در اتاق های درمانی آمریکا ، یک خط سیاسی نامرئی ، کسانی را که از کسانی که دور می مانند ، تقسیم می کند. با افزایش آگاهی از سلامت روان در سراسر کشور ، محافظه کاران به طور سیستماتیک از مطب درمانگر غایب هستند و باعث عدم تعادل ایدئولوژیک می شوند که به احتمال زیاد از حمایت روانی دریافت می کنند. این تصادفی نیست اما نشان دهنده برخورد بین ارزشهای محافظه کارانه و فرضیه مداخله درمانی است.
تحقیقات جیسون شنیتکر در UPENN تأیید می کند که ایدئولوژی سیاسی محافظه کار با کاهش احتمال استفاده از خدمات بهداشت روان ، حتی پس از کنترل متغیرهای جمعیتی مربوط ، ارتباط دارد. این عدم تمایل از چندین عامل مهم ناشی می شود.
اعتماد به نفس: شکاف فلسفی
شاید مهمترین مانع تأکید محافظه کارانه بر اعتماد به نفس باشد. اصل محافظه کارانه اصلی که افراد باید مشکلات خود را بدون مداخله خارجی حل کنند ، مستقیماً در مواجهه با فرض درمانی برای کمک به خارج از کشور ، مستقیماً پرواز می کنند. روانشناس اجتماعی NYU ، Jonathan Haidt ، تحقیقات قبلی نشان می دهد که محافظه کاران به طور مداوم ارزش بالاتری را نسبت به لیبرال ها نسبت به لیبرال ها قرار می دهند و محیطی را ایجاد می کنند که به دنبال کمک بیشتر باشد و نه یک قدرت به عنوان یک ضعف تلقی شود.
ننگ پیرامون سلامت روانی در همه جمعیت شناسی گسترده است اما به ویژه در جوامع محافظه کار برجسته است. مطالعات به طور مداوم نشان می دهد که اعتقادات مذهبی محافظه کارانه با ننگ بیشتر بیماری روانی و کاهش تمایل به کمک حرفه ای ارتباط دارد.
سوال تعصب: ادراک و واقعیت
درک تعصب ایدئولوژیک در حرفه های بهداشت روان این شکاف را بیشتر می کند.
این برداشت بی اساس نیست. تحقیقات منتشر شده در علوم رفتاری و مغزی دریافت که “متخصصان بهداشت روان از نظر سیاسی از نظر سیاسی لیبرال تر هستند. در بررسی ما از بیش از 800 متخصص بهداشت روان ، 68 درصد به عنوان لیبرال یا بسیار لیبرال شناخته شده اند ، در مقایسه با 26 درصد متوسط و تنها 6 درصد محافظه کار.” نتیجه اصلی این یافته حاکی از ایجاد کسری اعتماد است که در آن محافظه کاران از درمان خودداری می کنند نه به این دلیل که آنها کمک روانی را رد می کنند ، بلکه به این دلیل که شک دارند که از نظر ایدئولوژیکی خنثی دریافت می کنند.
گزینه های مبتنی بر ایمان: مسیرهای مختلف برای بهبودی؟
چارچوبهای مذهبی بسیاری از محافظه کاران را برای پرداختن به پریشانی روانی به بسیاری از محافظه کاران ارائه می دهند. تحقیقات نشان می دهد افراد مذهبی ، به ویژه مسیحیان محافظه کار ، اغلب مشاوره مبتنی بر ایمان را به درمان سکولار ترجیح می دهند. همانطور که اورت وورتینگتون و همکار تحقیقاتی وی استفان سنداژ توجه داشته باشید: “مشتریان مذهبی غالباً پیش بینی می کنند که مشاوران سکولار نسبت به اعتقادات و ارزشهای مذهبی خود بی حساس باشند. این پیش بینی به یک مانع مهم برای جستجوی خدمات بهداشت روان حرفه ای تبدیل می شود.”
