15:00 - 2025/03/03

روانشناسی سپاسگزاری اجباری

[ad_1] اقلیت های رهبری – زنان ، افراد عصبی ، افراد بومی ، مهاجران – اغلب با یک انتظار ناگفته روبرو می شوند: شما فقط باید از حضور در اینجا سپاسگزار باشید. این روایت قدردانی اجباری به عنوان یک شکل ظریف اما قدرتمند کنترل ، تقویت ...

روانشناسی سپاسگزاری اجباری

[ad_1]

اقلیت های رهبری – زنان ، افراد عصبی ، افراد بومی ، مهاجران – اغلب با یک انتظار ناگفته روبرو می شوند: شما فقط باید از حضور در اینجا سپاسگزار باشید. این روایت قدردانی اجباری به عنوان یک شکل ظریف اما قدرتمند کنترل ، تقویت تعصبات سیستمی است که پتانسیل رهبری آنها را تضعیف می کند. پیام اساسی واضح است: شما واقعاً متعلق نیستید به شما این فرصت داده شد ، بنابراین سپاسگزار باشید و بیشتر درخواست نکنید.

روانشناسی در پشت قدردانی اجباری

برای گروه های کم نماینده ، رهبری به ندرت مسیری ساده است. حتی پس از غلبه بر موانع ، ممکن است با آنها روبرو شوند:

  • انتظارات برای ابراز قدردانی به جای طرفداری از نیازهای آنها.
  • فشار برای اثبات آنها سزاوار نقش خود هستند، حتی در صورت افزایش بیش از حد.
  • گناه برای جستجوی بیشتر– خواه در شناخت ، پرداخت ، اقتدار یا استقلال.

این پدیده ریشه در نابرابری سیستمیک دارد. رهبری از لحاظ تاریخی برای برخی از جمعیت شناسی محفوظ است ، و هنگامی که افراد گروه های حاشیه نشین از بین می روند ، اغلب به آنها یادآوری می شود – به طور واضح یا ضمنی – که آنها هستند خوش شانس به جای اینکه سزاواربشر

جایی که این پویا ظاهر می شود

رهبری محل کار.

در تنظیمات حرفه ای ، به اقلیت های سمت رهبری ممکن است اغلب گفته شود:

  • “شما باید از این فرصت سپاسگزار باشید ، حتی اگر دقیقاً همان چیزی نیست که شما می خواستید.”
  • “شما خوش شانس هستید که یک صندلی در جدول دارید.”

به عنوان مثال ، یک زن که به نقش اجرایی ارتقا یافته است ممکن است از مذاکره در مورد حقوق خود دلسرد شود زیرا او باید از این مقام “سپاسگزار” باشد. از یک رهبر عصبی می توان انتظار داشت که به جای دفاع از تغییرات سیستمیک ، حداقل محل کار در محل کار را بپذیرد.

نمایندگی سیاسی

در سیاست ، اغلب انتظار می رود که رهبران اقلیت خواسته های خود را تحریک کنند:

  • “سپاسگزار باشید که در بحث قرار گرفتید.”
  • “تغییر زمان می برد. از پیشرفتی که انجام شده قدردانی کنید. “

به عنوان مثال ، رهبران بومی ممکن است به جای فشار آوردن به حاکمیت کامل یا حقوق زمین ، تشویق به پذیرش تغییرات سیاست افزایشی شوند. فرض اساسی این است که مشارکت آنها یک امتیاز است نه یک ادعای حق.

نمایندگی تحقیقات رسانه ای و زندگی-تجربه.

مفهوم قدردانی اجباری به روایت های عمومی در مورد تنوع و گنجاندن گسترش می یابد:

  • “خوشحال باشید که اصلاً نمایندگی وجود دارد.”
  • “این پیشرفت است. چرا حالا بیشتر بخواهید؟ “

هنگامی که جوامع حاشیه ای به سمت تصاویر دقیق تر و ظریف تر در رسانه ها فشار می آورند ، اغلب با مقاومت روبرو می شوند. انتظار این است که آنها باید از هرگونه گنجاندن قدردانی کنند ، حتی اگر توکنستی باشد یا کلیشه های مضر را تقویت کند.

عواقب قدردانی اجباری

انتظار قدردانی می تواند اثرات روانی عمیقی داشته باشد ، که منجر به:

  • سندرم Impostor: دائماً نیاز به توجیه موقعیت شخص و درونی بودن این عقیده را احساس می کند که شخص شایسته آن نیست که در آنجا باشد.
  • خودآزمایی: جلوگیری از رویارویی برای فرار از برچسب “دشوار”.
  • فرسودگی شغلی: کار بیش از حد برای اثبات ارزش فرد ، اغلب با هزینه بهزیستی.

فراتر از تأثیر فردی ، قدردانی اجباری با دلسرد کردن حمایت از تغییرات سیستمیک ، پیشرفت گسترده تری را خنثی می کند. وقتی انتظار می رود رهبران از پیشینه های حاشیه ای آنچه را که دارند قدردانی کنید به جای فشار آوردن به آنچه نیاز دارند و برای پیشبرد خیر بیشتر ، اصلاحات معنی دار به تأخیر می افتد یا از بین می رود.

روایت را به چالش می کشد

مقاومت در برابر قدردانی اجباری هم به اقدامات فردی و هم به جمعی نیاز دارد:

  • روایت را تغییر دهید. تشخیص دهید که موفقیت به دست می آید ، نه تیزهوش ، و شرایط موفقیت در دنیایی که برخی از گروه ها قدرت بیشتری نسبت به سایرین دارند ، به طور عادلانه توزیع نمی شوند.
  • مرزها را تنظیم کنید. طرفداری از درمان منصفانه و بدون گناه.
  • آن را صدا کنید سوال چرا از قدردانی برای سکوت یا کاهش پیشرفت استفاده می شود.
  • از دیگران حمایت کنید. صداهایی را که این انتظارات را به چالش می کشد ، بالا ببرید.

رهبری ضروری می خواند

نتیجه گیری: فراخوانی برای عدالت واقعی

رهبری واقعی مربوط به قدردانی اجباری نیست. این در مورد احترام ، عدالت و ایجاد فضایی برای رشد چشم اندازهای متنوع است. انتظار این که برخی باید به سادگی از آنها شکرگزار باشند ، مکانیسم کنترل است نه توانمندسازی.

شناخت و به چالش کشیدن این پویا یک گام ضروری در جهت ساختارهای رهبری عادلانه تر است. هرچه بیشتر این الگوهای را در معرض دید قرار دهیم و به آنها فشار بیاوریم ، به دنیایی نزدیک می شویم که رهبری مبتنی بر توانایی و دید است ، نه اینکه تعهد به “شکرگذار” برای ضایعات سیستمیک باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان