06:08 - 2025/03/02

شکل آرام خودشیفتگی

[ad_1] خودشیفتگی همیشه بی پروا و ساینده نیست. گاهی اوقات ، ساکت است. اگر ما از خودشیفتگی به عنوان یک شکل افراطی از خود محافظت کنیم و به طور متناقض عدم توانایی در مراقبت مناسب از خود ، می تواند از چند طریق آشکار شود. نسخه بارز تر آن چیزی ا...

شکل آرام خودشیفتگی

[ad_1]

خودشیفتگی همیشه بی پروا و ساینده نیست. گاهی اوقات ، ساکت است.

اگر ما از خودشیفتگی به عنوان یک شکل افراطی از خود محافظت کنیم و به طور متناقض عدم توانایی در مراقبت مناسب از خود ، می تواند از چند طریق آشکار شود. نسخه بارز تر آن چیزی است که ما آن را خودشیفتگی Grandiose می نامیم ، که با تحریک پذیری ، تمایل به افتخار ، نیاز مزمن به تحسین ، وسواس برای تبدیل شدن و باقی ماندن بهترین (و تنها احساس امنیت در هنگام وجود ، یا حداقل اعتقاد داشتن یک شخص) ، کمبود همدلی و دلهره ای از وضعیت و درک عمومی است.

از طرف دیگر ، خودشیفتگی آسیب پذیر است ، که با نگرانی از امنیت عاطفی (باقی مانده از قضاوت بیرونی) مشخص می شود ، این عقیده مخفی است که فرد خاص است زیرا آنها بیشتر از دیگران رنج می برند یا هدیه ای منحصر به فرد دارند ، کمال گرایی (اعتقاد دارند که دیگران آنها را تأیید نمی کنند) ، مزمن خطر و غرق شدن مردم. بر خلاف خودشیفتگی بزرگ ، که با هنجارها تحسین می کند ، نوع آسیب پذیر به عنوان یک قدیس برای پنهان کردن گناه خود ظاهر می شود – هرچه شرم عمیق تر باشد ، ارائه خدایی تر.

به نظر می رسد که خودشیفتگان آسیب پذیر ترجیح می دهند بخشی از یک گروه نخبه شوند ، که به آنها امکان می دهد در جامعه وسیع تر بایستند ، اما آن را هدایت نمی کنند. به نظر می رسد که خودشیفتگان با شکوه ، که از امنیت ارزش قائل هستند و به این ترتیب تأیید می کنند ، ترجیح می دهند در حالی که همه کسانی را که دنبال می کنند ، آن نوع گروه را هدایت کنند. و در حالی که هر دو امنیت ارزش دارند ، خودشیفتگان با شکوه اعتقاد قوی تری به خود دارند تا آن را بدست آورند. Grandiosity یک چرخه توهم دائمی از خوش بینی است ، که در آن داده ها به صورت بسیار ناچیز و خود خدمت به تعبیر می شوند ، در حالی که نسخه آسیب پذیر این ساختار شخصیتی شامل یک چرخه دائمی از خود است ، تا حدودی به دلیل تعصب قوی نسبت به منفی.

با این حال ، هر دو مستلزم نگرانی شدید با خود هستند.

با خودشیفتگی آسیب پذیر ، خود محوریت کمتر آشکار است. زمانی را در نظر بگیرید که عذرخواهی کرده اید که مانند یکی از آنها احساس نمی کنید ، که از طریق آن از احساسات خود به آنها هدایت می شوید. از این نظر ، مکالمه ممکن است از احساسات و تجربیات آسیب دیده به نمایش احساس عمیق شرم توسط متهم ، که اکنون باید مدیریت شود ، منحرف شود. به جای پرداختن به احساسات شخصی ، آسیب دیده ممکن است به نوبه خود به متهم آسیب برساند. از این نظر ، صرف نظر از شرایط ، به نظر می رسد مکالمات به یک شخص خاص برمی گردند.

و این ، در بخش عمده ، به دلیل حسادت است.

هر دو شکل خودشیفتگی با حس عمیق حسادت مشخص می شوند ، که با شرم همراه است. به شکل آسیب پذیر ، حسادت کمتر آشکار است. در حالی که ممکن است خودشیفتگان گراندوز ، همانطور که در بالا ذکر شد ، آسیب پذیر را به طور ظریف توجه خود را به خود بازگرداند. در اینجا ، خودشیفتگی آسیب پذیر ، که احساس می کند از توجه به توجه به جای دیگری برخوردار است ، خود و دیگری را متقاعد می کند که آنها قربانی واقعی هستند ، یا حداقل کسی که بیشتر صدمه دیده است. القاء گناه به زورگویی ترجیح داده می شود اما هنوز همان اثر طولانی مدت را دارد-دیگری را تغییر می دهد.

روانشناس نانسی مک ویلیامز در کار عمیق خود در مورد افراد ساختار یافته خودشیفتگی ، نوشت: “در درمان ، آنها ممکن است انتظار نفس خود را داشته باشند که نقطه معالجه این است که خود را به جای درک آن و پیدا کردن روش های مؤثرتر برای رسیدگی به نیازهای آن ، انجام دهند. تقاضا برای کمال در انتقاد مزمن از خود یا دیگران بیان می شود (بسته به اینکه آیا خود پیش بینی می شود یا نه) و در عدم توانایی در یافتن شادی در میان ابهامات موجودیت بشر. ” با بینش ، بسیاری از این بیماران ، که از شرم و ترس غافلگیر می شوند ، اغلب به ما خواهند گفت که آنها می دانند “چه منطقی” فقط برای عقب نشینی مزمن به آنچه آشنا است ، می دانند.

همانطور که مک ویلیامز نوشت ، “یک مشکل در کمک به آنها انتقال به آنها است که چه چیزی را می خواهد یک شخص را غیر داوری و غیر قابل استفاده بپذیریم ، دیگران را مانند آنها دوست داشته باشیم ، بدون ایده آل کردن و ابراز احساسات واقعی و بدون شرم. افراد خودشیفتگی ممکن است هیچ مفهومی از چنین امکاناتی نداشته باشند. پذیرش درمانگر از آنها می تواند به نمونه اولیه درک عاطفی آنها از صمیمیت تبدیل شود. “

استدلال شده است كه عشق خود را به خودی خود درمان می كند ، اما ، به همان اندازه مهم ، فرد باید بتواند آن را بپذیرد و آن را ارزشمند كند. بنابراین ، فرد خودشیفتگی ممکن است با پرداختن به ترس از نواقص خود آغاز شود و از خود بپرسید که آیا عشق صرفاً برای بهترین ها در فرهنگ ما محفوظ است – و آیا عشق حتی ارزش پیگیری دارد.

برای یافتن یک درمانگر ، به فهرست روانشناسی امروز مراجعه کنیدبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان