی شیمیایی به روشن شدن پاسخ های فیزیولوژیکی گیج کننده ، جدا کردن تمایل جنسی واقعی از سایر حالات عاطفی یا روانی کمک می کند. بنابراین ، بیایید در مورد این ادعا روشن باشیم:
آگاهی و پذیرش برای مدیریت این احساسات گیج کننده به صورت سازنده بسیار مهم است. تشخیص اینکه برانگیختگی دستگاه تناسلی لزوماً منعکس کننده تمایل جنسی نیست ، به افراد اجازه می دهد تا از شرم و اضطراب فراتر بروند. این واکنشهای جسمی می تواند پاسخ خودکار از سیستم عصبی باشد ، نه نشانه ای از خواسته های پنهان و نگران کننده.
پذیرش این احساسات بدون وحشت ، شرم و گناه ، پردازش عاطفی سالم تر را تسهیل می کند. مشاهده واکنشهای بدنی به صورت بی طرف – مانند تماشای پرواز پرنده – می تواند به جلوگیری از تثبیت یا سرکوب کمک کند ، که هر دو باعث ایجاد سردرگمی و پریشانی می شوند.
تجربه برانگیختگی فیزیولوژیکی غیر منتظره نشان دهنده ناهنجاری یا انحراف پنهان نیست. این صرفاً بر پیچیدگی احساسات انسانی و واکنشهای جسمی تأکید می کند. درک سوءاستفاده برانگیختگی افراد را از نگرانی ، شرم و یا سردرگمی بی نیاز آزاد می کند و باعث تشویق یک رابطه متعادل و ذهن آگاهانه با احساسات و پاسخ های جسمی آنها می شود. با پذیرش این احساسات بدون قضاوت ، افراد بلوغ عاطفی و خودآگاهی واقعی را تقویت می کنند ، برای سلامت روانی و رشد شخصی ضروری است