20:30 - 2025/02/25

سلام به دوستان کوچک غمگین من

[ad_1] علی رغم اینکه سالهاست که سوء تفاهم شده ایم-بزرگ کردن مردم لزوماً همه آنها را تجربه نمی کنند ، و نه به ترتیب-همه ما با پنج مرحله کلاسیک Elisabeth Kübler-Ross به خوبی آشنا شده ایم: انکار ، عصبانیت ، چانه زنی ، افسردگی و و و پذیرش وقت...

سلام به دوستان کوچک غمگین من

[ad_1]

علی رغم اینکه سالهاست که سوء تفاهم شده ایم-بزرگ کردن مردم لزوماً همه آنها را تجربه نمی کنند ، و نه به ترتیب-همه ما با پنج مرحله کلاسیک Elisabeth Kübler-Ross به خوبی آشنا شده ایم: انکار ، عصبانیت ، چانه زنی ، افسردگی و و و پذیرش وقتی همه چیز را اضافه می کنید ، ظاهراً یاد گرفته اید که چگونه با از دست دادن عزیز خود زندگی کنید – یعنی احمق احمقانه.

این عصبانیت بود ، و از آنجا که من نمی خواهم او حرف آخر را بزند ، وقت آن است که از همه دوستان کوچک غمگین من بشنوم.

انکار

سلام ، من انکار می کنم ، اما هرگز آن را نمی پذیرم. من اولین کسی بودم که خبرهای وحشتناک درباره راب را شنیدم و عبارت “شوکه شده اما تعجب آور” را بیان کردم. من به یاد می آورم که غریزه بقا در لگد زدن و بعد از آن بی حس می شود ، زیرا این همان کاری است که من بهترین کار را می کنم. از لحظه ای که لری تماس گرفت ، مرگ راب احساس سورئال کرد: چگونه پسر کوچکش از بین رفت؟ لری هر روز صبح از خواب بیدار می شد و فکر می کرد که او درون یک رویای بد است. هیچ چیز برای او معنی نداشت ، و من مطمئن نیستم که چگونه او هر روز این کار را انجام داد. من اولین پاسخ دهنده بودم – روش ناتوان برای اجازه دادن به همان اندازه که لری می توانست از عهده آن برآید. متأسفانه ، طبیعت لری فقط به من اجازه داد حدود یک هفته با او در ارتباط باشم.

عصبانیت

این زمانی است که من روند غم و اندوه را به دست گرفتم. من عصبانی هستم دوه در ابتدا ، من نمی توانستم باور کنم که احمق کوچک چه کاری انجام داده است-خواه تکانشگر ، از پیش تعیین شده باشد ، چه کسی به S —؟-زیرا هر راهی که شما آن را خرد می کنید ، او باید می دانست که چقدر ما را برای همیشه پیچ می کند ، و همین باعث شد که من دیوانه شوم. چگونه او می تواند پس از تمام کارهایی که برای او انجام داده بودیم ، پس از همه کارهایی که با هم انجام داده بودیم ، خودخواه باشد؟

و سپس من علیه دستگاه خدا خشمگین شدم که اجازه می دهد این فاجعه اتفاق بیفتد-من معتقدم که سخنان دقیق من “مادربزرگ انتقام جویانه” بود-تا به خاطر آوردم که لری حتی مطمئن نیست که آیا او به او اعتقاد دارد.

من سعی کردم در Rob خشمگین بمانم. من واقعاً واقعاً انجام دادم. فکر کردم این قدرت را به ما می دهد. من می دانستم که این راهی برای نزدیک نگه داشتن راب است ، راهی برای کنار آمدن با هیچ چیز از دست دادن او و در عین حال ابراز شدت عشق لری به روحیه احمقانه. اما ، لعنت به آن ، من از من دعوت نشده ام که خیلی طولانی بچسبم. که من را به طور سلطنتی عصبانی کرد و هنوز هم این کار را می کند! اوه

چانه زنی

چانه زنی در اینجا راب شانس زیادی برای مذاکره با او در حالی که زنده بود ، به من نداد ، بنابراین اکنون من فقط چرخ می کنم و با درد لری برخورد می کنم. من به اندازه پسر قبلی عصبانی نیستم و یا به اندازه مردی که از بعدی می شنوید ناراحت نیستم ، و من همانطور که بیشتر می خواهم می آیم و می روم و می روم. غم و اندوه و عزاداری هیچ تخفیف یا هدیه ای ارائه نمی دهد. همانطور که من مطمئن هستم که شما متوجه شده اید ، همه باید بالاترین قیمت را بپردازند.

