06:10 - 2025/02/25

شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید – فقط خودتان

[ad_1] من می خواهم بخشی از عنوان را تکرار کنم زیرا این حقیقت است که بارها و بارها تکرار می شود – شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید. بیشتر ما این را از نظر مفهومی می دانیم ، اما ما در گرمای درگیری فراموش می کنیم یا وقتی کسی که عمیق...

شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید – فقط خودتان

[ad_1]

من می خواهم بخشی از عنوان را تکرار کنم زیرا این حقیقت است که بارها و بارها تکرار می شود – شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید. بیشتر ما این را از نظر مفهومی می دانیم ، اما ما در گرمای درگیری فراموش می کنیم یا وقتی کسی که عمیقاً به آن اهمیت می دهیم ، به خود یا ما آسیب می رساند. منطق با اصرار عمیق برای فشار ، دعا یا ایجاد آنها برای تغییر جایگزین می شود. این که آیا این یک شکایت دیرینه با شریک زندگی شما است ، ناامیدی از یکی از اعضای خانواده که انتخاب های سالم تری انجام نمی دهند ، یا به خاطر اقدامات یک دوست صدمه می زنند ، تلاش برای تلاش برای “رفع” یا “تغییر” دیگران می تواند احساس غرق شدن کند.

اما در اینجا بخش سختی برای پذیرش وجود دارد – تلاش های ما برای مجبور کردن تغییر در دیگران نه تنها با شکست روبرو می شوند ، بلکه آنها اغلب مقاومت می کنند و ما را نسبت به گذشته تحت استرس و گیر می گذارند.

چرا ما تلاش می کنیم

این طبیعت انسانی است که وقتی رفتار شخص دیگری به طور مستقیم بر زندگی ما تأثیر می گذارد احساس مضطرب بودن می کند. شاید همسرتان به کارهای کارها کمک نکند ، و احساس پشتیبانی نمی کنید. شاید عادات مخرب یک فرد عزیز برای شاهد دردناک باشد. فکر کردن آسان است ، “اگر آنها فقط تغییر کنند ، اوضاع بهتر خواهد بود.” و به همین ترتیب چرخه تلاش برای فشار دادن تغییر می کند.

اما این سؤال سخت را متوقف کنید و از خود بپرسید – آیا این کار کرده است؟ آیا تلاش برای کنترل رفتار آنها الهام بخش تحول واقعی است؟ یا آیا این امر منجر به ناامیدی ، دفاع و احساسات صدمه دیده است؟ بیشتر اوقات ، تلاش برای مجبور کردن تغییر منجر به بازگشت می شود. شخص دیگر حتی ممکن است در انتخاب های خود دو برابر شود – یا شما را به دلیل درگیری سرزنش کند.

ناراحتی که در این لحظات احساس می کنیم اغلب ناشی از اضطراب است ، نه تنها در مورد مسئله مورد بحث بلکه در مورد ناتوانی ما در کنترل آن. خبر خوب این است که اینجا جایی است که کار شما آغاز می شود – نه با آنها بلکه با شما.

کاری که می توانید در عوض انجام دهید

به جای تثبیت شخص دیگر ، با تصدیق اینکه رفتار آنها چگونه به شما آسیب می رساند یا آزار می دهد ، شروع کنید. در مورد الگویی که در رابطه می بینید با خود صادق باشید. آیا آنها واقعاً مایل به تغییر هستند ، یا به شما نشان داده اند اینگونه هستند؟

هنگامی که قبول کردیم که نمی توانیم کسی را مجبور به تغییر کنیم ، می توانیم یک قدم عقب برداریم و در مورد اوضاع عینی تر شویم. این روند ممکن است باعث اضطراب شود ، اما همچنین در مورد آنچه می توانیم و نتوانیم کنترل کنیم ، به ما شفافیت می دهد.

چه چیزی را می توانید کنترل کنید؟ پاسخ شخصی شما

پاسخ شما فقط مربوط به کلماتی نیست که شما برای تعیین مرزها استفاده می کنید – همچنین مربوط به آنچه از طریق اقدامات خود ارتباط برقرار می کنید است. یکی از قدرتمندترین راه ها برای تغییر پویایی ، مدل سازی آنچه برای شما قابل قبول است و آنچه نیست.

یک مسئله مکرر بین زن و شوهر در نظر بگیرید. همسر دائماً از همسرش می خواهد که در کارهای خانگی کمک کند ، اما او هرگز از آن پیروی نمی کند. او از یادآوری های بی پایان که نادیده گرفته می شوند ، ناامید ، صدمه دیده و خسته شده است.

