[ad_1]

“من درمان را ترک کردم زیرا تحلیلگر من در تلاش بود تا در پشتم به من کمک کند.” – ریچارد لوئیس
علیرغم حدود 90 ٪ آمریکایی ها که تصدیق می کنند یک بحران سلامت روان در کشور ما وجود دارد ، فقط 30 ٪ تخمین زده می شود که تاکنون در مطب یک درمانگر حضور داشته باشند و طبق گفته انجمن روانشناسی آمریکا (APA) 50 ٪ از آنها قبلاً درمان را ترک می کنند تمام شد
در حالی که امور مالی و دسترسی به خدمات دو موانع اصلی برای جستجوی کمک است ، دلایلی که مشتری های روان درمانی اغلب “یک و انجام می شوند” کمتر آشکار می شوند ، اما در دراز مدت ، در صورت پرداخت صحیح آسانتر است.
روانشناس و نویسنده دیوید برنز دو نوع مقاومت را که مانع روند درمانی می شود ، شناسایی می کند و در خاتمه زودرس جلسات نقش دارد.
- مقاومت در برابر فرآیند. این با مثال کسی که می خواهد وزن خود را کاهش دهد اما نمی خواهد رژیم غذایی خود را تغییر دهد ، مشخص می شود. دفاتر روان درمانی مملو از افراد خوب و ذکاوت است که از نوعی رنج ها که تحت این تصور قرار می گیرند ، احساس می کنند که به سادگی برای درمان نشان می دهد ، عنصر اصلی است. این مشتری ها وقتی بعد از گوش دادن به همدلی به داستانهای خود ، درمانگر به مرحله بعدی شروع تغییرات لازم برای به دست آوردن نتایج مطلوب منتقل می شوند. در بسیاری از موارد ، تغییری که اتفاق می افتد این است که مشتری تصمیم به تغییر درمانگران برای پیدا کردن کسی که برای انجام کار برای آنها فشار نیاورد.
- مقاومت نتیجه پرداختن به این مسئله سخت تر است زیرا اغلب مربوط به دستاوردهای ثانویه است که فرد یا تمایلی به پذیرش ندارد ، یا کاملاً از آن آگاه نیست. یک مثال متداول شخصی است که به “مدیریت خشم” می آید ، غالباً به عنوان نتیجه کسی که به آنها اولتیماتوم می دهد تا روی آن کار کند “یا دیگری”. در این موارد ، نتیجه عصبانیت کمتر ، آرزوی واقعی نیست. هنگامی که فرد به این مسئله حفر می شود ، می فهمد که عصبانیت به اهداف مفیدی خدمت کرده است ، مانند نگه داشتن افراد دیگر در مسافت های ایمن یا ارعاب آنها از انتظار بیش از حد.
فراتر از اشکال مقاومت فوق ، دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می شود جلسات درمانی درمانی اغلب مشتری و درمانگر را ناامید کنند. در زیر پنج مورد است که من در طول 40 سال در این زمینه ذکر کردم:
- پرواز به سلامتی. این پدیده ای است که مشتری پس از اولین جلسات احساس درمان می کند. این اغلب بعد از اینکه کسی با همدلی به یک داستان زندگی گوش می دهد ، یک تجربه واقعی است. نظرات مانند “من احساس می کنم وزن زیادی برداشته شده است” با مزایای کاتاریس صحبت می کند. با این حال ، در پشت این نه این امید که یک جلسه مورد نیاز باشد ، و از “کار” درمانی جلوگیری می شود.
- واکنش “من نمی توانم باور کنم که من آن را به اشتراک گذاشتم”. برخی از افراد وارد درمان آماده و مایل به پرتاب طاق مخفی زندگی او می شوند. غالباً با شروع “من هرگز به کسی این را نگفته ام” ، این جلسات شدید و غالباً سخت است. با این حال ، هنگامی که فرد به آنچه انجام داده اند ، تأمل می کند ، رفلکس طبیعی شرم آور انسانی شروع می شود. بسیاری از افراد پس از قرار گرفتن در معرض تاریک ترین رازهای خود ، نشستن با شخصی ، حتی یک حرفه ای ، دشوار است.