من به طور کلی با آنچه برخی فکر می کنند شریک نسبتاً مزاحم به نام گناه است کار می کنم. همه whys و چه چیزی؟ این اوست! مدتی طول کشید تا اینکه لری سرانجام در را به ما نشان داد ، و این بعد از درگیری های بی شماری با همکار من ، به خصوص اواخر شب ، درست قبل از اینکه لار بخوابد ، بود.

افسردگی

سلام تاریکی ، دوست قدیمی من ، من دوباره آمده ام تا با شما صحبت کنم. این در مورد بهترین شوخی و گذار است که می توانم جمع کنم. استراحت من را قطع کنید! من افسردگی هستم ، نه Rodney Freaking Dangerfield. من هر از گاهی اوقات ، قبل از درگذشت راب ، پیش از این که او حتی به دنیا بیاید ، تقریباً بوده ام. من مه همه جانبه غم و اندوه ، پوچی در روح لری هستم ، و همانطور که او با صراحت می گوید ، فضای موجود در قلب او که هرگز بسته نخواهد شد.

در همان زمان ، من در تمام زندگی او هرگز احساس لازم نبود. من بزرگترین و دلخراش ترین مرحله از کل گریه های غم و اندوه بودم ، اما من نیز مهمترین آن بودم. این فکر اگر خیلی غمگین نبودم ، من را خوشحال می کند. من در سفرهایمان از طریق جهنم هیچ میانبندی ارائه ندادم و درد غیرقابل تصور بود. انگار که این کافی نبود ، من خواستار تحمل شدم. من موسیقی غم انگیز از ضربان قلب او (ساخته و اجرا شده توسط بیل اوانز) بودم و من و لری و من به تنهایی رقصیدیم تا اینکه در نهایت شفابخشی وارد شد. حداقل این همان چیزی بود که پسر بعدی به من گفت ، اگرچه من مطمئن نیستم که آیا من واقعاً او را باور کردم.

پذیرش

خوش آمدید! پذیرش نام من ، و تام هنکس احتمالاً من را در نسخه فیلم مدل Kübler-Ross بازی می کند. بنابراین این مورد است: من در تلاش بودم تا افسردگی را تشویق کنم. او با همه گریه و غم و اندوه و عذاب بسیار مرد غمگین است ، اما منظورم این بود که در مورد شفابخشی گفتم. من چند ماه پس از اینکه لری با مرگ راب باز شد ، رسیدم و من نگهبان واقعی روح او هستم. من از انکار دعوت کرده بودم تا در اوایل درد کمک کند ، و سپس اجازه دادم عصبانیت را به دست بگیرد تا لری بتواند مقداری بخار را منفجر کند. چانه زنی با شریک آزار دهنده خود در جرم و جنایت روبرو شد و آن آفات برای خندیدن کمی دشوارتر بود. و بیایید فقط بگوییم افسردگی و من به درک رسیدم.

وقتی لری درباره “برای همیشه تغییر کرده” صحبت می کند ، او در مورد من صحبت می کند. من به او كمك كردم كه با راب در اینجا نباشد و با تشخیص دلایل اینكه او نیست. من مانند بسیاری از درمانگران گذشته خود ، او را ترغیب کردم که یاد بگیرد که چگونه با احساسات ناراحت کننده بنشیند. ما عمدتاً در مورد راب صحبت کردیم که دیگر با شیاطینش دست و پنجه نرم نمی کند و سرانجام در آرامش و چگونگی زندگی روح او در قلب ما زندگی خواهد کرد.

برخی از افراد ، حتی شما حتی شما ، مجبور هستند نام من را نادرست تفسیر کنند. من می دانم که به نظر می رسد نوعی امیدوار کننده است ، اما حقیقت این است که من نمی توانم چیزی را برای لار احساس کنم زیرا از دست دادن راب هرگز احساس خوبی نخواهد کرد. با این حال ، من می توانم به او کمک کنم تا بدون Rob بهبود یابد و زندگی کند. من باید و خواهم کرد ما انتخاب دیگری نداریم.

برای یافتن یک درمانگر ، به فهرست روانشناسی امروز مراجعه کنیدبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان