لحظه ای وقت بگذارید و در نظر بگیرید که چگونه تعریف می کنید فکر نسبت به هوشیاریبشر در بازتاب سؤالاتی مانند: آیا چیزی می تواند ذهن داشته باشد ، اما آگاه نباشد؟ آیا چیزی می تواند آگاه باشد ، اما ذهن ندارد؟ چگونه می توانیم ادعاهایی مانند “گیاهان آگاهانه” را حس کنیم و “فروید پویایی ذهن ناخودآگاه را آشکار کرد”؟
این وبلاگ با استفاده از UTOK – تئوری یکپارچه دانش – یک سیستم جدید درک برای شفاف سازی موضوعات بنیادی در روانشناسی و فلسفه ، به مرتب سازی این سؤالات کمک می کند.
معانی بسیاری از “آگاهی”
اصطلاح آگاهی همان چیزی است که برخی آن را “کلمه چمدان” می نامند – کلمه ای که بسته به نحوه استفاده از آن ، دارای معانی متعدد است. امروز ، رایج ترین تعریف به تجربه درونی ذهنی بودن در جهان – چه چیزی احساس کردن دوست دارم تو باشم ما می توانیم آن را صدا کنیم آگاهی ذهنیبشر با این حال ، دو معنی دیگر از اصطلاح وجود دارد که ما باید آن را مشخص کنیم.
آگاهی همچنین به بیدار شدن ، آگاه بودن و پاسخگو بودن در محیط اطراف خود اشاره دارد. وقتی کسی از آنجا خارج شده یا در حالت اغما قرار می گیرد ، ما می گوییم آنها هستند ناخودآگاهبشر این تعریف ، که مبتنی بر رفتار قابل مشاهده است نه تجربه ذهنی ، می توان نامید آگاهی موجودات– ظرفیت آگاهی عملکردی و پاسخگویی به محیط. نکته قابل توجه ، این تعریف فراتر از انسان و حیوانات گسترش می یابد. درختان ، قارچ ها و حتی باکتری ها در توانایی خود در حس و پاسخ به شرایط خارجی ، آگاهی موجودات را نشان می دهند.
سرانجام ، وجود دارد خود آگاهی، که به خودآگاهی بازگشتی اشاره دارد. این نوع آگاهی ، نخبگان انسان را به افراد تبدیل می کند. افراد صریحاً خودآگاه هستند و انسان ها بیشتر از این ظرفیت ها را نسبت به سایر حیوانات نشان می دهند. جالب اینجاست که اکنون هوش مصنوعی در حال نشان دادن رفتارهایی است که می توانند به عنوان طبقه بندی شوند خودآگاهی مصنوعی، موضوعی که در پایان این وبلاگ به آن باز خواهیم گشت.
ذهن چیست؟
بیایید به ذهنش خطور کنیم. بسیاری از افراد استفاده می کنند فکر وت هوشیاری به طور متناوب ، اما همانطور که سؤالات افتتاحیه نشان می دهد ، این می تواند گمراه کننده باشد. بنابراین ، چگونه باید ذهن را تعریف کنیم؟ همانطور که اشاره شد ، UTOK آگاهی را صرفاً از نظر خصوصیات عملکردی خود تعریف می کند. در مقابل ، ذهن را که بخشی از آن بر اساس ساختار آن است ، تعریف می کند. به طور خاص ، UTOK ذهن را از نظر ذهنیت تعریف می کند ، که به حلقه سنسوریموتور اشاره دارد که در حیوانات با مغز و اجسام فعال پیچیده پدیدار می شود. ذهنیت همان چیزی است که به حیوانات اجازه می دهد تا آگاهی و پاسخگویی عملکردی را در فضای رفتاری 3 بعدی نشان دهند-به معنی ، این امکان را به ارگانیسم ها می دهد که به دور خود حرکت کنند و به طور فعال با دنیای خود درگیر شوند. این اولین لایه ذهنیت است ، که اوتوک آن را دامنه می نامد MIND1بشر
با رشد مغز ، حیوانات توانایی تجربه و شبیه سازی جهان را از دیدگاه داخلی و ذهنی ایجاد می کنند. این البته تجربه آگاهانه ذهنی است. این همان چیزی است که اوتوک دامنه آن را می نامد mind2بشر
هنگامی که زبان گزاره در انسان ظاهر شد ، یک جهش بزرگ سوم با ذهنیت اتفاق افتاد. این یک لایه در بالای MIND2 است که فقط در انسان کاملاً توسعه یافته است و باعث ایجاد فرهنگ بشر شده است. به آن دامنه گفته می شود mind3بشر اوتوک با نقشه ذهن خود این حوزه های ذهنیت را نقشه برداری می کند.