این مشکل در اینجا آورده شده است: تکیه بر مشاوره مبتنی بر ایمان محدودیت هایی دارد. یک مطالعه نشان داد که در حالی که روحانیت اغلب اولین نقطه تماس برای مسائل مربوط به سلامت روان است ، اما بیشتر آنها برای شناسایی اختلالات شدید و پیچیده احساس ناکافی می کنند. داده ها نشان داد که اگرچه 71 درصد از روحانیت گزارش کرده اند که وقت قابل توجهی را برای مشاوره در مورد جماعت با نگرانی در مورد سلامت روانی صرف کرده اند ، اما تنها 22 درصد در شناخت بیماری روانی آموزش رسمی دریافت کرده اند.
تحقیقات جنیفر پین در سال 2014 نشان داد که 27 درصد از روحانیت معتقدند که مسائل جدی بهداشت روانی را می توان به تنهایی از طریق شیوه های معنوی مورد بررسی قرار داد-دیدگاهی که ممکن است سهواً از جستجوی درمان های مبتنی بر شواهد دلسرد شود. کارشناسان بهداشت روان از مدلهای مشارکتی که متخصصان روحانیت و بهداشت روان در کنار هم کار می کنند ، دفاع می کنند و رویکردهای یکپارچه اغلب نتایج بهتری نسبت به هر دو رویکرد در انزوا ایجاد می کنند.
سیستم های خانوادگی در جوامع محافظه کار اغلب به عنوان شبکه های پشتیبانی جایگزین عمل می کنند. مطالعات جامعه شناختی نشان می دهد روابط خانوادگی گسترده تری در مناطق محافظه کار روستایی در مقایسه با مراکز پیشرو شهری. این شبکه ها پشتیبانی را ارائه می دهند اما می توانند به طور همزمان از جستجوی کمک در خارج از کانال های مصوب خودداری کنند.
فاکتورهای جغرافیایی این موانع ایدئولوژیک را تشکیل می دهند. NAMI ، اتحاد ملی در مورد بیماری روانی ، دریافت که “65 درصد از مناطق روستایی روانپزشک ندارند ، 81 درصد از مناطق روستایی فاقد یک پزشک پرستار روانپزشکی هستند و 47 درصد روانشناس ندارند. این کمبود نیروی کار موانع قابل توجهی برای درمان روانی برای آمریکایی های روستایی ایجاد می کند ، که در حال حاضر به دلیل تأکید از گنگ های فرهنگی ، به دنبال کمک به آنها هستند.
پل زدن شکاف: درگیری با برخی از سوالات دشوار
پیامدهای این شکاف درمانی فراتر از بهزیستی فردی به مقاومت اجتماعی است. راه حل این نیست که محافظه کاران بتوانند ارزش های خود را رها کنند بلکه حرفه ای سلامت روان برای ایجاد پل ها در شکاف سیاسی است.
چگونه پزشکان سلامت روان می توانند نگرانی های محافظه کارانه را بدون رد کردن آنها تصدیق کنند؟ چگونه می توانند رویکردهایی را ایجاد کنند که در ضمن ارائه پشتیبانی مؤثر ، استقلال را افتخار می کنند؟ آیا برنامه های آموزش فارغ التحصیل می تواند شامل درک چگونگی شکل گیری جهان بینی های سیاسی تجربه روانشناختی باشد؟
آیا رهبران محافظه کار می توانند به جای تضعیف اعتماد به نفس ، با تغییر مجدد درمانی به عنوان تقویت مقاومت کمک کنند؟ و اگر سازمان های مذهبی مدلهای یکپارچه را در ترکیب هدایت معنوی با شیوه های مبتنی بر شواهد در نظر بگیرند ، چه می شود؟
آمریکا با چالش های سلامت روان روبرو است که از تقسیمات سیاسی فراتر می رود. ایجاد سیستمی که همه آمریکایی ها بتوانند به پشتیبانی – بدون توجه به وابستگی سیاسی – دسترسی داشته باشند – فقط مربوط به برابری مراقبت نیست. این در مورد ساختن یک ملت قوی تر و انعطاف پذیر تر است که در آن جستجوی کمک به عنوان یک نیاز انسانی به جای یک بیانیه سیاسی شناخته می شود.