- پاسخ “من درمان کردم ، و این کار نکرد”. در حالی که درست است که درمان برای همه نیست و می تواند بین مشاور و مشتری عدم تطابق وجود داشته باشد ، این بیان اغلب نتیجه این واقعیت است که درمان می تواند قبل از اینکه احساس بهتری داشته باشد احساس بدتر کند یا آن انتظارات غیر واقعی از زندگی عاری از زندگی رنج روبرو نشد.
- منحصر به فرد ترمینال. مشخصه ای از کسانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کنند ، این زمانی است که شخص نیازمند کمک به شما ادعا می کند که مگر اینکه یک درمانگر “واقعاً من را پیدا کند” که آنها نمی توانند از آنها کمک کنند. بر اساس این عقیده دروغین که درمانگر نیاز به تجربه زندگی مشابهی با مشتری دارد ، این ایده مانع از بهبودی بسیاری از افراد می شود. در دنیای اعتیاد ، این احساس که آنچه برای دیگران مؤثر است برای من کار نمی کند می تواند هوشیاری را مسدود کرده و به طور بالقوه کشنده باشد.
- پاسخ “چگونه می توان به سادگی در مورد مشکلات من صحبت کرد ، هر چیزی را بهتر می کند”. این یکی از این موارد است ، به این ترتیب که فقط صحبت کردن در مورد مشکلات به احتمال زیاد خواهد بود نه منجر به پیشرفت شود. در بعضی از مواقع داستان به بازنویسی نیاز دارد و این کار به طور کامل بر روی شخصی که به دنبال کمک است ، می رود ، البته با راهنمایی دقیق یک متخصص آموزش دیده. شعار AA ، “وقتی روی مشکل تمرکز می کنم مشکل افزایش می یابد و وقتی روی راه حل تمرکز می کنم راه حل افزایش می یابد” به قلب این مسئله می رسد. زندگی هر کسی را زیر میکروسکوپ درمانی قرار دهید و مناطق بی پایان را برای بررسی و فلج خطر از طریق تجزیه و تحلیل کشف خواهید کرد – وقت بیشتری را در مورد زندگی فکر می کنید تا زندگی کنید.
بر خلاف حوزه پزشکی ، جایی که فرد با علائم مختلف وارد می شود ، تشخیص و سپس درمان را دریافت می کند ، روان درمانی یک فرایند تعاملی پویا است که در آن درمانگر به عنوان “متخصص” حضور نمی یابد بلکه به عنوان یک یاور شفابخش است که از طریق توسعه یک درمان درمانی رابطه ، به مشتری کمک می کند تا او را بهتر درک کند. به این ترتیب ، تمام موضوعات فوق که می توانند منجر به خاتمه روند قبل از شروع بهبودی شوند ، برای آسیاب درمانی است. این که آیا این روند هفته ها ، ماه ها یا سالها طول می کشد ، مبتنی بر ارزیابی حرفه ای از نیاز همراه با رضایت و درک آگاهانه فرد از خصوصیات منحصر به فرد اتحاد درمانی است.
دانستن اینکه فرد به کمک نیاز دارد و درخواست آن را می طلبد یکسان نیست. تقریباً مانند درد جسمی ، رنج روانی به مرور زمان بدتر می شود و از قضا ، تعمیق بیماری روانی می تواند احساس را حتی از کمک به دستان خود بگذارد. در زمان افزایش تنش ، ترس ، اضطراب و تروما ، غلبه بر مقاومت در برابر کمک حرفه ای برای بهزیستی ذهنی شخص بسیار مهم است که مانند شخصیت در شعر استیوی اسمیت که “… خیلی دور بود ، پایان نبرید تمام زندگی من و نه موج زدن اما غرق شدن. “
برای یافتن یک درمانگر ، به فهرست روانشناسی امروز مراجعه کنیدبشر
[ad_2]