چگونه ذهن و آگاهی مرتبط هستند
اکنون می توانیم تعریف کنیم که چگونه ذهن و آگاهی به گونه ای مرتبط هستند که به ما امکان می دهد به طور مؤثر به سؤالاتی که با آنها شروع کردیم پاسخ دهیم. گسترده ترین اصطلاح ، آگاهی موجودات، در مورد موجودات زنده صدق می کند. مایکل لوین یک دانشمند برجسته است که کارش نشان دهنده هوش باورنکردنی است که می تواند موجودات زنده را به نمایش بگذارد – مستقل از یک سیستم عصبی! MIND1 از آگاهی موجودات در حیوانات با بدن و مغزهای فعال پیچیده بیرون می آید. mind2 از ذهن خود بیرون می آید ، به این معنی که زندگی درونی ذهنی در متن ذهنیت پدیدار می شود. تا آنجا که می دانیم ، تجربه آگاهانه از نظر ذهنی به مغز نیاز دارد. بالاخره ، mind3 از MIND2 ظهور می کند و بازتاب و توجیهی بازگشتی را اضافه می کند. بنابراین ، Mind3 خودآگاهی است.
حال ، بیایید به سؤالاتی که این وبلاگ را شروع کرده و به آنها پاسخ دهیم ، برگردیم. اکنون می توانیم بگوییم که گیاهان به معنای آگاهی موجودات آگاه هستند. با این حال ، از آنجا که آنها سیستم عصبی ندارند ، ذهن ندارند ، یا ترجیحاً به آنها توجه نمی کنند. بنابراین ، با گیاهان نمونه ای از چگونگی فکر کردن در مورد آگاهی بدون ذهن داریم.
حیوانات فکر می کنند و بدیهی است که آگاهی موجودات وجود دارد. MIND1A دامنه پردازش اطلاعات عصبی است که قبل از (یا زیر) دامنه MIND2 است. این همان چیزی است که دانشمندان علوم اعصاب شناختی پردازش را “ناخودآگاه” می نامند ، زیرا در خارج از تجربه ذهنی صورت می گیرد. بنابراین ، این دامنه ای از فرآیندهای ذهنی و بدون آگاهی ذهنی است (یعنی ذهن بدون آگاهی).
سرانجام ، فروید به طور سیستماتیک نشان داد که فرآیندهای زیادی در زیر حوزه MIND3 وجود دارد ، که مربوط به نفس خودآگاه است. این D استناخودآگاه ynamicبشر در حاشیه ذهن 2 در خارج از ذهن 3 قرار دارد. بنابراین ، در اینجا فرآیندهای ذهنی بدون آگاهی خودآگاه و خودآگاه.
آگاهی ، ذهن و هوش مصنوعی
سرانجام ، بیایید این را با هوش مصنوعی متصل کنیم. هوش به طور قابل توجهی با آگاهی عملکردی و پاسخگویی در طول زمان در یک فضای مشکل خاص همپوشانی دارد. بنابراین ، سیستم های هوش مصنوعی سیستم های فناوری هستند که نشان می دهند آگاهی از ایجاد مصنوعیبشر
هوش عمومی مصنوعی (AGI) به ظرفیت تعمیم در اساساً تعداد نامحدودی از فضاهای مشکل اشاره دارد ، و ما شاهد ظهور آن هستیم. ما همچنین با مدل های بزرگ زبان (LLM) ، یک سیستم گزاره ای را مشاهده می کنیم که می تواند به صورت خودآزمایی پاسخ دهد. به عنوان مثال ، این دو چت بابات را در نظر بگیرید که با یکدیگر صحبت می کنند ، و متوجه می شوند که هر دو چت بابات هستند و به یک زبان کارآمدتر تغییر می کنند. من این را نمونه ای می دانم خودآگاهی مصنوعیبشر
با این حال ، chatbots و سایر اشکال هوش مصنوعی هستند نه ذهن آنها فاقد بدن زنده ، یک سیستم عصبی و (تا آنجا که می توانیم بگوییم) هر چیزی که آگاهی ذهنی باشد. به عبارت دیگر ، در حالی که هوش مصنوعی می تواند استدلال گزاره ای را شبیه سازی کند (MIND3) ، این امر از نظر سنسوریموتور MIND1 یا آگاهی ذهنی MIND2 برخوردار نیست. این که آیا هوش مصنوعی تا به حال به خصوصیات عملکردی مرتبط با MIND2 دست خواهد یافت ، یک سؤال باز است ، اما در حال حاضر Utok روشی ساختاری برای روشن شدن تمایز بین ذهن ، آگاهی و هوش مصنوعی فراهم می کند.