رویکرد فعلی – تکرار درخواست ها ، ابراز ناامیدی و در نهایت انجام وظایف خود به هر حال – باعث ایجاد تغییر نمی شود. این تقویت الگویی از مقاومت و مقاومت منفعل است.

اگر او رویکرد متفاوتی اتخاذ کند ، چه می شود؟ او به جای اینکه او را به تغییر سوق دهد ، می تواند یک قدم عقب برداشته و تصدیق کند که این واقعیت است. او ممکن است از خودش بپرسد ، “گزینه های من در اینجا چیست؟” او می تواند تصمیم بگیرد که به بخشی از توافق نامه خود بچسبد – مراقبت از کارهایی که با او موافقت کرده است – اما آنچه را که قرار بود مسئولیت او باشد انجام نداد.

به عنوان مثال ، اگر او موافقت کند که سطل زباله را بیرون بیاورد اما این کار را نمی کند ، ممکن است به جای قدم گذاشتن برای “جبران” برای از بین رفتن خود ، آن را برای او بگذارد. اگرچه این ممکن است در ابتدا احساس ناراحتی کند ، اما پیام واضحی را از طریق عمل ارسال می کند: “این همان کاری است که من می توانم انجام دهم ، و من آنچه را که از شما خواسته ام استفاده کنم.”

این بدان معنا نیست که او باید از مکالمه خودداری کند یا او را پاسخگو نباشد. او می تواند به طور کلامی مرز را با بیان آرام بیان کند ، “من باید در اداره خانواده احساس حمایت کنم و خودم نمی توانم همه چیز را به دست بیاورم. وظایف اضافی که توافق شده است مال شما باشد. “

او با تغییر تمرکز به رفتار خودش ، از فرسودگی تلاش برای تغییر او جلوگیری می کند و به جای گفتن ، چه چیزی با او خوب است.

هنگامی که ما از تمرکز روی پتانسیل های شخص دیگری متوقف می شویم و آنها را به روشنی برای کسانی که هستند ، شروع می کنیم ، خودمان را از انتظارات غیرواقعی رهایی می دهیم. بسیاری از ما صفاتی را که می خواهیم به دیگران برسانیم ، به این نتیجه می رسیم که در نهایت آنها را مورد توجه ، مسئول یا عاطفی قرار می دهند. در حالی که امیدواریم به بهترین ها در دیگران امیدوار باشیم ، بسیار مهم است که بپذیریم که آنچه به آن امیدواریم و آنچه اغلب دو چیز متفاوت است. عینی تر بودن در مورد افراد در زندگی ما ، انعطاف پذیری بیشتری در انتخاب با ارزش ترین پاسخ ها به اوضاع می دهد.

مرزهای کلامی و رفتاری ابزاری برای کمک به شما در مدیریت زندگی خود هستند – نه ابزاری که خواستار تغییر شخص دیگری هستند. وقتی آنچه را که از طریق اقدامات خود قابل قبول است ، نشان می دهید ، ممکن است در نهایت خود را از چرخه بی پایان فشار و دعوی رها کنید.

این روند تحریک کننده اضطراب است زیرا از ما می خواهد که وارد ناشناخته ها شویم. از این عقیده که می توانید کسی را فقط با کلمات یا اعمال درست تغییر دهید ، دشوار است. اما آزادی واقعی در پذیرش این است که شما نمی توانید.

مسیر به جلو

اگر در یک رابطه پویا احساس گیر کرده اید ، سعی کنید از تلاش خود برای کنترل یا تغییر شخص دیگر دور شوید. از خود بپرسید که واقعاً برای مدیریت بهزیستی خود چه کاری می توانید انجام دهید. این ممکن است شامل تعیین مرزهای محکم ، تمرکز بر رفتار خود و رها کردن الگوهای ناشی از اضطراب یا ناامیدی باشد. همچنین ممکن است شما را به دلیل واضح تر بودن در مورد معاملات خود ، به شما ترک کند و یا دیگر نمی دانند که با روشی بی احترامی رفتار می شود.

در نهایت ، شما مسئول آموزش دیگران از طریق کلمات و اقدامات خود هستید که چه چیزی برای شما خوب است – و آنچه نیست. این یک فرایند آسان نیست ، اما یکی از آنها ریشه در احترام به خود و وضوح عاطفی دارد. ممکن است شما نتوانید تغییر در دیگران را مجبور کنید ، اما می توانید با خود رابطه ای ایجاد کنید که در عمل آرام ، واضح و با اعتماد به نفس باشد.

و ، اغلب ، این جایی است که تحول واقعی آغاز می شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان